بایگانی ماهیانه: جولای 2009

“قرار نیست آزاد شود”

“قرار نیست آزاد شود” باید زنگ می زدم. دلم براش یه ذره شده بود. میم گفت گفته بوده کلی حسودی اش می شه که میم من رو داره می بینه. کاش رفته بودم یه سر آلمان. کاش. همیشه هرموقع خالی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای “قرار نیست آزاد شود” بسته هستند