بایگانی ماهیانه: نوامبر 2008

تو دلم رخت می شورن

چطور می شه یه آدمی رو که می تونی هر روز باهاش به خودتون و دنیا غش غش بخندین بذاری بری؟ آدم با دستای خودش خنده رو می گیره از خودش و با یه خنده قاب شده جایگزین می کنه؟ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای تو دلم رخت می شورن بسته هستند

باز هم درباره وضعیت حسین درخشان

باز هم درباره وضعیت حسین درخشان من از دو تا آدم مختلف تو ایران شنیدم که حسین دست مرتضویه و عشرت آباد هم هست. یعنی غیرقانونی گرفتنش. برای همین هم برخلاف پروتکل به سفارت کانادا اطلاع ندادن که گرفتنش. البته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای باز هم درباره وضعیت حسین درخشان بسته هستند

درباره وضعیت حسین درخشان

درباره وضعیت حسین درخشان 1- مامان حسین درخشان می گه که حسین خوبه و نگرفتنش و اگر زنگ بزنین می گه خونه نیست رفته بیرون. 2- یک نفر دیگه از آشنایان حسین که خارج از ایران زندگی می کنه می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای درباره وضعیت حسین درخشان بسته هستند

به بعضی آدما نباید نزدیک شد

به بعضی آدما نباید نزدیک شد. بعضی آدما باید دور بمونن، تا خاطره اشون خراب نشه، تا بتونی از وجودشون، از نوشته هاشون، از آثارشون لذت ببری. یه چند تا آدم هستن که تو ذهن من بزرگن. رمان نویس محبوبم، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای به بعضی آدما نباید نزدیک شد بسته هستند

مثل اینکه عشا آزاد شده

مثل اینکه عشا آزاد شده روجا بندری از کمپین یک میلیون امضا کالیفرنیا به رادیو زمانه گفته عشا آزاد شده و دوستای نزدیکش هم الان استتوس جی تاکشون اینه که عشا آزاد شده. گروه کمپین توی فیس بوک هم پیغام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 6 دیدگاه

Show must go on…

Show must go on…

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای Show must go on… بسته هستند

از رادیو زمانه استعفا دادم

من از سردبیری سایت رادیو زمانه (جمعه ها و شنبه ها) استعفا دادم تا زیر بار این تحقیر نرم. استعفا دادم تا زیر بار سانسور و محدودیت آزادی بیانم نرم. به اندازه کافی سهم سانسورم رو از جمهوری اسلامی گرفتم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از رادیو زمانه استعفا دادم بسته هستند

همینجوری

1- تهوع 2- پرنسیپ/principle 3- اخلاق رسانه 4- I’m not for sale. 5- اگر بزرگ شدن به اینه، کاش ماها همیشه بچه بمونیم. کاش هیچ موقع بزرگ نشیم. 6- دوستان عزیز، احساساتی شدن من به شما چه؟ لطفا نگران من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای همینجوری بسته هستند

خوابم نمی بره. وحشت دارم از اینکه برم اون در رو که بسته است باز کنم و برم تو. هی از من می پرسن چرا خوشحال نیستی؟ چرا ذوق زده نیستی؟ و من دارم فکر می کنم که چرا باز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

تهوع و درد؛ این دو تا حس باید جدا بیاد

تهوع و درد؛ این دو تا حس باید جدا بیان سراغ آدم. تهوع وقتی داری، یکی با عشق می تونه بیاد کمکت کنه بالا بیاری همه اون چیزایی که روی دلت سنگینی می کنه. همه اون سیاهی ها، کثافت بازی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای تهوع و درد؛ این دو تا حس باید جدا بیاد بسته هستند