چرا اعدام واسمون عادی شده؟

چرا اعدام واسمون عادی شده؟
مریض شدیم به خدا. از بس خبر اعدام شنیدیم هر روز، اعدام واسمون عادی شده. جون دادن تدریجی یه آدم توسط خفه شدن با یه طناب وقتی آویزون باشه تو هوا واسمون عادی شده. اونقدر عادی شده که می تونیم توجیه هم بکنیم خیلی راحت که خب فلانی بزرگترین جرم رو کرده و خب تو مملکت ما هم بزرگترین جرم مجازاتش اعدامه.
همه امون احتیاج به روانپزشک و درمان روانی داریم. ما اصلا یادمون رفته که با جون آدما نباید معامله کرد، که اعدام به ناحق آدما رو نباید فراموش کرد. ژشت می گیریم با اعدام مخالفیم اما پاش برسه هم می تونیم یه اعدام رو توجیه بکنیم هم می تونیم فراموش بکنیم.
از اون بی وجدان هایی که می گن این جوون ۲۸ ساله عضو جندالله بوده و برای توجیه اعدامش از جنایت های جندالله فکت می آرن می پرسم آیا اونا شاهد محاکمه عادلانه این جوون بودن؟ آیا حاضرن توی آینه تو چشای خودشون نگاه کنن و بگن مطمئن هستن که این جوون عضو جندالله بوده و آدم کشته یا گروگان گرفته و عدالت در موردش رعایت شده؟‌ آیا اگه عزیز خودشون، بچه یا پدر مادر یا خواهر برادر یا پارتنر خودشون تو یه محاکمه غیر علنی یهویی تروریست شناخته بشه حکم رو قبول می کنن؟ آیا اون وقت اعدام عزیزشون براشون موجهه؟
این وبلاگای ما تاثیر رو ملتی که اینترنت ندارن نداشته هیچی، تاثیر رو خودمون هم نذاشته. می شینیم بی شرفی خودمون رو با پروریی اعلام عمومی می کنیم و هیچ چی هم عوض نمی شه و هیچ کس هم صداش در نمی آد. چه می دونم شاید از بس فیلم ترسناک یا جنگی دیدیم یا بازی های کامپیوتری بزن بکشی دیدیم کشتن و خشونت و اعدام برامون عادی شده که اینقدر خونسردانه می تونیم اعدام یه آدمی که دادگاه منصفانه علنی نداشته رو توجیه کنیم؟‌ نمی دونم که چی شده از کی تا حالا وقتی در مورد روند دادگاه یه نفر هیچ اطلاعی وجود نداره انقدر مطمئن می شیم که یه آدم تروریست بوده؟
ملت آمریکا دچار این دام شدن و حکومتشون لولو خوخوره تروریسم رو بالای کله اشون گذاشت و به بهانه اش گند زد تو خیلی از حقوق و آزادی هاشون. همه دنیا داره می گه آمریکایی ها گند زدن. همه دنیا داره می گه تروریسم شده بهانه واسه دولت آمریکا که گند بزنه به حقوق بشر و بتونه ملت رو کنترل کنه و آزادی هاشون رو بگیره. از زیر دست لولو خورخوره تروریسم هستش که زندان ابوغریب در میاد. اونوقت حالا ما که خیر سرمون انقدر تحصیل کرده و دنیا دیده و چپ و باحالیم، همین گند رو در مورد کشور خودمون نادیده می گیریم. اصلا حالیمون نیست همون بلای مشابه رو دارن رو سر کشور خودمون می آرن. مترسک امنیت ملی رو نمی بینیم. می ذاریم کنشگر اجتماعی رو بگیرن به اسم اقدام علیه امنیت ملی. می ذاریم این و اون رو بکشن به اسم اینکه تروریست بودن. ما چه مون شده؟‌ چرا این چیزا واسمون عادی شده؟ چرا اعدام برامون عادی شده؟ وجدانمون رو بعد از کدوم عاروق روشنفکری جا گذاشتیم؟ چرا مملکت ما یه جوریه که توش یعقوب مهرنهاد اعدام می شه؟ چرا تو بیستمین سالگرد کشتار دهه شصت، تو دوره بمباران اطلاعاتی و اوج شکوفایی فناوری های اطلاعاتی، باز دوباره موج اعدام ها تو مملکتمون شروع شده؟ چرا اصلا جامعه ایران یه جوریه که توش اعدام های فله ای انجام می شه و اعدام یه اتفاق روتینی هست و کک جامعه هم نمی گزه به خاطرش؟‌ چرا آخه؟

بلوط: اگر پدر من بود
میرا: آنکه برای آزادی بر دار رقصید:
«آقایان از ۱۶ سرباز گروگان گرفته شده تنها ۱۰ تا باقی مانده اند به جای این فرافکنی ها برای جان شهروندانتان ارزش قائل شوید . این گروهک تروریستی را از مرزها برانید و سربازان در بند را نجات دهید . خواست عمومی این است نه اعدام یک فعال مدنی…»

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 پاسخ به چرا اعدام واسمون عادی شده؟

  1. لوا می‌گوید:

    چپ ایرانی در امریکا که رسما اینطور شده که به خاطر مخالفت با بوش و سیاست‌های امریکا باید با هر کی که ضد اون حرف می‌زنه موافق بود. حالا اگه دیوانه ای مثل چاوز باشه یا احمدی‌نژاد فرقی نداره. خودت که بهتر از من می‌دونی اوضاع چطوره. ما باید مخالفت کنیم به تصویب لایحه استراق سمع یا دادگاه فلان زندانی ابوغریب – که باز وضعش بد نیست و یک گروه وکیل داره- اما اگه یک کلمه از اینها بگیم میشیم سیاه نمای ایرانی و با آذر نفیسی و بتی محمودی مقایسه می‌شیم. میدونی که من هم موافق سیاست‌های این دولت معظمه اینجا هم نیستم، اما از این چپ پوپولیست خودمون بیشتر از اون هم عصبانی ام.

  2. یک دوست می‌گوید:

    خورشید خانم عزیز شما خودت رفتی نشستی اون طرف دنیا داری زندگی و عشق و حالت رو می کنی بعد پروژه مبارزاتی می نویسی ؟! داری این چراها را می پرسی ؟! چرا خود تو برنمی گردی اعتراض کنی به این جنایت ها ؟؟؟ ! ملت می ترسند . بد جور هم می ترسند چون این بی شرف ها به کش و کشمش اعدام می کنند . دستگاه اطلاعات امنیتی شون هم اون قدر قوی هست که … بگذریم . تکرار مکرراته این حرف ها . البته شما هم این جا چار دیواری اختیاریت هستش و هر چی دلت می خواد می نویسی . اما همش شعار و حرف و حرف . خود تو ؟! به هر ترتیبی بود (خب زرنگ بودی دیگه راه و چاه رو بلد بودی !) پاشدی رفتی اون ور دنیا داری درست رو میخونی و هر از گاهی هم چار تا از این سمینارای نمیدونم چی چی شرکت می کنی و از اون ور هم پز مخالفت با وویس امریکا رو داری و ………. تازه اومدی این جا می پرسی چرا ؟!! جالبه والله . تو ککت میگزه ؟! تو چرا یه کاری نمی کنی و امثال تو که نشستین اون ور دنیا غر غر می کنید . مردم این جا (اکثریت) اون قدر گرفتار و بدبختن که سگ دو میزنند دنبال یک لقمه نون . این وبلاگ مبلاگ هم که میبینی برد چندانی نداره . اصلا چند درصد ایرونی ها سواد حداقلی کامپیوتر و استفاده از اینترنت دارن ؟! بگذریم همش حرف مفته !

  3. نازخاتون می‌گوید:

    صنم جون سلام. اون کسانی که خيلی راحت آسيه و بقيه​ی وبلاگ​نويس ها رو متهم به پروژه​ی “شهيد سازی” از يک “تروريست مرتبط با جندالله” می​کنند، انگار قراره برند ايران تا بتونند” بيشتر به مردمشون کمک کنند”… پر بيراه نيست که حرفاشون هم رنگ و بوی اون ذوب شدگان داخلی رو داره…

  4. mehran می‌گوید:

    متاسفانه این نوشتتون حقیقت رو بیان میکنه..حقیقتی تلخ….. چیزی بیش از این برای گفتن ندارم… بغیر از اظهار تاسف برای خودمون و کشورمون……

  5. حميد می‌گوید:

    صنم جان فكر مي‌كنم كمي از فضاي ايران دور شدي
    اينجا خيلي تفاوت كرده، يا آدم ها دستشون به دهنشون نمي رسه كه شب تا صبح دمبال سگ دو زدن برا نونن كه اصلا نمي فهمن كي اعدام شد كي مرد،
    يه سري جوون آدم حسابي ام كه هستن همه تو فكر رفتنن و اين كه چي كار كنن كه رفتنشون سري تر بشه و چيزي مانعش نشه.
    يه سري آدم ديگه هم هستن كه دارن كار مي‌كنن براي اينهايي كه تو مي‌گي ولي دارن يكي يكي تخمشون و مي‌كشن. انقدر كه آدم ها فكر مي‌كنن بهايي كه پرداخت مي‌كنن اصلا با چيزي كه بدست مي‌آرن سازگار نيست، برا همين ترجيح مي‌دن آروم تر و تو بستر جامعه كار بكنن تا هزينه بيروني كمتري داشته باشه.
    بماند اين داستان سر دراز دارد. بايد اين جا باشي تا ببيني براي دختر 17 ساله اي كه با يه پسر تو خيابون گرفتنش تو سوء سابقش نوشتن قوادي ( جاكشي ) تا ببيني مثل آب خوردن ديگه جايي استخدامت نمي‌كنن.

  6. پست استراکچرالیسم رو عشقه می‌گوید:

    میگی شماها که چپ هستین چرا اینجوری می کنین؟‌ حالت خوبه؟‌ کجا بودی تا حالا؟ مگه چپ اصلا جز این غلط دیگه ای هم هیچوقت در تمام عمر تاریخی پر برکتش!‌ می تونه بکنه که این بار دومش باشه؟‌چپ مگه واسه نسل کشی های استالین و بقیه رفقا اون موقع ککش هم گزید؟‌خمرهای سرخ؟‌ ویت کنگ؟‌ اعدامها و آدمکشی های به قول خودت فله ای فیق فیدل و رفیق چه گوارا؟‌ مگه اصلا چپ هیچ زمانی جز این مهملاتی که راجع به آمریکا و اسراییل و سرمایه داری و اینها نشخوار میکنه اصلا چیز دیگه ای هم بارش داره که بتونه ازین کارها که می گی بکنه یا کرده باشه؟‌
    برو بابا به همون شرو ورهای پست استراکچرالیست و ضد چه میدونم کورپوریشن و جودیت باتلر و نوام چامسکیت برس عزیزم. چرا وقت با ارزشت رو بابت این بورژوا بازیهای عوام تلف میکنی؟‌حیف نیست؟‌ببین چند بار میتونستی از فلسطینی ها ی «مظلوم» بگی بیخودی هدر دادی؟‌ آخه چطور دلت اومد بیرحم سنگدل فریب خورده؟‌ پس این همه از این شاهکارهای پست استراکچرالیست می خونی به چه درد میخوره؟‌واسه همین وقت هاست دیگه که وقت هدر ندی جز فلسطین و ابوغریب و چندتا لیچار بار بوش راجع به چیز دیگه اصلا فکر کنی؟
    چه جور چپی هستی آخه؟ کی میخوای یاد بگیری؟

  7. کورش می‌گوید:

    نویسنده محترم
    خورشید خانم؛
    سوال من این است که بر اساس کدام دلیل مستند و مستدل به راحتی در مورد ملت و دولت آمریکا به این راحتی قضاوت می کنید. فراموش نکنیم که آمریکا جمعیتی در حدود ۳۰۰ میلیون نفر دارد که در ۵۰ ایالت مختلف همراه با تنوع و گوناگونی نژادی در حال زندگی هستند. فراموش نکنیم که چه بخواهیم و نخواهیم٬ چه قبول کنیم و یا نکنیم در حال حاضر آمریکا ابر قدرت بلامنازع جهان است.
    شاید وقت آن رسیده باشد که به خود جرات دهید و از آن شهر کوچک دانشگاهی در فلوریدا بیرون بروید. حداقل از چند ایالت آن با ماشین رد شوید و با مردم آن گفتگو کنید و بعد در مورد آن قضاوت کنید. باور کنید آمریکا و سیاست آمریکایی پیچیده تر از آن است که به نظر می آید. اگر چنانچه در مورد ملت آمریکا و یا ایران نظری دارید حداقل مستند و مستدل بیان کنید و بعد اعلام کنید که این ملت گند زده است و یا نزده است؟ آیا شما از آمریکایی ها٬ آمریکایی تر هستید؟ ایا شما از سیاستمداران آمریکایی٬ سیاستمدارتر هستید؟ آیا شما کارشناس مسایل اجتماعی هستید؟( اگر هستید بر اساس کدام مدرک و سند)
    باور کنید گاهی مسایل پیچیده تر از آن است که به نظر می اید. اگر با اعدام انسانی احساساتی شده اید٬ بر اساس کدام دلیل مردم و ملتی( چه ایران و چه آمریکا) زیر سوال می برید؟
    با احترام
    کورش
    واشنگتن دی سی

  8. loobia می‌گوید:

    انقدر از این دوتا خبر وحشتزده شدم که اصلا نمی تونم راجع بهشون چیزی بنویسم. چی کار دارند می کنند این سران ما؟ چه شون شده؟ اینهمه وحشی گری آخه برای چی؟ از اون ترسناک تر اینه که احساس می کنم این خبرها اصلا به گوش مردم نمی رسه. می گن قاتل و آدم کش اعدام کردیم. مردمم می گن خوب به ما چه. ترسناکه. خیلی ترسناکه. خیلی.

  9. حقوقدان پاریسی می‌گوید:

    می دونی چرا خو گرفته ایم؟ چون ما هم محصول همون جامعه ای هستیم که روشنفکرترهاش از معتاد گرفته تا فاحشه از آخوند گرفته تا مختلس را بي محاكمه بر دار مي خوان و غیرروشنفکرهاش هم به تماشای اجرای قوانین مترقی قطع دست و پا و سنگسار و به صلیب کشیدن و از کوه پرت کردن و شلاق زدن و اعدام در ملا عام می رن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *