بلوغ در جنبش زنان ایران

نقد درونی بچه های کمپین یه میلیون امضا رو خوندم، حس کردم که چقدر جنبش زنان بالغ شده. جالبه که این بچه ها از همون جایی ضربه خوردن که ما هم خورده بودیم (حالا با کمی تفاوت). اما اون موقع واکنش ما این بود که سکوت کنیم و خودمون رو بخوریم. من حتی وبلاگم رو بستم که چیزی ننویسم و نگرانی ام بروز نکنه تا گزک به دست بیگانه داده نشه. و البته باعث شد نسبت به خیلی چیزها ناامید شم و متاسفانه دیگه فکر نکنم لزوما رعایت «اخلاق فمینیستی» جز اصلی و غیرقابل خدشه کنش فمینیستی است. اما ماجرا همیشه مثل یک بغض نترکیده موند توی دلم و فقط گذشت زمان باعث شده تصویرش تو ذهنم کمرنگ تر شه.
حالا می بینم چقدر خوبه که فعال های جوان زنان مغلوب اسم ها و رسم ها نمی شن و روی آرمانشون متمرکز هستن و از ابراز عقیده و تجربه و نقدشون ابایی ندارن. گاهی فکر می کنم شاید ما هم نباید سکوت می کردیم و باید نقد درون جنبشی می کردیم تا تجربه های تلخ تکرار نشن. به هر حال این نقدهای بچه ها می تونه سندهای ارزشمندی بشه برای آینده جنبش زنان. کلی می شه از این تجربه ها درس گرفت، و کلا خوشحالم از بلوغ بخش بزرگی از جنبش زنان.
دوستی دارم که وقتی حرف و حدیث پیش میاد همه چیز رو می ذاره کنار و فقط روی کار متمرکز می شه. خوبی اش اینه که حداقل اینطوری کار انجام می شه (حتی اگه بعضی چیزهاش و کارهاش رو نپسندم این وسط.) حالا امیدوارم بچه های کمپین یه میلیون امضا هم بگذرن از این مرحله و متمرکز بشن روی انجام کار اصلی، یعنی گسترش آگاهی میون مردم.
یک چیز هم بگم که واقعا از روی بدجنسی ام و بی احترامی و نادیده گرفتن کارهای ارزشمند نسل های قبلی نیست. اما واقعا حال می کنم با نسل جدید و جوون فمینیست های ایرانی که دارن یواش یواش کارهای بد و مزخرف نسل های قبلی رو کنار می ذارن و هویتی جدید برای خودشون تعریف می کنن و براشون فمینیسم و هویت فمینیستی دغدغده اصلی است نه باندبازی و محفل بازی و قدرت. جدا فکر کنم موقع اش باشه که دست بکشیم از اخلاق های بد و غیر دموکراتیک و «خاله زنکانه و عمو مردکانه»مان. فکر کنم وقتش باشه که حرف و فقط حرف درباره ساختار افقی و دموکراتیک و غیرسلسله مراتبی رو کنار بذاریم و واقعا به این چیزها عمل کنیم.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.