غار

اون سال بعد از همه ماجراهای تصادف فکر کردم اگه بمونم تو خونه و از خونه بیرون نرم هیچ اتفاق آزار دهنده ای دیگه نمی افته. ولی فهمیدم حتی توی خونه آدم هم امن نیست. نمی دونم کجا باید برم ایندفعه. یه چاهی باشه سرم رو بکنم توش هیچکس منو نبینه و هیچکس رو نبینم. شاید اینطوری راحت تر باشه. شاید باید ایندفعه یه غار پیدا کنم.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.