ترک سیگار – قسمت دو

ترک سیگار – قسمت دو
خب نزدیک دو ماه می شه که سیگار نمی کشم،‌ برای همین روم می شه بیام بگم ترک کردم. به طرز عجیبی خوب پیش رفت قضیه. واسه همین می نویسم اینجا شاید به درد کسی خورد.
اولش خب با سرماخوردگی بد شروع شد. یعنی چند روز اول سرماخوردگی که من خیال ترک نداشتم اصلا. ولی اونقدر حالم بد بود که اصلا هیچی از گلوم پایین نمی رفت حتی دود. واسه همین یه خورده کار من راحت تر شد. وقتی به طور طبیعی سه چهار روز آدم نکشه، خب خیلی راحت تر می شه براش. بعد از اون چند روز بود، که من شروع کردم از آدامس نیکوتین استفاده کردم. به نظرم همینطوری یهویی آدم شروع کنه آدامس بخوره سخت باشه و بعد از چند روز دوباره روز از نو می شه. اصلا من فکر کنم آدم باید دلش بخواد ترک کنه تا بعد بتونه بره سراغ کمک.
من خودم هیچ موقع نمی خواستم ترک کنم. یعنی خب از شما چه پنهون من عاشق سیگار کشیدنم! یعنی همین الان هم دلم پر می کشه واسه سیگار از نظر روحی. یه جوری خب زندگی من گره خورده بود باهاش. من ساعت ها در روز لپ تاپ به روی پام و سیگار گوشه لب بیرون می شستم روی این صندلی پیک نیکی هایی که داریم. این منظره جلوی خونه ما هم خیلی قشنگه. بعدش خب یه معنی داده به زندگی ام دیگه. وگرنه که من نمی رفتم هی مرتب بیرون بشینم! بعدش هم کلا سیگار اسباب معاشرت من با یک عالمه آدم باحال شده بود در طول زندگی. بعد همه خاطره های کافی شاپی و عشقی و مشقی با سیگار یه ربطی داشت! (نگاه کن تو رو خدا اومدم از ترک سیگار بنویسم برعکس شد!) خلاصه، وقتی دوست داری سیگار رو و خیال ترکش رو هم واقعا نداری، همه ادا اطوارهای ترک و مرک الکیه دیگه. وقتی آدم به یه جایی برسه به هر دلیلی، که واقعا بخواد ترک کنه، اونوقت همه چی می تونه کمک کنه. (مثل من که مثلا بی ربط دزد زد بدبختم کرد دیدیم خیلی بدبیاری دارم میارم،‌ فقط واسه اینکه حس کنم رو زندگیم کنترل دارم ترک کردم).
این آدامسای نیکورت،‌ یه مدلش اومده شیرین نعنایی. عین آدامس نعنایی می مونه. خیلی مزه اش بهتره از آدامسای بی مزه قبلی. واسه همین خب حال می ده جویدنش. جویدنش هم راه داره. اینطوری نیست که زرپ بذارین قرچ قرچ بجوین. باید اول چند تا گاز آروم بزنین. بعد که یهو احساس کردین زبونتون یا دهنتون داره ذوق ذوق می کنه، آدامسه رو یه گوشه فکتون “پارک کنین”،‌ یعنی بذارین یه گوشه بمونه واسه خودش تا آرومش بگیره. این همون موقعیه که داره نیکوتین وارد بدنتون می کنه. بعد دوباره آروم که شد ذوق ذوق ها باز آروم بجوین یه خورده. باز پارک کنین. خلاصه این بساط رو حداقل نیم ساعت با یه تیکه آدامس باید داشته باشین. اونوقت تازه ممکنه به اندازه یه سیگار بهتون نیکوتین برسونه.
بروشور می گه روزی ۹ تا ۱۲ تا آدامس باید بخورین و قضیه ۱۲ هفته هم طول می کشه (هفته های آخر تعداد آدامسا کمتر می شه). من با ۴-۵ تا شروع کردم و به هیچی رسوندم. خلاصه بستگی داره آدم به آدم. ولی به محض اینکه حس می کنین نیاز دارین به سیگار، و حتی توصیه من اینه که قبل از اینکه حس کنین نیاز دارین، یه دونه آدامس بندازین بالا.
یه نکته مهمی هم که تو بروشور این آدامسا اومده بود و به من کمک کرد این بود که آثار سیگاری بودن رو از بین ببرین از دور و اطراف. یه فندک مونده بود روی این صندلی بیرون خونه، من هی اینو می دیدیم اصلا دلم پر می کشید واسه سیگار! بعدش کارایی که با سیگار کشیدن همراه بوده رو هم باید تا می تونین کم کنین. مثلا من دیگه اصلا بیرون نمی شینم، چون همیشه اونجا سیگار می کشیدم. با دوستای سیگاری اتون هم یه مدت قهر کنین خوبه. چون خب سخته واقعا وقتی دور و برتون سیگاری هست شما ترک کنین. دوست پسر غیر سیگاری که از سیگار بدش میاد هم خیلی موثره. ذغال خوب هم همینطور.
بعدش هله هوله های مختلف بگیرین. من یه مقادیری چاق شدم دیگه از بس آتاشغال خوردم. انواع و اقسام آدامس های مختلف رو گرفتم. بعد از یه مدت دیدم خیلی برام فرقی نمی کنه آدامس نیکوتین بجوم یا آدامس معمولی. خلاصه آدامس نیکوتین رو هم ترک کردم. روزی شونصد تا آدامس های متفاوت معمولی می جوم. آدامس بادکنکی، نعنایی، میوه ای و غیره. خوراکی های دیگه هم تا جایی که اینجا گیر بیاد می خورم. فکر کنم مثلا یه چیزایی مثل ذغال اخته، آلوچه، تمبر هندی، و تخمه آفتابگردون شور، خلاصه چیزایی که مزه دهن آدم رو تغییر بده که بعدش کلا سیگار روش نچسبه موثر باشه.
خلاصه یه خورده تلاش کنین، اگه دیدین نمی شه، معنی اش اینه که هنوز واقعا دلتون نمی خواد یا آماده نیستین ترک کنین. به نظرم در اون حالت خودتون رو اذیت نکنین و برین سیگارتون رو بکشین حالش رو ببرین. فقط وقتی بیاین سراغ این سوسول بازی های ترک سیگار که واقعا دلتون بخواد.
اینم بگم برم دیگه تا همه رو سیگاری نکردم با این نصیحت های خاله خرسه ایم. مثل اینکه یه قرصایی هست واسه ترک سیگار. منتها، باید این قرصا رو، وقتی که هنوز ترک نکردین شروع کنین. یعنی من دو هفته بعد از ترک رفتم دکتر، گفت دیگه من نباید از اون قرصا بخورم و لازم هم ندارم. اون قرصا رو آدم می خوره که شروع کنه ترک کنه ظاهرا. حالا دکتر و اینترنت رو نگرفتن ازتون. برین سرچ کنین بیاین اینجا کامنت بذارین. من دو روزه نخوابیدم هی کار کردم مقاله آخر ترم نوشتم اصلا دیگه حال و مال هیچ ندارم.
همین دیگه. فکر کنم لوبیا پلوم هم سوخت. بعد از مدتی اومدم یه غذای حسابی درست کنم بخورم در راه ترک سیگار شماها حروم شد. لابد انتظار دارین یه دور هم از روی این پست بخونم درست کنم غلط هاش رو؟!!
مرتبط، قسمت اول:
ترک سیگار، بهترین عیدی به خودم!
هاله گل هم یه پست در حمایت من نوشته!‌:) البته منظورم اینه که لینک داده به یه پست قدیمی اش که اطلاعات خوبی داره در مورد ترک سیگار، و این سایت که درباره ترک سیگار اطلاعات خوبی داره.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

25 پاسخ به ترک سیگار – قسمت دو

  1. Niki می‌گوید:

    I don’t smoke , and I really hate smoking, but this post and its hints on how to quit smoking reminded me of your post a while ago about how to deal with insomnia and I wanted to thank you for that. One of the hints you had, which was to turn the alarm clock away and stop checking the time all night really helped me. So thanks for that, i owe a bunch of hours of sleep to that hint alone (i’d tried all the other stuff about not having too much caffeine, drinking herbal tea, etc>0

    خورشید:‌ ولی کوزه گر از کوزه شکسته آب می خوره! خودم هنوز هیچ ساعت خوابم درست نشده. بدتر هم شده.

  2. هاله می‌گوید:

    صد آفرین به تو دختر خوب. به‌ترین کار دنیا رو کردی برای شخص شخیص خودت صنم جون.
    من‌ام وقتی حامله شدم از سیگار حال‌ام به هم می‌خورد. بعدش که وضع حمل کردم دیگه در مقابل‌اش تونستم خیلی راحت‌تر مقاومت کنم و در طی این سال‌ها دیگه نکشیدم.
    خلاصه ادامه بده ما هم فن‌ کلاب‌ات هستیم و هی هورا می‌کشیم.
    با بغل‌های تنگاتنگ و ماچ‌‌های آب و نون دار زورکی

    خورشید:‌ مرسی هاله جونم. این تشویقا کمک می کنه کلی! آدم حس می کنه شاخ غول شیکسته بعد دلش می خواد کماکان بشکنه! D: بوس و بغل به همچنین :*

  3. طناز می‌گوید:

    سلام!
    اميدوارم اثر منفي روي ترك نزاره ولي من ژست سيگاركشيدنتو بار اول كه تو سفر كلاردشت ديدمت خيلي دوست داشتم!

    خورشید:‌ هاها می دونم چی می گی. خودم هم اصلا واسه ژستش سیگاری شدم دیگه! یاد اون سفر هم بخیر! شبدر چار برگی که دادی به من و ساسان 🙂

  4. ناتالی می‌گوید:

    صنم جان من كه پاشدم و كلاهم رو هم برداشتم! بابا كار كمي نكردي به‌خدا!
    اون پست پرسپوليس مثل قديما بود. دلم كلي واسه اون مدل نوشته‌هات تنگ شده بود. 🙂

  5. واریپال می‌گوید:

    سالهاست به این وبلاگ سر میزنم از ان قدیم قدیما از همان هنگام که تو تازه فارغ التحصیل شده بودی و از پیشتر از ان هم . تو آمدی خیلی بعد از من ولی تو ماندی و من نماندم. هنوز این سئوال بی جواب را پاسخی میجویم که تو چه داری که من به دیدارت میایم؟

  6. پیامبر دیوانه می‌گوید:

    ترک سیگار؟
    حرفشم نزن!

  7. دنیا می‌گوید:

    تبریک می گم خورشید خانوم جووووونم. مرحبا به اراده ات :-*

  8. آشپزباشی می‌گوید:

    اولاً که دستت زیر سر ما !
    اما راستش اومدم بگم که کلی خندیدم از نثر صادق و ساده و شوخ و شنگ این پست.
    ….شاید هم این کامنت رو برای این مرتکب شدم که لوبیا پلو دوست دارم. یا چون من هم قصد ترک دارم همین روزها. به هر حال پارسال همین موقعها بود که بعد از دو ماه ترک، دوباره شروع کردم. پارسال سالگرد سیامین سال “اعتیاد” بود آخه! مهر 1356
    خوش به حال اونها که هیچ وقت شروع نکردند…

    خورشید: شباهت ها زیاد شد. مواظب باشم بعد از دو ماه دوباره شروع نکنم!

  9. لیلا می‌گوید:

    راستش بعد از اینکه اینو خوندم. هوس کردم یه سیگار بکشم. شانس بد پاکت خالی بود.

    خورشید:‌ هاها! فکر کنم من از ترک سیگار ننویسم سنگین تر باشه پس!

  10. بهاره می‌گوید:

    یکجایی توی یه مقاله ی روانشناسی خوندم پسرهایی که در کودکی و نوجوانی اعتماد به نفس کمی دارن، سیگاری می شن.توی دخترا کاملا برعکسه.اونایی که اعتماد به نفس بالایی دارن و می خوان نشون بدن که برابر مردها هستن ( این تیکه ی آخرش یه خورده ضایع شد دیگه!) رو به سیگار می آرن.
    کلا تحقیق جالبی بود به نظرم.و فکر می کنم درستم هست.من خودم زنای سیگاری برام خیلی جذابن.اصلا یه جذابیت خاصی داره 🙂 برعکس مردای سیگاری می رن توی یه قشر خیلی عام…و یه جورایی ضعیف.

    خورشید: نمی دونم والله. پسری که اعتماد به نفسش کم باشه هم داریم مگه؟ قربونش برم من هر پسری دیدم ماشالله اعتماد به نفسش سر به آسمونا می زنه!‌ سیگاری و غیر سیگاری نداره. (البته خب بماند قضیه یه ماسک اجتماعیه). نمی دونم نتایج این تحقیقه به عقل من یه خورده جور درنمی یاد. اما باهات موافقم زنای سیگاری جذابن!!

  11. ترك؟!…واقعا نميفهمم چرا بايد كاري را كه ازش لذت مي‌بريم و ضرر چنداني هم نداره، ترك كرد. انهم با اين مصيبت! به نظر من مضرات سيگار خيلي كمتر از الودگي هاييه كه باهاش احاطه شديم. مگر اينكه خيلي‌ي‌ي‌ي‌ي ديگه سيگاري باشيد، ان ديگه قضيه‌اش فرق ميكنه… به نظر من هم به جاي اين شكنجه براي ترك قطعيش، كاري كن كه بتوني كمترش كني. من چون خودم سيگار كشيدنم محدده و قابل كنترل، اصلا خيال محروم كردن خودم از اين لذت ندارم. بابا حيف نيست، از هر لذتي تو دنياي لعنتي امروز محروم شديم، اين يكيم بي خيال بشيم؟
    عجيب كامنتي شد براي ترك سيگار. صنم جان اگه بعد از اين كامنت رفتي و يك دل سير سيگار كشيدي، خلاصه ميبخشي

    خورشید:‌ خب من روزی یه پاکت حتی بیشتر می کشیدم و خب اینقدر سیگار گاهی زندگی آدم رو مختل می کنه. در این سطح سیگار بکشی می فهمی یا باید کامل ترک کنی یا دودکش باشی. اگه من کارم با روزی ۵ تا دونه راه می افتاد فکر کنم هیچوقت ترک نمی کردم!

  12. hasti می‌گوید:

    haala mazeye sigaar hichi, az boosh badet nemiomad? man gaahi sigaar mikesham, shaayad 3taa dar hafteh, amaa baa in haal 10 baar dastam ro mishoram! dast khodam nist.baayad behet goft aafarin khaanomi.

    خورشید:‌ نه آخه وقتی دودکش باشی که دیگه بوش رو نمی فهمی. مثل عطر می مونه که آدم بعد یه مدت بوش رو نمی فهمه. 🙂

  13. پوچ می‌گوید:

    اولاً که شما همین که اینجا رو اپدیت کنی خودش به اندازه 10 تا کامنت حال میده
    بعدشم مبارکه که ترک کردی سیگار رو ولی من تا حالا نکشیدم و هیچوقت خوشم نیومده بود از سیگار تا این پاراگراف سوم پستت رو خوندم گفتم مثل اینکه بد چیزی هم نبوده. خلاصه تبلیغ خوبی بود این قسمتش
    به هر حال همیشه سالم باشی و آپدیت کنی. اشتباه تایپی هم ملاحظه نشد حالا یا ادیت کردی یا بی ادیت کارت درسته.

  14. طاها بذري می‌گوید:

    اصلا من نمی فهمم چرا باید سیگار رو ترک کرد. من یه مدت 6 ماهی که ترک کردم، بعدش اینطوری شد که هرچه قدر به ذهنم فشار آوردم دلیلی برای ترکش پیدا نکردم، این شد که دوباره کشیدم.
    اما خوب قبول دارم. چیز همچین جالبی نیست. مخصوصا زمانی که هوا گرمه و گلو خشک، یا اینکه گشنه باشی دیگه افتضاحه.
    اما بازم می گم. وقتی تو کافه نشستی، واقعا بدون توتون چه طور می تونی قهوه بخوری؟ ها؟! یا وقتی یک غذای چرب خردی چه طور میشه گلو رو با دود سیگار یا پیپ تلطیف نکرد؟ یا اصلا وقتی نشستی بحث فلسفی می کنی، چه طور میشه پک عمیق به سیگار یا پیپ نزد؟
    من از سینما زیاد خوشم نمیاد. چون نمیشه موقع فیلم دیدن سیگار یا پیپ کشید. برای همین ترجیح می دم فیلم ها رو تو خونه ببینم.
    اه! ول کن بابا! اینم شد بحث!

  15. عرفان می‌گوید:

    داشتم در مورد ترک سیگار میخوندم که از اینجا سر در آوردم. آخه میخوام دوست دخترم رو ترک بدم!بین خودمون باشه وقتی بوی سیگار میده حتی دوست ندارم بوسش کنم. خداییش جدا از تعریف های اولت (که واقعا آدمو هوس مینداخت !) خیلی ایده بهم دادی.
    اون قهر کردن با دوستای سیگاری رو که خیلی پایم! سیگاری های ما باهم که باشن کل خونه رو دود ور میداره.
    وبلاگتو توی فولدر محبوب های دو ستاره ام اد کردم. آخه خیلی صمیمی مینیویسی ! آدم کیف میکنه !!
    بگذریم دوی نصفه شب موقع این حرفا نیست. شب همه به خیر!

  16. nima می‌گوید:

    سیگاری نبودی که به این راحتی ترک کردی :d
    تفننی میکشیدی

    خورشید:‌ای جان!‌ تو کجا بودی به این دور و بری های من بگی اینو. هیچ کس منو درک نمی کرد اینجا!

  17. هاله می‌گوید:

    دوست عزیز، بوی بارون قهوه و سیگار و همه چیزهای مضر … عزیز جان شما مثل این‌که از دنیای دیگه‌ای با ما در تماس‌اید! چه جور در این عهد و زمونه می‌تونید بگید سیگار ‘ضرر چندانی هم نداره’؟ راست‌اش خیلی متعجب شدم از این حرف‌تون. همین اینترنت رو پائین و بالا چرخ‌ای بزنید کافیه از مضرات سیگار حسابی مطلع بشید … حالا این‌که نخواهید ترک کنید یه چیز دیگه‌ست ولی من جای شما باشم حداقل به دیگری که داره سعی می‌کنه این مشکل رو از تو زندگی‌اش برطرف کنه و سلامتی‌اش رو به دست بیاره این‌ها رو نمی‌گفتم.
    این در پاسخ آقای کامنت آقای بذری هم هست. دوست عزیز آدم غیر دودی اگر جوار آدم دودی باشه هم مبتلا به بیماری‌های ریوی و غیره بشه چه برسه به آدم سیگاری. این سرچ گوگل رو نگاه‌ای بکنید تا متوجه حرف‌ام بشید:
    http://www.google.com.au/search?hl=en&client=firefox-a&rls=org.mozilla%3Aen-US%3Aofficial&hs=eKI&q=smoking+diseases&btnG=Search&meta=
    فکر می‌کنم ملت انقدر تو محیط زیست آلوده‌ی تهران زندگی کرده‌اند که دیگه دست از زندگی شسته‌اند به کل.
    صنم جان این‌هم برای تو: این خیلی عادیه که کسان‌ای که ابدا” خیال ترک کاری رو ندارند زیرآب کسان‌ای که خیال‌اش رو دارند با این مدل حرف‌ها بزنن. سر جدت کار خودتو بکن.

    خورشید:‌ هاله جونم خیالت تخت باشه! من اصولا این حرفا روم تاثیری نداره چون اصلا به خاطر مضر بودن یا نبودن سیگار و غیره ترک نکردم. کلا یه تصمیم روانی بود. خود جرج کلونی هم بیاد بگه اگه سیگار بکشم باهام می خوابه قبول نمی کنم!! ولی مرسی که اینها رو نوشتی چون من هم قبول دارم که سیگار خیلی مضر هست و هیچ دلم نمی خواد وبلاگم مبلغ این کار بشه. .

  18. هاله می‌گوید:

    خورشید خانم حمایت‌ات می‌کنیم … می‌کشم می‌کشم هر که … و از این حرف‌ها.
    http://mithras.org/mt/002993.php

    خورشید:‌ای قربون شما من بشم!‌:*

  19. دختر همسایه می‌گوید:

    تو ی یکی از کامنتها خوندم که یکی از ژست سیگار کشیدننت خوشش اومده ….خورشید خانوم جون میدونی آدم اگه ژست با سیگار کشیدنش خوب باشه حتما با یه خودکار خوشگل هم میتونه ژستهای خوشگل بگیره …برو یه خودکار قرمز خوشگل زنونه بخر و ببین با این خودکار آدم تو دستش چه ژستهایی که نمیتونه بگیره …یادت به اون چیزای بی خود کمدت هم باشه …بریز تا بره…وابستگی به چیزا خیلی خوبه آدمهای عاطفی معمولا اینطورین اما اینو هم آدمها میتونن زیر کنترل در بیارن …کنترل و بالانس رو همیشه داشته باش

    خورشید: فعلا ماژیک دستمه از بس ورقه صحیح کردم مردم! فکر کنم دیگه حسابی خوش تیپ شدم 🙂

  20. هما می‌گوید:

    آفرین به هر کسی که سیگار نمی کشه و ترک می کنه
    این لینک ها رو هم ببین خورشید جان اگه تا حالا ندیدی
    http://www.quit.org.au/browse.asp?ContainerID=2007_tv_advertisement
    سیگار به جز ژستش چیز بی خودیه و همه جوره ضرره

  21. سمیرا می‌گوید:

    به نظر ِ من که سیگار ترک کردن به واقع شاخ ِ غول شکستنه. خودم سیگاری نیستم اما برام قابل ِ درکه که باید خیلی سخت باشه. چون اکثرمون به یه چیزایی معتادیم فکر کنم.. حالا چه سیگار چه چیزای ِدیگه و این که من آدم های ِ معدودی دیدم که ترک کردن. یعنی مثلاً تو این 25 سال، 2 نفر رو دیدم. که هر دو هم ناگهانی ترک کردن. ظاهراً ترک ِ تدریجی فایده نداره. هر دوی ِ اون ها هم آدم های ِ به شدت بااراده ای بودن. خب حالا مورد ِ سوم رو هم دیدم (: جداً یه تبریک ِ درست و حسابی باید بهت گفت خورشید خانوم *:

  22. پارسا می‌گوید:

    صنم عزيز،
    وادار شدم به نوشتن کامنت. بنده هم سيگاری بودم و هفت سال پيش ترک کردم در اين هفت سال کنار صميمی ترين دوستانم که باهم سيگار را شروع کرده بودیم در کنار کسانی که بهشان ارادت دارم و بهم سیگار تعارف می​کنند، در سرمای کانادا ايستاده​ام – می​دانی که عطش به سیگار در سرما چقدر بیشتر می​شود – و با آنها گپ زده​ام اما دیگر دلم سیگار نخواسته و نمی​کشم، البته زمانهایی می شود که دوست دارم دوباره پیپ بکشم اما هیهات! در این هفت سال البته گاه پایم سر خورده و به اصرار دوستان در مناسبتی ویژه در مجموع چهارپنج نخی کشیده باشم، نه بیشتر و الان چهارسالی است که اصلاً لب نزده​ام.
    خواستم بگم که بهترین چیز در ترک سیگار در دراز مدت و بعد از گذشت دو سه ماه، این است که بهش دیگر فکر نکنی، انگار که اصلاً نبوده به عبارت بهتر انگار که سیگار بوده و تو اصلاً سیگاری نبوده​ای، نیاز روحی آدم خودش برطرف می​شود. اما در دراز مدت به سیگار لج نکن و در ذهنت ازش یک دشمن بزرگ نساز طوری که بخواهی برای همیشه پشتش را به خاک بمالی، معمولاً این احساس محرومیت که آدم دیگر تا آخر عمر نتواند یک کام بگیرد، کلافه کننده است و همین گاه عاملی می شود برای برگشت. این راه را برای خودت باز بگذار که روزی شاید دلت خواست برگردی، اما همیشه درنظر داشته باش که شروع کردن یک نخ سیگار در روز یعنی خطر مرگ ناگهانی یا تدریجی. یکی دو ماهی که پیش رو داری با اراده قوی پیش برو و بعدش اساساً به سیگار هیچ فکر نکن و از کنار سیگار رد شو و بهش پوزخند بزن. مثل یک دوست قدیمی که بهت خیانت کرده و نمی توانی او را ببخشی یا دیگر نمی توانی با او دوست شوی از دور با پاکت سیگار بای بای کن اما باهاش دشمن نباش که فکرت را تسخیر کند. جسارت من را هم ببخش و توصیه​ای بود شخصی و با زبانی خودمانی به سبک خود جنابعالی. شاد باشی و موفق در کار ترک سیگار.

    خورشید: مرسی پارسا جان. خیلی توصیه های خوبی بود. اصلا هم جسارت نبود. جالبه که الان فقط فکر اینکه هیچ وقت دیگه نباید بکشم اذیتم می کنه. یعنی احساس می کنم یه دونه هم بکشم دیگه گند زدم و دوباره برخواهم گشت. بعد این فکر هیچ وقت نکشیدن خیلی دردناکه!

  23. azadeh می‌گوید:

    The pill is called Chantix. It basically binds to the nicotine receptors in the brain, so it “acts” like nicotine without the bad side-effects. It’s pretty new, so it’s kind of expensive, but it pretty much costs as much as smoking a pack a day for a month or so. either way, it can be used as a last resort for people who have tried to quit in other ways and it’s very worth it.
    Sanam joon, man ta hala lab be cigar nazadam o ba in ta’rifaye to delam ye doone khast, lol 🙂 vali hang in there madar, it’s not easy, but it’ll be worth it 🙂 man ham ba ham bastegi ba to farda miram ye man adams mkharam o hey mindazam bala. felan ghorboonet.

  24. mhadi می‌گوید:

    خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم نکته جالبی که قبلن توی نوشته هات دیده بودم ولی الان دیگه خیلی واضح شده اینه که تو فارسی رو با جمله بندی انگلیسی مینویسی!

  25. كومه می‌گوید:

    احساس ميكنم نويسنده مطلب از اين كه روزي سيگاري بوده احساس غرور و افتخار مي كنه.خيلي تابلو نقش بازي مي كنين.البته اصلا علاقه اي به طرفداري يا دشمني ندارم.ولي اگر فكر ميكنيد داريد به زنان كمك ميكنيد-با توجه به ديگر مطالب سايت-سخت در اشنباهيد.شما هيچ كاري نميكنيد اينا همه شعاره وشما فقط داريد خودتونو جدا مي كنيد از بقيه زنان سرزمين من.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *