دزد لپ تاپ و دوربین و کیفم رو برد :(

دزد لپ تاپ و دوربین و کیفم رو برد 🙁
خب در راستای اینکه هیچ کاری نمی تونم در این لحظه بکنم اومدم دارم وبلاگ می نویسم! من اومدم دی سی واسه پروژه ام. خیلی هم مریضم. اونفدر مریضم که هشت روزه نتونستم سیگار بکشم با وجود اینکه تمام تنم داره تیر می کشه واسه سیگار عین معتادا. احتمالا ذات الریه ای چیزی گرفتم. نمی تونستم سفرم رو هم کنسل کنم چون بلیط از قبل گرفته بودم و این آدم هایی که باید ازشون فیلم و عکس می گرفتم هم فقط این هفته وقت داشتن.
خلاصه، فیلم ها رو گرفتم، یه هفته دنبال این آدمها همه جا رفتم، از زندگی اشون عکس گرفتم، بعدش دیشب وقتی خواب بودیم دزد خونه بابک رو زد، دوربین و لپ تاپ و کیف من رو که دم در بود دزدید برد! همه چی کشک و پشم. تازه چند ساعت پیش فهمیدم چون مانیتور لپ تاپم یه خورده مشکل داشت و امروز باید همه روز کار می کردم از خونه و در نتیجه با لپ تاپ بابک کار کردم امروز. بعدش کارم عصری تموم شد اومدم لپ تاپ خودم رو بیارم عکس های دیروزم رو داونلود کنم و یه سری کارای دیگه که هرچی گشتم پیداش نکردم. اول فکر کردم گم شده تو خونه از بس من شلخته ام. بابک هم سر به سرم گذاشت که چقدر شلخته ام که تو خونه به این کوچیکی هم چیز گم می کنم. بعد دیدم نه جدی جدی لپ تاپ نیست! دنبال کیفم گشتم که یه چیزی بردارم ازش دیدم اونم نیست. بعد گفتم خب کیفم بغل دوربینم بود. دنبال دوربینم گشتم دیدم اونم نیست! رفتم آن لاین دیدم بله از کردیت کاردهام خرج شده و فهمیدم دزد بوده.
بابک کلیدش رو روی در جا گذاشته بود دیشب. احتمالا تو فاصله سه و نیم شب تا نه صبح که من خواب بودم یارو اومده زده و رفته. خواب من که کلا سنگینه، دوای خواب آور هم خورده بودم خلاصه شرایط ایده آل واسه دزدی. همه اینها هم نزدیک به در بودن طرف لازم نبوده از راهرو اونورتر بره. پلیس هم انگشت نگاری نکرد نمی دونم چرا. دوربین نازنینم رو دو سه ماه بود خریده بودم. کلی آرش رو کچل کردم تا تصمیم گرفتم چی بخرم. کلی عکسای باحال باهاش گرفته بودم. همه عکسای پروژه این یه هفته هم توش بود و دیگه نمی تونم عکس بگیرم. باید کلا این قسمت پروژه رو عوض کنم. شانس آوردم از لپ تاپم کامل بک آپ داشتم و دوربین فیلم برداری که مال استادم بود و فیلم ها سر جاشه و گرنه دیگه باید خودم رو می کشتم! یه شانس دیگه هم آوردم این بود که گذرنامه ام همراهمه وگرنه نمی تونستم برگردم فلوریدا چون گواهینامه و همه چیم هم تو کیفم بود.
حالا باید حتما لپ تاپ رو بخرم چون همه کارم با کامپیوتره. ولی دیگه بعید می دونم بتونم این ترم فارغ التحصیل شم! به همین سادگی.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.