بایگانی ماهیانه: ژانویه 2008

همبستگی با دانشجویان دربند

همبستگی با دانشجویان دربند دارم درس می خونم. برای همینه که نیستم زیاد این دور و برها و روز همبستگی وبلاگ نویس ها با دانشجوهای دربند رو هم از دست دادم. خیلی خیلی معذرت می خوام از دوستای دانشجوهای دربند. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای همبستگی با دانشجویان دربند بسته هستند

از سیبستان – “روز شرمندگی”

از سیبستان – “روز شرمندگی”: “عاشورای امسال روز شرمندگی بود. آن زیارتنامه خوانی به چه کار می آیدت که لعنت می خوانی بر هر که حسین را کشت و یا شنید که کشته شده و راضی بود وقتی خودت یا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از سیبستان – “روز شرمندگی” بسته هستند

تولدت مبارک…

تولدت مبارک… Sun Dance by Alfred Gockel

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای تولدت مبارک… بسته هستند

همینجوری!

همینجوری! نمی دونم چرا بعضیا فکر می کنن فمینیسم با “زنانگی”* مشکل داره. به نظر من که فمینیسم یعنی اهمیت دادن به زنانگی، اهمیت به زن بودن. یعنی یه جورایی “زن بودن”** خودت رو جشن بگیری. *مشکل اونجایی پیش می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای همینجوری! بسته هستند

Dan in Real Life + فیلم چی دیدین تازگیا؟

Dan in Real Life + فیلم چی دیدین تازگیا؟ بازی استیو کرل رو خیلی دوست دارم. تو همه فیلمایی که ازش دیدم، (باکره چهل ساله، لیتل میس سان شاین، دن در زندگی واقعی) و سریال آفیس، در عین اینکه خیلی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 22 دیدگاه

Nude

Don’t get any big ideas they’re not gonna happen You paint yourself white and feel up with noise but there’ll be something missing Now that you’ve found it, it’s gone Now that you feel it, you don’t You’ve gone off … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای Nude بسته هستند

بازی

باید باور کرد یه چیزایی رو. بیشتر مشکلا از اون باور نکردنه به وجود می یاد. باید باور کرد که باید عادت کرد. باید عادت کرد به نبودن ها. وقتی می بینی دور شده، خودت رو گول نزن. مگه می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بازی بسته هستند

دفترچه ممنوعه؟

نمی دونم چرا یهویی احساس شجاعت کردم و اینجا سفره دلم رو باز کردم. شاید چون مدتهاست این وبلاگ پینگ نمی شه و خواننده هاش کلی کم شده فکر کردم دیگه اینجا رو کسی نمی خونه و یهویی مثل قدیم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای دفترچه ممنوعه؟ بسته هستند

معمولی، خالی…

خیلی راحته خراب کردن. خیلی خیلی راحته. بدترین قسمتش اینه که آدم به شک می افته که وقتی اینقدر خراب کردن و قضاوت کردن براش راحته، نکنه همه چیزهای دیگه اش هم دروغی بوده، نکنه فقط اقتضای زمان بوده، نکنه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای معمولی، خالی… بسته هستند

یخ

سرده پدرسگ. یخ کردم چند روزیه. دلم همش شور می زنه. منتظرم یه اتفاقی بیفته. دلم شور می زنه که هیچ اتفاقی نیفته. سرده پدرسگ…

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای یخ بسته هستند