تماشاچی بازی مرگ نباشیم

تماشاچی بازی مرگ نباشیم
عکس ها از زاویه های مختلف گرفته شده، عکس ها هنریه، از پایین، از بالا، قبل، حین عمل، بعد. فیلم هم هست از کل ماجرا تو یوتیوب. ما هم نگاه می کنیم، هیت عکس ها کلی بالاست. ما هم تماشاچی هستیم. فرقمون چیه با اونایی که می رن حضوری می بینن؟ همه امون تماشاچی تئاتر مرگ شدیم. وقتی عکس سی تا آدم رو که گردنشون شیکسته و مردن بالای دار ببینی، سی و یکمی واست عادی می شه دیگه. عادت می کنی. فکر می کنی همینطوریه دیگه. فرهنگه اینجوریه و بنابر نسبی بودن فرهنگ درنتیجه نباید دیگه زیاد ایراد گرفت. تماشاچی بازی مرگ نباشیم. آدمکش اصلی، یعنی اونی که حکم رو صادر می کنه، می خواد واسمون عادی بشه. می خواد به مرگ بگیره که به تب راضی بشیم. وقتی فکر کنیم حالا که اینهمه می کشن، تلاش کنیم کمتر بکشن، و اصل کشتن رو ول کنیم، این کشت و کشتار ادامه پیدا می کنه، بیشتر می شه. و اونی که تند و تند حکم کشتن صادر می کنه همین رو می خواد اتفاقا، می خواد که اصل کشتن یادمون بره و گیر بدیم به کمتر کشتن. می خواد به تب راضی بشیم و وقتی تو تب می سوزیم جیکمون در نیاد. نگاه نکنیم دیگه، شرکت نکنیم تو این بازی. نگاه نکنیم تحقیر انسانیت رو بالای چوبه دار. به جای اینکه عکسا رو نگاه کنیم و بگیم ای وای و اه اه و غیره، عکسا رو نگاه نکنیم و به جاش به اطرافیانمون، همکارامون، دوستامون، فامیلمون، مردم کوچه و خیابون، به هرکی دستمون می رسه بگیم اصل کشتن غلطه، اعدام غلطه، هیچ کسی حق گرفتن حیات رو از کس دیگه نداره.
از ایرانی بودن شرمم می یاد…

اپیدمی خشونت: یکی به من بگوید این بچه اینجا چکار می کند.

ساز مخالف:
“گیرم دهها نفر را هم اعدام کردید با بیماری که در تاکسی خودش را به تن زنی می مالاند که کنارش نشسته، چه میکنید؟ با موتورسواری که تا یک زن چادری می بیند با حواله انگشتی از پشت عقده گشائی می کند چه میکنید؟ با مردان همسر داری که به دختران دبیرستانی شماره تلفن میدهند چه میکنید؟ درون چهار دیواری خانه ها و … را چه؟ این نا امنی که تک تک مان هر لحظه احساسش می کنیم محصول فعل اعدام شوندگان این روزها نیست بلکه ناشی از اندیشه و شرایطی است که اعدام کنندگان را در صدر نشانده است.”

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

22 پاسخ به تماشاچی بازی مرگ نباشیم

  1. Mehran می‌گوید:

    از ایرانی بودن شرمم می یاد…
    I feel the same

  2. jay می‌گوید:

    صنم خانم !
    برای همین بود که امثال من خودشون رو تکه پاره کردند قبل از انتخابات ملا ها که بابا به هرکسی که توی این رژیم و با ابن تفکر ها رای بدهید اوصاع فرقی نمیکنه ! ففقط امید دارم که این بار مثلن روشنقکران و فعالان حقوق زنان تبلیغ برای رای دادن نکنند ! خانه از پای بست ویران هست دوران خاتمی بیشترین سنگسار زنان در تاریخ ایران بود در اینترنت میتونی پیدا کنی امارش رو ولی هنوز یک عده میکن فقط احمدی نژاد بده ! انگار مثلن خاتمی ها از کره ماه اومدن و دمکراسی رو قبول دارن ! بحث رو شحصی نمیکنم ولی به نطر من تمام کسانی که در انتخابات ملا ها شرکت میکنن + تماشاچی ها در این قتل ها شریک هستند !
    روز خوبی داشته باشی

    خورشید: نظرتون محترمه اما فکر کنم داریم راجع به دو تاچیز مختلف حرف می زنیم.

  3. BaHaar می‌گوید:

    ديشب بطور اتفاقی لينک به لينک ناگهان جلوم عکسهای دار زدن متهمین قتل قاضی بود که در فارس نيوز منتشر شده . خيلی دلخور شدم که چرا منی که به عمرم حاضر نيستم برم و تماشاچی صحنه اعدام باشم بايد اين عکسها برام سهل الوصول باشه و بدون اينکه بخوام تماشاچی بشم .

  4. یک نفر خشمگین از وضعیت موجود می‌گوید:

    آه از دل من گفتی

  5. fblogger می‌گوید:

    وبلاگ زنانه ها هم مطلبي مثل تو نوشته . اعدام راه چاره نيست . آن هم جلو چشم همه . يعني همه ببيتيد آدم كشي راحته . يكي بعد از تجاوز به زور قرباني رو مي كشه .. يكي بعد از مصاحبه قاتل رو دار مي زنه . اولي جايي قايمكي اين كار رو مي كنه دولت جلو چشم همه . ولي اون بچه هم ببينه . ببينه كجا زندگي مي كنه …. متاسفم .

  6. خدابیامرز می‌گوید:

    سلام علیکم
    من اصلن نمی دانم چطور می شود کسی را آویزان کرد، کسی را کشت، چطور می توانند

  7. jay می‌گوید:

    صنم جان
    شما متاسقانه مثل بسیاری دیگر دوست دارید که مسائل رو جدا جدا ببینید ولی به نطر من تمام اینها از کشت و کشتار و اعدام و فحشا و قتل و بی حرمتی و جنگ فرسایشی و دستگیری دختران به بهانه حجاب و …. تمام اینها محمو عه ای به نام ” جمهوری اسلامی ایران ” رو میسازه … پس اصلا داریم از 2 چیر متقاوت حرف نمیزنیم ” اعدام و سرکوب ” بارز ترین و مشخص ترین وجه حکومت حمهوری اسلامی است و از فردای قیام 57 این ها شروع کردندو هرگز لحظه ای از اعدام وتبرباران باز نا ایستادند حتی در دوران مثلن اصلاح طلب ! بازم حرف از 2 چیر مختلف میزنیم ؟ شرکت در رای گیری اخوندها یعنی تائید سیستم و نایید سیستم هم یعنی تایید اعدام ! البته اینها نطر من هست تا بقیه چی فکر کنند !
    موفق باشی

    خورشید: فرمایش شما محترمه. به شدت با این نظرتون مخالفم: “شرکت در رای گیری اخوندها یعنی تائید سیستم و نایید سیستم هم یعنی تایید اعدام !” اما نکته نوشته من این نبود. بحثش رو خواستین جای دیگه می کنم. اما متاسفم که جان انسان ها فوری می شه بهانه ای برای پیشبرد اهداف سیاسی. نمی تونم به صداقت آدم هایی که حقوق بشر براشون کاربرد استراتژیک سیاسی داره اعتقاد داشته باشم.

  8. roya می‌گوید:

    من خودم هنوز خیلی نمی‌تونم بگم به طور قطع با اعدام مخالفم. ولی اعدام برای اینکه طرف قاچاقچی بوده؟ یا به قول خودشون اراذل و اوباش بوده؟ بعدش هم اینا امروز می‌گیرن فردا اعدام می‌کنند. بدون یه دادگاه درست حسابی، بدون یه وکیل خوب. اگه هم اعترافی کرده معلوم نیست تو چه شرایطی بوده. بدون اینکه بفهمی واقعا طرف می‌فهمیده داره چی‌کار می‌کنه یا نه. البته می‌دونم که شاید همین چیزایی که می‌گم تو همه‌جای دنیا انقدر سخت باشه فهمیدنش که در واقع این خودش دلیل مخالفت با اعدام باشه.

    خورشید: این فیلم رو ببین حتما اگه ندیدی 🙂
    http://www.imdb.com/title/tt0289992/
    (زندگی دیوید گیل)

  9. omid می‌گوید:

    doosteh azizam,binahayat binahayat mamnoon az in commentet!manam mikhastam dad bezanam hamino begam.seda too galoom khafeh shodeh bood v boghz.man motehayeram cheto momkeneh be bahaneyeh roshangari,khabarresani jhestayeh roshanfekri v adaatfarayeh journalisti yeki biyad be gholeh shoma kheili artistic in axaro begireh post koneh too weblogeh ino oon!in nahayat zeshtiyeh.meseh hamoon sherkat to marasem ghatleh ghanooni v tokhmeh shikastan mimooneh!nefrat bar bood.man motshakeram ke ino neveshtin chon hatta fek kardeh boodam nakoneh shoma ham moafegheh injoor khabar resanihayeh por khoshoonat bashin!khoshal shodam ke shoma ham hamino migin.hich bahaneii nist hich ozri nist ke too in namayesh vahshiyeh ye mosht adam ke dandoonayeh gorgishoono mikhan neshon bedan sahim bashim.na be bahaneyeh honari v na roshangari.khanandeyeh weblogetoon omid az canada

    خورشید: امید جان، ممنون از نظرن. فقط یه چیزی: عکس ها رو وبلاگ نویس ها نگرفتن، عکس ها رو خبرنگارای خبرگزاری ها گرفتن، هنری ها هم بیشتر مال فارس نیوزه که خب معلومه به کجا بنده. شاید عکاس هم معمور بوده و معذور! نمی دونم این رو، ولی به هر حال درک نمی کنم چرا ما باید بازتولیدش کنیم.

  10. بهروز می‌گوید:

    من متاسفانه بطور کلی با اعدام مخالف نیستم،هرچه هم بگویند امثال محمد بیجه و خفاش شب و گروه کفتارها ( که پسرهای نوجوان را میدزدیدند و در جنگل رها میکردند بعد مثل شکارچی ها آنها را شکار میکردند) و … بیمارند و بیمار باید معالجه شود و…
    بنظر من قطعا این قبیل افراد باید دستگیر شوند ، عادلانه محاکمه شوند ، در صورت اثبات جرم مجازات شوند و اگر مواردی که ذکر میشود راست باشد ، بنظرم اعدام لطفی است در حق آنان .
    قبل از اعتراض فقط تصور کنید برادر کوچکتان ، خواهر دانشجویتان یا دوستتان یکی از قربانی هاست.
    اما باید چند مساله ی دیگر را هم دید.
    نحوه دستگیری این افراد مشکوک میزند ، اضافه شود شایعات بر زدن افراد وبلاگ نویس و سیاسی و … در میان این اعدامی ها.همچنین تقارن زمانی این حودث با شرایط روز جامعه (این اراذل ماهها و سالهای قبل هم بودند . چطور شد که یکدفعه این موج ایجاد شد؟)
    فراموش نکنیم یکی از بزرگترین مهارتهای جمهوری اسلامی که باعث بقایش شده ، موج سواری است . چه بدون دخالت خودش ایجاد شود و چه برنامه ریزی شده به راه افتد.
    ضمن اینکه تنزل وضعیت فرهنگی کشور که آنچنان اسف بار شده که شاهدیم سیاهی ناامنی اجتماعی هر روز غلیظ تر از روز قبل میشود بنوعی که انسان اگر از عزیزی خداحافظی کرد اطمینان ندارد که حتما در انتهای روز او را زنده و سالم و آزار ندیده دوباره ببیند و از طرف دیگر همین واقعیت که مردم و حتی بچه ها بدون هیچ تاثری ناظر این اعدامها هستند ، خودش جای بررسی دارد.
    چرا به چنین روزی افتادیم؟
    بنظر من بخشی از سخنان صنم جان درست است . برآیند عملکرد حکومت طی این سی سال، وضعیت فرهنگی را به این نقطه‌ی شرمنده ساز رسانده و حتی اگر این حکومت عوض شود سالها زمان میخواهد تا این آسیبهای فرهنگی التیام یابد

  11. sadeq می‌گوید:

    بله ، “هیچ کسی حق گرفتن حیات رو از کس دیگه نداره”
    همونطور که گفتی ، حتی این جانی هایی که به شکل وحشتناکی بعد از تجاوز تعدادی حیات رو از زنها و بچه های بی دفاع گرفتن !

  12. fblogger می‌گوید:

    تو مي گي اگه يه نفر كه ادم شناخته شده ايه و اصلاح طلبه . به كسي تجاوز كرده باشه . نبايد بگم ؟ چون منم اصلاح طلبم ؟ يعني مشاركتي ها آدم خوبان ؟ با كسي مشكل ندارم . وبلاگ هم درست نكردم مثلا از اين كلمه ها كه مي گن ” افشا گري ” و اينا كنم . ولي تو مي گي نبايد بنويسم ؟ خورشيد خانم تو خودت قبلا گفتي بنويس حالا هم مي نويسم . مسائل شخصي هم مي نويسم چون با وبلاگ شما فرق داره . من همين جوري براي دل خودم مي نويسم .

    خورشید: منظورت رو نمی فهمم. مگه من گفتم چیزی بنویس یا ننویس؟!

  13. Mehdi می‌گوید:

    سلام
    من اصولا صحنه هاي اين مدلي ، حتي فيلمهاي خيلي خشن را نمي بينم ، مي دوني اعصاب مصابش رو ندارم مادر …
    تا حدودي هم با اين حرفت كه مي گي هيچ كس حق گرفتن جان هيچ كس را ندارد قبول دارم ، اما تا حدودي . اما خيلي دوست دارم در مورد خيلي از اين آدمها كه خيلي كارها كردن ( اون روز تلويزيون ايران يه شبه مصاحبه نشون مي داد و مصاحبه با دختري كه بهش تجاوز كردن ، اون هم با چه رذالتي ) چه فكري در مورد اين آدم مي كني ؟ ماهايي كه هي مي گيم حقوق بشر و حقوق بشر اگر روزي اين اتفاق براي خودمان يا نزديكانمان هم بيفته چنين فكري مي كنيم ؟ شايد اعدام راه حل نباشه اما بايد با امثال خفاش شب و بيجه چه كار كرد ؟ آن آدمهايي بي گناهي كه بهشان تجاوز شده ، آن خانواده هايي كه به خاطر اعتياد از هم پاشيده اند چه ؟
    ببين خورشيد اين فقط سوال من از تو نيست ، در مورد اين مساله با خودم هم درگيرم ….

  14. باباگنوش می‌گوید:

    سلام.هم خواندنی بود هم خیلی خیلی تلخ.واقعا نمیدونم چی بنویسم.باقی بقایت…….

  15. fblogger می‌گوید:

    معذرت . يه نفر با اسم شما كامنت گذاشته بود . اونوقت يك راست جوابش رو براي شما نوشتم . پي نوشتي كه به مطلبتون داديد صريح و به جا است . منم يكي تقريبا با همون مضمون نوشتم . شايدم هيچ ربطي نداشته باشه . سر مي زني ؟

  16. jay می‌گوید:

    صنم عزیز
    شما وقتی به شدت با یک مسله ای به این بزرگی مخالف هستی بهتر یود توضیحی هم میدادی …تا شاید من هم قاتع بشم … در این مورد ” حقوق بشر براشون کاربرد استراتژیک سیاسی ” باید بگم که من خوشبختانه به هیج گروه سیاسی ایرانی علاقه ، وابستگی فکری و ..ندارم لااقل ویلاک فارسی من در 5 سال اخیر این رو نشون داده..متاسفانه گروههای سیاسی ایرانی همگی به بیراهه رفته اند وگرنه که آخوند 28 سال بر ایران حکومت نمیکرد … چپ های ایرانی با اونهمه ادعا برای ازدواج در قلب اروپا دنبال اخوند و ملا میگردندن تا براشون ” عقد اسلامی ” بخونه ! داستان مجاهدبن هم که بر همه روشن هست … سلطنت خواهان هم که میبینی هنوز چشم بر دستان اربابان امریکائی دوخته اند تا نجاتش بدهند !… مشکل تفکری است که به نیروی ” مردم ” اعتقاد نداره و فقط شعار میده …درست مثل ملا ها که نزدیک انتخابات با دختر ها مهربون میشن و حجاب شل میشه … یک ریا کار دیکه رو میشه و با 4 تا شعار توخالی جامعه مدنی و …همه رو میکشونن پای صندوق تا در حامعه بین اللملی برای خودشون مشروعیت بخرند … بعدش هم که دوباره همون سرکوب خشن و اعدام و سنگسار و….کوی دانشگاه و …. کاشکی شما هم بسان بقیه برای مخالفت با عقیده ای که مثل شمانیست ” تهمت و حذف فیزیکی ” نمی کردی … هیچ اندیشه ای با اعدام و دستگیری محو نمیشه اگه میشد الان بعد از اینهمه اعدام دیگه طرفدار گروههای چپ و مجاهد نداشتیم … کاشکی هر کدوم از ما ها منصفانه بلد بودیم از خودمون انتقاد کنیم و برای اینده برنامه ریزی کنیم … در جا زدن و گول خوردن از ملا ها شده کار اکثریت گروههای اجتماعی ، سیاسی و مثلا روشنفکر ایرانی …. 28 ساله که دارن با هرف های پوچ اخوندها از این طرف به اون طرف میرن و بعد ا زمدتی هورا کشیدن برای یک جناح یکدفعه پشیمون میشن و …و..چند وقت بعد با یک اسم دیگه 2 باره بازی شروع میشه و… متاسفم فقط همین !
    قسمت هائی از شعر ” آیه های زمینی ” فروغ فرخزاد :
    مردم ،
    گروه ساقط مردم
    دلمرده و تکیده و مبهوت
    در زیر بار شوم جسدهاشان
    از غربتی به غربت دیگر میرفتند
    و میل دردناک جنایت
    در دستهایشان متورم میشد

    پیوسته در مراسم اعدام
    وقتی طناب دار
    چشمان پر تشنج محکومی را
    از کاسه با فشار به بیرون میریخت
    آنها به خود میرفتند
    و از تصور شهوتناکی
    اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
    اما همیشه در حواشی میدان ها
    این جانبان کوچک را میدیدی
    که ایستاده اند
    و خیره گشته اند
    به ریزش مداوم فواره های

    توحش در قرن 21 با تماشاچی های دیوانه و مسخ شده !
    ببخش که طولانی شد
    موفق باشی

  17. kami می‌گوید:

    دوست عزيز، من ٤ سال پيش در وبلاگم اشاره كرده بودم، اينكه اين وبلاگ نويسى ما هم چيزى جز خالى كردن خودمون نيست، اما اون موقع فقط مورد تمسخر و سرزنش واقع شدم، خدايش مگه مخاطبانمان در اين اينترنت چند نفر هستن…به هر حال من كه عطاش رو به لقاش بخشيدم، يادم هست در زمان شاه كه ديگه همه راههاى اعتراضات مسالمت آميز بسته شده بود، كم كم خيلى ها تنها راه اعتراض رو مبارزه مسلحانه مى دونستند، اينجور هم كه آقايون با بطرى ازمون استقبال مى كنن مثله اينكه راه ديگه اى باقى نمونده.

  18. Cyrus می‌گوید:

    من هم با اعدام مخالفم،‌ ولی در آمریکا هم بعد از ۱۱ سپتامبر بیش از ۸۰ درصد (عدد دقیقش یادم نیست) موافق اعدام بن لادن بودند. آدمکشی با اعدام خیلی فرق می‌کند و این چیز چندان عجیبی نیست که بسیاری از ایرانیان با اعدام موافقند. بی تعارف، این پستت بسیار بی‌ارزش است، زیرا تنها از دید احساسی و بی‌منطق، آدمکشی را با اعدام در یک سطح قرار می‌دهد.
    به او ساز مخالف: get a life بابا! آخه کی گفته اعدام همه مشکلات را حل می‌کند؟! این چه طرز مخالفت بچه‌گانه با اعدام است؟!

  19. محسن می‌گوید:

    مجید توکلی 25 روز است که در اعتصاب غذاست!

  20. آزادی می‌گوید:

    سلام خورشید جان، خوبی عزیزم؟ مدتهاست که بهت سر نزدم و امیدوارم دوستهای قدیمی رو به خاطر داشته باشی! البته میخوندم وبلاگتو تا وقتی که فیلتر شدی و از دسترس خارج. الان هم خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت و پرتو خورشید همچنان گونه هایمان را نوازش میدهد!! خورشیدم، میخواستم از تو و بقیه دوستان درخواست کمک کنم تا به ویکیپدیای فارسی کمک کنید تا از وضع اسف بارش خارج بشه. متاسفانه یک سری آدمهای بی منطق و زن ستیز کنترل اونجا رو به دست گرفتن و اجازه انتشار هیچ مطلب فمینیستی یا حتی مقاله نویسی درباره حقایق و بدبختی های زنان تو ایران رو نمیدن. اخیرا هم یک دختر ایرانی با نام کاربری گردآفرید رو که از آزادی زنان و بر ضد رژیم و سختگیریهاش حرف میزد از میان برداشتنش و اونقدر اذیتش کردن و گنده بارش کردن تا بیچاره قهر کرده و رفته. من از بچه ها شنیدم که تو با اونجا آشنایی، واسه همین میخواستم ازت درخواست کنم با با بقیه هماهنگ کنید و به اونجا بیایید تا حق زنان حداقل تو دنیای اینترنت ضایع نشه!! اگه بتونی این درخواست رو عمومی مطرح کنی ممنونت میشم. اگه اطلاعات بیشتر خواستی بهم ایمیل بزن. فدات بشم
    خورشید جون. بای

    خورشید: برم ببینم چه خبره اونجا و بعد بهت ایمیل می زنم. من خودم اونجا یه چیزای فمینیستی گذاشته بودم و بخش کوئیر تئوری رو هم گذاشته بودم. برم ببینم سر جاشون هست یا نه!

  21. فريدون می‌گوید:

    وبلاگ جالبي داري موفق باشي

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *