قدرت نوشتن، حرف زدن

قدرت نوشتن، حرف زدن
“برای ما، حرف زدن [از واقعیت های زندگی امان] تنها یک نوع بیان قدرت خلاقانه نیست، بلکه یک مقاومت است، یک عمل سیاسی که سیاست های قدرت را که ما را بی نام و بی صدا می خواهد به چالش می کشد. به همین دلیل، این کار شجاعانه است، و به همین دلیل، این کار یک تهدید به شمار می آید. برای آنانی که که قدرت ستم پیشه در دستشان است، این تهدید حتما باید از بین برود، منهدم شود، و خاموش شود.”
bell hooks, 1989, “Talking Back: Thinking Feminist, Thinking Black,” p. 8
بل هوکس یکی از فمینیستای مورد علاقه منه. زنی که منبع الهام خیلی از زنان فمینیست سیاهپوست و اقلیت های دیگه در آمریکا بوده. بل هوکس در کنار کتاب های مختلفش در مورد زنان سیاهپوست و ارتباط نژاد و جنسگونگی و طبقه اجتماعی، از حرف زدن هم زیاد گفته، از ساکت نموندن و جواب دادن. از قدرتی که در حرف زدن از تجربه ها وجود داره. انگار حتی قبل از اینکه بل هوکس رو بشناسم جایی ته ذهنم می شناختمش…
پاتریشیا هیل کالینز یکی دیگه از فمینیست های مورد علاقه منه. کالینز جامعه شناسیه که فرهنگ مقابله با سیاهپوستا و سایر اقلیت های آمریکا رو به چالش می کشه و البته فرهنگ خود سیاه ها رو هم نقد می کنه (علاوه بر نظریه intersectionality که در مورد ارتباط تنگاتنگ عوامل مختلفی که به ایجاد ظلم منجر می شن صحبت می کنه و می گه نهادهای قدرتی از قبیل جنسگونگی، نژاد، ملیت، طبقه اجتماعی، گرایش جنسی و غیره رو نباید به تنهایی نگاه کرد و این ها در ارتباط و کنش و واکنش با همدیگه هستن که ظلم رو به وجود می آرن و این ارتباط متقابل رو باید بررسی کرد). کالینز هم از حرف زدن از تجربه ها زیاد گفته. از اهمیت توجه به تجربه های منحصر به فرد هر روزه انسان هایی که در اقلیت هستن و یا مورد ظلم هستن. به نظر هیل کالینز، این حرف زدن، و خود آگاهی درباره ظلمی که نهادها و ساختارهای اجتماعی به انسان ها خصوصا زن ها وارد می کنن خودش یه جور فعالیت عملی (کنشگری) در راه تغییر اجتماعیه.
درباره حرف زدن و نوشتن از تجربه ها خیلی های دیگه هم گفتن، و ادبیات فمینسیتی هم بهش توجه ویژه ای داره. نوشتن علاوه بر به چالش کشوندن قدرت، اثر شفا بخش هم می تونه داشته باشه. فهمیدن اینکه اونقدر قدرت داری که ساکت نمونی و جواب بدی به اونچه که به تو می گذره خودش می تونه به توانمند سازی ات کمک کنه.
از تجربه هاتون بنویسین، در موردش حرف بزنین. نگین فایده ای نداره. زنی در جای دیگه ای از دنیا ممکنه با خوندن تجربه های شما احساس تنهایی اش کم شه. زنی که شما رو نمی شناسه می تونه امیدوار شه به ادامه دادن، به بقا. دنیایی که شما رو ساکت می خواد هم باید بشنوه حرف های شما رو، جواب شما به ظلم رو. حرف زدن از تجربه هاتون و کنار زدن پرده های اندرونی، ظلم مکرری که به زنا می شه رو به چالش می کشه، متزلزلش می کنه. گاهی وقتا که شرایط سیاسی و اجتماعی اجازه کارهای عملی جمعی برای تغییر اجتماعی رو نمی ده، همین حرف زدن ها و خود آگاهی ها خودشون می تونن آروم آروم به تغییر اجتماعی کمک کنن. یادتون هم نره، تغییر خودتون هم یه جور تغییر اجتماعیه. همیشه لازم نیست کل بشریت رو نجات داد. اول باید خودمون رو نجات بدیم!
پ.ن. شتابزده و پراکنده نوشتم چون دیر وقته و وقت نداشتم بیشتر پر و بالش بدم. اما حیفم نیومد ننویسم اینا رو، چون امروز شنیدن قصه های سه زنی که من اسمشون رو می ذارم زنان برنده (چون تونستن دووم بیارن و برشرایط خاصشون غلبه کنن) و گفتن قصه خودم براشون کلی حالم رو بهتر کرد و امید داد بهم. با گفت و شنود امروز، احساس توانمندی بیشتری می کنم. شما هم امتحان کنین!

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 پاسخ به قدرت نوشتن، حرف زدن

  1. سیامک می‌گوید:

    من درباره زنان حقیقتا چیز زیادی نخوانده ام منتهی این کتاب درباره سیاه پوستهاست و من خیلی لذت بردم از خواندنش. به نظرم حقوق زنان و سیاه پوستها خیلی جاها نزدیکه بخصوص که دولتها سعی میکنند با امتیاز دادن به هر دو گروه سهل انگاری خودشان در قوانین حمایتی را بپوشانند
    http://www.amazon.com/Why-Kids-Sitting-Together-Cafeteria/dp/0465083617

  2. زهرا می‌گوید:

    در مورد اینکه اگه تجربیات زنان دیگه رو بخونیم و از تنهایی مون کم میشه باهات موافقم
    من خودم وقتی کتاب شاهزاده خانوم سلطانه رو خوندم و تلاشهاش رو برای گرفتن کوچکترین حقوقی که شاید به نظر ما زنها ایرانی بدیهی بیاد رو دیدم تازه فهمیدم که وضع ما خیلی بهتره
    هر چند نباید این باعث بشه که دچار سکون بشیم و از تلاشمون کم بشه.

  3. leila می‌گوید:

    man ghol midam shoro konam,vali bayad komakam koni ,ziyad tajrobeye neveshtan to in faza ro nadaram-manzooram makhsoosan internetiy- hala bishtar bahash harf mizanamo bishtar mibinamet,bazam baraye dishab mamnoon:)))))))))))))))

  4. موناهیتا می‌گوید:

    صنم جان ممنون به خاطر این پستت، من هم در همین رابطه نوشته ام.

  5. azadeh می‌گوید:

    That’s so cool that Pat collins is one your favorite authors, she teaches at my undergrad university (I think she’s still here). What I was an undergrad I took a bunch of women’s studies classes and I tried so hard to take one of her courses, but it was so popular that only people majoring in african american studies or women’s studies could take them. Instead I ended up taking a survey of women’s studies. Hooks was one of the authors we had to read 🙂 After all of these memoirs by Iranian womens started coming out, I thought to myself, some one should start a publishing house and devote it to publishing our memoirs. what stories we could write about our own lives and our mothers and their mothers…

    Khorshid: Collins is one THE big names in feminist sociology. I not only learn from her books and journal articles, but I also enjoy them! She’s in UMD now, close to where I am. But it would be stupid if I just show up at the school and say I want to see Dr. Collins! Generally, I feel very close to the line of though of black feminist scholars. And about the memoirs, for now I just encourage everyone to write! don’t you wan to write too? 😉

  6. شهره می‌گوید:

    ژیقانس یعنی چی؟ میشه لطفا این کلمات با کلاس رو همراه با معنی بنویسی؟
    نه! بلاگت فیلتر نیس.

    خورشید: ژیقانس یک کلمه اختراعی خودمه. معنی اش هم من اینطور تعیین کردم که یعنی یه چیزی که تیشتان بلا باشه، یا مثلا بخواد شیک باشه یا غیره.

  7. رويا می‌گوید:

    مرسي به خاطر مطالب زيبات

    خورشید: خواهش می کنم 🙂

  8. مهیار هادی زاده می‌گوید:

    مطلب خوبی نوشته بودی و رو نکته مهمی دست گذاشته بودی. این که باید حرف زد و حرف زدن چقدر میتونه به ما تو این وضع و تو این جامعه کمک کنه.
    بعد از خوندن مطلبت ،بی خود و بی جهت یاد یه شعری از شفیعی کدکنی افتادم که میگه : « سخنم ، باطل السحر شماست »

    خورشید: ممنونم از کامنتتون.

  9. موناهیتا می‌گوید:

    صنم جان، ببین چه زود به استقبال ندای تو رفتند:
    http://zanestan.net/news/07,07,23,11,32,50/
    معلومه که گوشهای زیادی برای شنیدن داری ها. چشمک، شوخی ای برای کم کردن وزن بارهای بر دوشمان

  10. leila می‌گوید:

    سلام، خواندن نوشته های فمنیستهای معاصر راهگشاست اما به نظر من، ما باید توجه کنیم که مطالبات ما با دیگر زنان جهان و حتی زنان سیاه کاملا متفاوت است. ما با این معضل اساسی رو به رو هستیم که انسان محسوب نمی شویم و از این رو تقریبا هیچ حق مشخصی در جامعه نداریم، حال آنکه زن غربی برای حقوق مساوی مبارزه می کند…
    لیلا

    خورشید: لیلا جان به نظر من مطالبات تک تک زن ها می تونه متفاوت باشه. من تو این نوشته از نوشتن حرف زدم فقط! فقط شانس هست یا هرچی، من با فمینیست های سیاه پوست بیشتر احساس نزدیکی می کنم!

  11. نسیم می‌گوید:

    حرف زدن عالیه…کاش طولانی تر اینجا می موندی…ولی هرجا باشی و باشیم راه قوی شدن رو پیدا می کنیم…برای من هم اون شب فوق العاده بود! مرسی برای مهمون نوازیت و قورمه سبزی خیلی خوشمزه ات! کارت تو آشپزی هم درسته ها!؛)

    خورشید: 😀

  12. omid می‌گوید:

    اينا چيه نوشتين
    بردارين از درد مردم و گشنگي و مشکل اقتصاديشون بنويسين.
    بنويس که دارن ميخورن و ميدزدن اما پشت دين قايم شدن
    بحثهاي فلسفي نکن يه چيز بگو همه راحت درکش کنن
    کسي حوصله نداره اين روزا بشينه زياد از حد فکرهاي پيچيده بکنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *