دری وری

مرسی از همه تبریک هاتون. کلی ذوق کردم و خوشحالم که اینقدر دوست خوب و با محبت دارم. اکثرا گفته بودین که ایشالا پنجاه سالگی وبلاگم. داشتم فکر می کردم اون موقع تقریبا 80 ساله ام و از بس پشت کامپیوتر نشسته ام دستام دیگه کار نمی کنه، باسن مبارک هم داغونه، چشمام هم نمی بینه. احتمالا اون موقع وبلاگ صوتی باید داشته باشم! شاید هم یه چیزی اختراع شه برای مصرف عامه که ببندیم به کله امون یا چونه امون و دراز بشیم رو به قبله و دستگاهه واسه خودش فکرمون رو بخونه و وراجی ها رو تو وبلاگ بنویسه! البته اگه من هستم که هرجور شده اون موقع هم از وراجی کم نمی آرم.
در این لحظه که وبلاگ دارم می نویسم ساعت 6 صبحه. امروز آخرین مهلت گذروندن کلاس رانندگیه برای جریمه اون تصادفی که کرده بودم. دارم کلاس رو آن لاین می گذرونم و حرص می خورم. کلا دیگه خیلی کم رانندگی می کنم. این شرکت بیمه ماشینی که موقع تصادف سوارش بودم هم بازی در آورده مثل اینکه. با اون خانومه هم که دیگه حرف نمی زنم بدونم چی شده. فقط از وکیل اون کسی که باهاش تصادف کردم نامه گرفتم و اداره رانندگی اینجا هم نامه داده و خلاصه باید یه سری دوندگی کنم وسط این همه کار. اصلا هر موقع یاد تصادف می افتم دوباره اعتماد به نفسم می ره زیر صفر. خانومه هم بچه اش رو هفته پیش به دنیا آورده و خدا رو شکر بچه اش سالمه. البته خانومه دیگه با هام حرف نمی زنه چون همه کمک هایی که بهش کردم رو از یادش رفته و فقط من رو به چشم پول ماشینی که از دستش رفت می بینه و کلی هم پشت سرم در سطح بین المللی (!) حرف زده و اینا. خلاصه که طوفان ملخ ها دست از سرم بر نمی داره.
هنوز مقاله ده صفحه ای کلاس سه شنبه تموم نشده. یه پرزنتیشن هم صبحش دارم. خیلی هم خسته ام. ولی خب وقتی زیاد کار دارم خوبه چون فکر و خیال زیاد نمی کنم. حالا وسط همه این کارها وبلاگ آشپزی خسن آقا رو هم دیدم و هوس ته چین کردم! ماست های اینجا مزه خر می دن و من هم خودم ماست نزده بودم. خلاصه دیدم با این ماست بیمزه ای که من داشتم خیلی مایه ته چین بدمزه شده و یه خورده آب لیمو به مایع اضافه کردم به جای ترشی ماست! البته هیچ فایده نکرد و ته چین بیخودی از آب در اومد!
راستی راجع به سنگسار خیلی بحث های خوبی داره می شه. این مطلب و این مطلب آقای سید آبادی و این مطلب معصومه خوندنی هستن. خودم هم صد ساله می خوام یه چیزی بنویسم راجع به بعضی کامنت ها اگه کار دانشگاه بذاره. فکر می کنم در کنار خود مجازات سنگسار که غیرانسانیه، توجه به مقوله “خیانت” زن و اینکه جامعه به زنی که به شوهرش “خیانت” می کنه چجوری نگاه می کنه هم مهمه. گاهی فکر می کنم سنگسار اجتماعی و فرهنگی به همون اندازه سنگسار جزایی وحشتناکه…

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

35 پاسخ به دری وری

  1. زهرا می‌گوید:

    سلام خورشيد خانوم عزيزم. شرمنده كه اينقدر دير رسيدم.
    5 ساله شدن وبلاگت مبارك. وبلاگت هنوز هم از نظر من بهترين وبلاگ اين وبلاگستانه و ميتونم بگم تنها وبلاگيه كه هر چقدر وقتم كم باشه اگه اپديت كرده باشه حتما ميخونمش.
    بازم تبريك ميگم گلم :X

  2. bijan safsari می‌گوید:

    سلام ، پنجمين سالگرد وبلاگتاون را تبريك مي گم

  3. sh می‌گوید:

    May I suggest you to use Sour cream instead of Mast in your tahchin.

    Khorshid: Sure! I’ll try it next time. sounds logical!

  4. Shahin می‌گوید:

    Please stop spreading the jargon about “Sangsar Esjematie”. You mean no one has to judge someone that cheates? You mean one can cheat his partner and shoudl not worry about any sort of punishment, even just by hearign that this in unetheical behavior? What the hell! Nothing much is wrong with falling in love with someone esle but the cheating is condemend becuase One is using resources of one and spend the good tims with the other. This is what makes it cheating, not the reaons behind it. And of course when something happens, you can raise millios of resons to cheat! Please stop mixing everything with an extereme femeinism view! If one, specially in the developed societies , wants to be with someone else, he/she shold get separated, rather than draining the resources of one and taking the opportunity of his partner to find a proper case!

    Khorshid: Well, that’s EXACTLY my point! Women do not have the right to divorce in Iran. Please cool down, don’t be judgmental before even hearing what my argument is going to be, and stop attacking feminism without knowing what you are talking about!

  5. آیالا می‌گوید:

    شهین یا شاهین جون (لعنت به این الفبای انگلیسی!)
    خوب صنم که جوابتو داد، ولی من فقط میخوام اینو بگم. من فمینیست نیستم. فقط می خواستم بدونم که واقعاً به نظر شما کسی که به همسرش خیانت کرده، لیاقت اینو داره که بکننش توی یک چاله و روش سنگ بریزن تا یا از ضربه مغزی بمیره یا از خونریزی؟ در کشور های توسعه یافته ای که شما حرفشو می زنین حتی مجازات اعدام رو هم تا حدی زیادی حذف کردن و جاهایی که نکردن مثل آمریکا سعی می کنن که راحتترین و بدون دردترین مدل رو انتخاب کنن (مثل Lethal Injection که در حقیقت یک سمی رو وارد جریان خون می کنن که باعث می شه طرف خوابش بره و همونطوری بمیره) تازه فعالان حقوق بشر آمریکایی کلی هم اینو وحشی می دونن. مضافاً اگر واقعا فکر می کنید مجازات یک Cheater مرگه، می شه دارشون زد یا تیر بارانشون کرد (یا هر مدلی الان تو ایران مرسومه) احتیاجی به سنگسار نیست.

  6. roya می‌گوید:

    این ماست stonyfield خیلی خوشمزه است. یه ذره شاید از ماست‌های دیگه گرون‌تر باشه ولی خب ارگانیکه و از این حرفا!!
    بابا ۸۰ سالگی این‌طوری‌ها هم که می‌گی نیست! من یه book club مال کتابخونه‌ اینجا می‌رم همه بالای ۷۵!! همه هم سرحال. تازه دفعه پیش گفتن یه mailing list درست کنیم که راحت بتونیم جلسه‌ها رو تنظیم کنیم!

    خورشید» ببین این اتفاقا تنها ماستی هست که من می تونم بخورم. تازه کامل چربی اش رو هم من می گیرم که از بقیه اش قابل تحمل تره و اون خامه روش رو هم دوست دارم. ولی خب شیرینه، برای ته چین که خیلی شیرینه، من هم اصولا عاشق ماست ترشم. بعدش ببین، این هشتاد ساله هایی که تو می گی عمرشون رو به ورزش و اینا گذروندن و آدم حسابی ان! من دارم راجع به آدمایی مثل خودم می گم که بعد از پنجاه سال همه اش پشت کامپیوتر نشستن و وبلاگ بازی کردن به اون روز در میان! جدا تصور کن!:)))

  7. پدرام می‌گوید:

    دیر شده ولی عیب نداره! مبارک باشه…

  8. turkMen می‌گوید:

    چرا خورشید خانوم ما که روزگاری مطالب پخته ای می نوشت الان که رفته و راحت تر باید بنویسه فقط حسب حال می نویسه؟ بخاطر کمبود وقته؟یا به دلیل مشغله فراوان فکری و غربتی که به هرحال گریبان یه ایرانی رو در خارج می گیره؟
    به هر دلیلی که باشه ما خواننده ها هم انتظارایی داریم!(البته حسب حال و خاطرات صنم خانم گل هم مثل همیشه بانمکه و ارزش خوندن رو داره)
    راستی تولد پنج سالگیت هم مبارک خورشید خانوم کوچولو!

  9. Paria می‌گوید:

    خورشید خانوم با کلی تاخیر تولدت مبارک. درمورد اون خانوم عزیز (!) بی خیال. رسم شده ملت فقط چیزی رو که بدی میدونن بچسبن و راجع به محبتهائی هم که بهشون میشه وظیفه اونیه که محبت کرده و حق مسلم اونیه که بهش محبت شده (وای سیاسی شد!!!). به هرحال من هم از طرف خودم که میام مفت و مجانی نوشته های دلچسب و خیلی وقتها مفیدت رو می خونم و هم از طرف اون خانومی که کلی بهش محبت کردی و یادش رفته ازت تشکر میکنم.

  10. shahin می‌گوید:

    KIla:
    I am not in favor of Stoning at all!
    What I was arguing was that you can not stop people from thinking that cheating is not unethical because in its very nature, it is unethical. Please ready what I say first! When did I said Stoning is not condemned.
    Khorhshid:
    1- In Iran some women do not have the right to get divorced but I promise as I have seen that, most of those who are cheating, wish not to separate from their original partner and go with the second lover because they are not capable of living by themselves and their own. I am certain that no man can keep his woman at home, just by force! Also, once you are “mentally” divorced, what is the point of forcing one to stay with you! I do not get that concept? Yes, there are women who can not divorce and do not have many rights but those are not the ones you are ripping yourself off for! You even do not notice them. All your shouting and pressure is more personal than a public affair and you will see in the paragraph below. I wish and I truly wish that men give up the right of divorce and on the other hand, do not have to pay Nafaghe and Also Mehrieh! and all the living expenses! Where in the hell people pay someone because of a common life!! Sorry for being blunt but I belive that asking for a big money (Mehrieh/Nafagheh) is nothing short of prostitution! And a few percent of Iranian women are ready to give that big fat hook up!
    2- I know about Feminism and the fact that I have not studied it does not stop me to talk about that, just as you can talk about politics but have no academic experience about it and please do not flatter yourself!! Now after one year of studying Women Studies you think no one has the right to talk about it!! We do have a version of feminism in Iran, which I call Iranian feminism and that is exactly what you are theorizing. That type of feminism is created because some men, like your father, throws out his woman (i.e your mom) from home and it becomes your biggest problem in life. Right, that is horrible BUT, someone should be able to separate things out! You are talking about a feminism whose biggest pride is that “my husband is doing the laundry while I am blogging” and can not hide how pleased she is, because of bossing a monster, a man, Right? You do not realize the roots behind the Feminism and believe that you are its elite, the only one who knows about it and can criticize (read as praise) it! It is all about equality! Have you ever talked about equal work concept?! Do you know the American ladies that have the right for divorce work their asses off to earn as much as they can, and at the same time, they are not proud that their husband does their laundry but they are proud that if someday the are left alone, they can do everything and live on their own. Please stop thinking that you are the elected women to release Iran’s women from their biggest enemies, their husbands! This is too much for someone who has earned a little freedom to talk by marrying an Iranian man who has been capable enough to get out of that mess! And lastly, “you have what you deserve”, If only Iranian weomen are in a big mess as you think (I think both men and women are), that is a logical outcome of what they want! An easy life, with minor responsibility in sharing everything, with great expectorations, without trying much for it and without being ready to give up the most traditional thing as Mehrieh, Nafaghe, etc!
    I hope you are brave enough to let this pass through your fil-ter!

    Khorshid: I have no time to read this or reply this now. I publish it without reading it (hopefully you haven’t insulted anybody.) I’ll reply tomorrow.

  11. مینا می‌گوید:

    به شاهین/شهین:
    من به چیزایی که راجع به خود خورشید نوشتی کاری ندارم. اما راجع به چیزایی که گفتی حرف دارم:
    1- هنوز و با همه کمبودها فکر می کنم کسی که قبول می کنه با قراردادی مثل ازدواج نسبت به یک نفر متعهد بشه، اگر این تعهد رو نقض کنه شایسته مجازات و پرداخت هزینه های این کاره (هزینه های اجتماعی و قانونی). اما مسلماً هزینه های اون سنگسار یا اعدام و مرگ نباید باشه و از اون مهمتر اینکه هزینه های اجتماعی، قانونی و عرفی-فرهنگی ای که اینجا پرداخت می شه باید برای هر دو طرف یکی باشه. ببین حتی قانون معدود جاهایی که مردان رو متهم می کنه به خاطر داشتن ارتباط با یک زن شوهر دار (و به خاطر شوهر اون زن) و نه همسر خود این مرده. فکر کنم کاملاً واضح و روشنه که هزینه هایی که یک زن موقع خیانت پرداخت می کنه خیلی بیشتر از یک مرده.
    2- با شما موافق نیستم که بیشتر زنان می تونن راحت طلاق بگیرن، اما به خاطر منافع اینکارو نمی کنن. حقوق زنان در این زمینه به طرز وحشتناکی محدوده و تازه طلاق حقوق بعدی زندگی رو هم از این زنان سلب می کنه. مثلاً حضانت، احترام اجتماعی، امنیت و… . هزینه هایی که یک زن برای طلاق و بعد از طلاق پرداخت می کنه (حتی جدای از بحث های مادی اون و اینکه این زن می تونه زندگیشو اداره کنه یا نه) خیلی بیشتره.
    3- اینکه خیلی از زنان به دلیل عدم توانایی در تامین هزینه های زندگی مجبورن به یک زندگی مشترک ناخوشایند ادامه بدن کاملاً درسته. اما عاملش فقط زنان نیستند. زنی رو تصور کن که بلافاصله بعد از اتمام تحصیلات ازدواج کرده. به خاطر مخالفت های اون همسر از حق کار کردن محروم بوده. یا ایقدر شرایط ناز نازی برای کار کردنش گذاشتن که عملاً امکان پذیر نبوده. این زن بعد از مثلاً 15 سال چه شانسی داره برای ورود به بازار کار؟ اصلاً اعتماد به نفس اینکارو می تونه داشته باشه؟ خیلی وقتها در ایران هزینه ای که زنان برای زندگی مشترک می پردازن از دست دادن شانس کسب مهارت های اقتصادیه و خیلی از مردان حتی آگاهانه و برای مقید نگه داشتن زن به زندگی مشترک (و نه با خوشایند کردن اون زندگی، بلکه ناتوان کردن تدریجی زن در اداره زندگی به تنهایی) این کار رو می کنن.
    4- مسلمه که برای حل مشکل سه مهریه، نفقه و… باید حذف بشه و حق کار، طلاق، انتخاب محل سکونت و… به زن داده بشه و مسلمه که اینجا فقط مردان نیستند که مقاومت می کنند و خیلی جاها هم زنان هستند که اشتباه می کنند و راه حل تنبلانه رو برای زندگی انتخاب می کنند. حقوق زنان رو فقط مردان نیستند که محدود می کنند و اصولاً فرهنگ و عرف یک جامعه می شه گفت که مردانه/زنانه نداره. فمنیسم هم قرار نیست فقط مردان رو متهم کنه. بلکه این فرهنگ غلطه که باید متهم و اصلاح بشه. حالا می خواد تو ذهن یک زن باشه یا یک مرد. هر زنی هم باید بدونه حقوق اجتماعیشو می تونه در قبال مسئولیت هایی که می پذیره (اینجا بیشتر منظورم مسولیت اقتصادی زندگیه) بگیره.

  12. الهه حبیبی می‌گوید:

    به روز شدیم خورشید خانم

  13. كنج می‌گوید:

    خوب منم تبريك مي گم ايشالا وبلاگ 50 سالگيت. البته زياد نگران باسن مبارك نباش چون تا اون موقع تكنولوزي به قدري پيشرفت كرده كه توي رختخوابت و تو ذهنت پست مي نويسي اون وقت خود به خود تو وبلاگت ظاهر مي شه.

  14. Shahin می‌گوید:

    Thanks for your comment. I wish everyone could be as logical as you were. Like you, I am absolutely against any execution for cheating. My only point is some are trying to justify any sort of behavior, cheating, polygamy, etc and for justification, the top reason is that there is no equal right in Iran! I know that and so does everybody but these are not totally related! Can someone tell me why polygamy in its worst form is quite common in northern part of Tehran, where women have relatively higher unknown right than the poor country-side ones? I mean if someone wants to justify human selfishness, he/she can raise zillions of reasons! I mean you can find better reasons and trying to fix those instead of seeing everything from an extreme feminism view.
    Again, I agree with your other points except the some of rights you counted. I believe right for selecting the location of living or right for education are human rights, rather than men’s or women’s! If by any means, you ask that right by law, then you are taking away someone else’s right! There is nothing more funny than registering one of these right’s in one’s name because in their own nature, they are not something that can be given. I believe there should not be any preference for any of the partners in that regard and, They can live anywhere they want, as long as they accept to live separately if it is needed! And if someone wants to be with the other, the then natural thing is to give up the desire for a particular place and move with his/her partner! The most ridiculous thing is that “I want to live with you but you have to live where I want”! Anyway, short story long, my ideal living style is what is in west. People have equal rights and equal responsibility. Location of living is not forced by an Extreme Feminist or a Dominant Male, but by what suits their lifestyle better and in most occasions by whose job is bringing more to the family. If they decide no to give up their own preference of living style or location, they do not have to be together. By the way, I am asking this from those Iranian Feminist(s), are they ready to serve 2 years in military and be treated like animals? Are they ready to give their life, if needed? Please do not jum in and say yes without thinking! I doubt it, one who is so selfish that is not ready to give up the slightest pleasures would not give her life, right?
    May someday we see a world without any irrationality!
    Khorshid: Sorry for using your blog as a bulletin board!

    Khorshid: Shahin, sorry, again I’m posting your comment without reading it. I’m at school now. I’ll definitely read the comments and reply tonight.

  15. مینا می‌گوید:

    به شاهین/شهین:
    راجع به چیزایی که نوشتی بازم حرف دارم:
    1- خیلی خوب، کاملاً انسانی و معقوله که قوانینی مثل سنگسار رو قبول نداری و راستش اصلاً نمی تونم تصور کنم انسانیت و تعقل کسانی که این قوانین رو قبول دارن.
    2- اینکه چرا زنان شمال تهران (بخونیم قشر مرفه تر) که حقوق بیشتری دارند بیشتر ممکنه دچار انحرافات اخلاقی بشند؟ (من به عنوان یک پیش فرض رابطه خارج از چارچوب ازدواج با یک پارتنر دیگه بعد از ازدواج رو چه برای زن و چه مرد خیانت و انحراف اخلاقی می دونم) خوب فکر می کنم این کاملاً طبیعیه! دو عامل رفاه بیشتر و حقوق اجتماعی بیشتر همونقدر که به انسان شانس پیشرفت بیشتری می ده به اون در این زمینه ها هم آزادی عمل بیشتری می ده. یه مثال دیگه می زنم. اگر زنان بیشتر وارد بازار کار بشن مسلمن جرایم اقتصادی، ورشکستگی ها، زندان رفتن ها و… هم در بین اونها درصدش بالاتر خواهد رفت. اونوقت می شه مثلاً فقط به افزایش آمار زندانیان زن اشاره کرد و گفت که زنان دارن به قهقرا می رن. اما آیا واقعاً اینطوره؟ اگر به یک اجتماع واقعی فکر کنیم حقوق بیشتر همیشه فقط باعث پیشرفت نیست. دردسر، مسئلیت، مشکلات و حتی سواستفاده هم همراهش داره. اما در نهایت حقوق برابر زن و مرد باعث پیشرفت (از نظر من کل جامعه) و گریز ناپذیره. غیر از “حقوق” بحث رفاه هم هست. رفاه بیشتر برای بشر همیشه مجوزی برای تجاوز به حقوق دیگران بوده (مسلماً تاییدش نمی کنم، اما واقعیته). حتی در زمینه خیانت هم مردان مرفه تر خیلی بیشتر از مردان متوسط و پایین جامعه دچار این مورد هستند و راجع به زنان هم قاعدتاً همینطور خواهد بود.
    2- اما در مورد بحث هایی مثل حق مسکن، حضانت و.. و اینکه چرا فمنیسم ایرانی تلاش می کنه این حقوق رو برای زنان بگیره. هرچند که این موضوع به بحث سنگسار و حتی خیانت بی ربطه و خورشید و بقیه هم قبلاً راجع بهش خیلی نوشتن منم اینجا کوتاه نظرمو می گم. مسلمه که بهترین و ایده آل ترین حالت همونه که دو طرف حق مساوی داشته باشند. و مسلمه که با قوانین ایران فعلاً این امر امکان پذیر نیست. (همونطور که چیزایی مثل لغو اعدام و… نیست) اما وضعیت زنان با قوانین موجود خیلی دردناکه. و اضافه کردن این شرط ها (حق مسکن و…) تنها کمک می کنه که یک کمی شرایط عادلانه تر بشه. توجه کن که حتی با این حق هم هیچ زنی نمی تونه مردی رو وادار کنه در محل خاصی زندگی کنه. اما در صورت عدم قید این شرط در عقدنامه دادگاه می تونه یک زن رو “مجبور” کنه در محل خاصی زندگی کنه و در غیر این صورت از حقوق قانونیش محروم می شه. حتی خیلی وقتها اون شرط هم هیچ کمکی نمی کنه. نمونه عملیش هم تو احکام قضایی ایران هست. همین چند هفته پیش مردی برای اذیت کردن همسرش می ره تو یه زنبور داری تو خوی زندگی می کنه (بعد از 24 سال زندگی در تهران) و شکایت می کنه که زنش هم باید بره اونجا. این زن حق تعیین مسکن داشته. اما دوتا دادگاه اون رو (به بهانه اینکه یکبار قبلاً از این حق استفاده کرده) محکوم می کنن و حکم می دن بره اونجا. توجه کن که اینجا حتی حرفی از حق انتخاب زن نیست. بلکه مساله اینه که زن “باید” بره جایی که شوهرش زندگی می کنه (و اونم واضحه که از سر لجبازی انتخاب شده این محل). اینجا در هر حال در هیچ دادگاهی با اضافه کردن این جملات و شروط مردی رو “مجبور” به اطاعت از تصمیم زن راجع به محل زندگی نمی کنن. فقط م تونه به زن کمک کنه “مجبور” نباشه بره جایی که همسرش تشخیص می ده. اما در هر حال واضحه که حقوق برابر برای هر دو طرف و قانونی شدن اون (نه اینکه لازم باشه به صورت شرط ضمن عقد و… بیاد) منطقی ترین و ایده آل ترین حالته.
    3- سربازی رو صادقانه بگم نه فقط برای خودم که برای هیچ ایرانی ای (چه مرد و چه زن) دوست ندارم. جنگ رو هم محصول قدرت طلبی سیاست مداران و در جهت اهداف اونها می دونم و حاضر نیستم براش بمیرم. به نظرم باید مثل خیلی از کشورهای دنیا سربازی اینجا هم باید تخصصی و یک شغل با حقوق و مزایای مکفی باشه و البته اختیاری.
    5- با همه این حرفا مسلمه که شرایط هیچوقت آرمانی نیست و نخواهد شد. اما تلاش برای حرکت به این سمت قابل تقدیر و مفیده. حتی اگر فقط بخش کوچکی از حقوق بدست بیاد.
    * صنم جان منم ببخشید که اینجا تریبون شد! ولی فکر کنم خوبه!

  16. لیلی می‌گوید:

    سلام / تولد وبت هم مبارک
    1- وبلاگ مهرانگیز کار فیلتره
    2- امروز سر کلاس زبان یه بحثی شد راجع به حقوق زنان / دیدم نه تنها استاد زبان که یک زن تحصیل کرده است محدودیت های قانونی زنا رو نمیدونه / بلکه تقریبا همه هم کلاسی ها هم نمیدونند که اونام 90 درصد تحصیلکرده اند / حتی راجع به وراثت!!!
    خب حالا از کجا می شه ادامه داد؟

  17. هلو می‌گوید:

    کاش…
    هیچی !

  18. بهمن می‌گوید:

    سلام.من هم اگر چه با تاخيروتولد وبلاگتو تبريك ميگم.والبته پيشاپيش تولد خودتونو.
    راستي منتظر پاسخ سوالمم هستم.

  19. e می‌گوید:

    Iranian-American Student Abused By UCLA UCPD with Tazer GUN
    http://www.youtube.com/watch?v=m3GstYOIc0I&mode=related&search =

  20. نازلی می‌گوید:

    :((((((
    من شصتاد دفعه اومدم .اسه تولد وبلاگیت این جا کامنت گذاشتم و ارور داد که!
    نمی دونم اینم میاد یا نه.
    ولیییییی، ماچ بوس بغل جیغ 🙂

  21. k1-35 می‌گوید:

    من خیلی فکر کردم که چی باید می نوشتم اینجا، باور کن عقلم قد نمیده… ساختارن شاید دیگه لازم نباشه احترام عمیقم رو شرح و بسط (؟) بدم، تبریک هم شاید بی مورد باشه، بیشتر مهم اینه که هستی.

  22. hamed می‌گوید:

    همه با هم به ماجرای شکنجه یک دانشجوی ایرانی دانشگاه بو سی ای ای – آنهم در وسط کتابخانه دانشگاه اعتراض کنیم
    http://www.bbc.co.uk/blogs/persian

  23. هلو می‌گوید:

    انگار این جمله را قبلن شنیده بودم!
    «سبکی تحمل ناپذیر هستی…»
    فیلم «بارهستی» بود یا از زبون کسی دیگه ، نمی‌دونم. اما فانتزی بودن‌اش خیلی تفکرانگیزه برام !
    باید دید آرمان‌شهر کجاست؟ خود را سپردن به دست قضا و قدر، می‌شه نهیلیسم!
    شاید هم اون هم عالمی داشته باشه. شاید

  24. کریم ارغنده پور می‌گوید:

    من هم تبریک می گم. برقرار باشید.

  25. احسان ابطحی می‌گوید:

    حالا تولدت مبارک خورشید جون!

  26. مونا می‌گوید:

    يكي به خودش فرصت داد، يكي
    گم كرد خودش را ، يكي دنبال كرد
    خورشيد را ، يكي مدام به خواب رفت
    روي بستري از كاه
    و حالا ، چه تازه است خاطره ي باد…
    سلام خورشيد خانم از طلوع ممتاز سر بر آوردنت تا غروب خاطره ي به جا مانده از آن طلوع تولدت مبارك

  27. هلو می‌گوید:

    جسارتن ، گلاب به روتون، روم به دیوار… به این وحشی‌گری جناب پلیس UCLA (برعلیه دانشجوی ایرانی)، عنوان خشونت کافی‌ست؟
    http://www.youtube.com/watch?v=m3GstYOIc0I

  28. marjaneh می‌گوید:

    I love matn hAye bishomAr…mesle inke tajrobeye hameye AdamA kamAkAn yek range..yeki kamrang tar yeki por rang tar.

  29. يوحنا می‌گوید:

    منم يه بار تفادس كردم
    الانم كه پشت فرمون مي شينم بازم اثطرث دارم
    ولي اگر يه هفته تو اتوباناي تهران بروني اوسا ميشي

  30. مهران می‌گوید:

    عرض تبريك !

  31. sanaz می‌گوید:

    Sanam joon,
    Do you have Trader Joe in your area?If you do, they carry Greek cheese style yoghurt,which is basically “mast e chekideh”. I use it for tahchin, and it works perfectly. In case it turns out a bit thicker than you desire, add a couple Tbs of your chicken broth. Bon appetit!

    khorshid: Thanks Sanaz jan, but we don’t have Traders Joe 🙁

  32. پاپا نوئل می‌گوید:

    آفرین
    کارت قشنگه
    I hope from the moment
    you found me

  33. leila می‌گوید:

    sanam jan tavallodet mobarak

  34. هلو می‌گوید:

    چند روز است که مریض شدم!
    داستان «خشونت» پلیس امریکا را نمی‌توانم فراموش کنم؛ وقتی شوک بی‌رحمانه‌اشان را بر بدن آن دانشجوی ایرانی فرود می‌آوردند و این دیالوگ‌های زیر… :
    stand up!
    Here’s Your Patriot Act.
    Here’s fucking abuse of power!
    I’m not fighting you!
    Wintess: you just shot him [inaudible]
    stand up. stand up or you’ll get tased again.
    stand up!
    Get back…or you’ll get tased too
    چه منطق سياّلي
    در كلام سرخ اين قبيله
    موج مي‌زند
    فلسفه نمي‌بافم
    سخن از گلوي تُردي است
    و بلاغت را به عرش رسانيد
    به روايتي صادق و صميمي :
    استثنايي بزرگ
    در تاريخ فوران
    سيلاني بي سقوط
    فريادي متصاعد
    كه با 3 شعله زبانه كشيد
    به آفتاب بگو
    غرور كور حرمله
    آيا مجاب خواهد شد؟
    مرحوم «سیدحسن حسيني»

  35. donya می‌گوید:

    سلام. من ازت مطلبی می خوام .مطلب لذتی ناب از سایت زیتون . هفته پیش خوندم . ولی امروز نبود. اگه ممکنه و داری به ایمیلم بفرست . ممنون می شم . به خاطر نوشته های قشنگت ممنون . پیروز باشی تا همیشه/

    خورشید: دنیا جان اون مطلب مال وبلاگ بلوط بود. برات ایمیل می کنم به هر حال.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *