دروغ

دروغگویی خیلی بده. تشویق دروغگویی و دروغ هم بده. متاسفانه خیلی موقع ها هدف وسیله رو توجیه می کنه و خواسته یا نخواسته دروغگو رو تشویق می کنیم چون واقعیت دروغی که گفته در برابر منافع دیگه برامون کمرنگ می شه.
***
چند روز پیش به خاطر یه وضعیت احمقانه مجبور شدم یه دروغی بگم که خیلی فوری هم رو شد، البته تلاشی هم نکردم و فوری خودم رو لو دادم چون داشتم از عذاب وجدان می مردم. فقط ترسیده بودم. اما ته دلم می دونستم کار درست چیه و فقط از روی ترس بیخیال شدم و دروغ گفتم. حالا هم که راستش رو گفتم و پای مسئولیت کاری که کردم وایسادم و خسارتی که زده بودم رو جبران کردم هم فرقی نمی کنه چون به هر حال آبروم پیش خودم رفت. حالم خیلی بده چون می دونستم که دارم کار بدی می کنم و بازم کردم. نباید به حرف کسی که تشویق به دروغگویی کرد گوش می دادم. خیلی احمقم.
***
دو سه باره که خیلی ها تو وبلاگ ها از دروغگوها حمایت کردن و به حاشیه ها پرداختن تا اصل این ماجرا که بابا طرف دروغ گفته. گاهی اصلا نمی فهمم چرا. نمی تونم قبول کنم که نمی دونستن یا نفهمیدن که طرف دروغ گفته. دروغ اعتبار آدما رو کم می کنه. خیلی کم. اما کم کم آدم هایی که از فرد دروغ گو حمایت می کنن هم اعتبارشون داره از دست می ره حداقل برای من. حساب دو دو تا چهارتاست عزیزم.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.