کوتاه کوتاه

دانشگاه بالاخره شروع شد و من کلی از شروع شدنش خوشحالم چون کلاسای این ترمم رو خیلی دوست دارم، هرچند که شدیدا دو تاش سختن. یکی اش راجع به جنسیت و جنبش های اجتماعیه که دقیقا چیزیه که این چندوقته دوست داشتم راجع بهش بخونم. استادمون هم که اصلا رودرواسی نکرده و 5 تا کتاب و 25 تا مقاله ریخته سرمون.
این دنده ام کماکان درد می کرد و بالاخره امروز رفتم درمونگاه دانشگاه، چون فکر کردم خیلی عجیبه که بعد از 15 روز هنوز خوب نشدم. عکس گرفتن و فهمیدن که دنده ام شکسته! البته خب کاری اش که نمی شه کرد و فقط باید شبی سه تا قرص بخورم تا خودش خوب شه. حداقل حالا حواسم جمعه که دیگه بار سنگین بلند نکنم.
سیامک و آنیتا دیروز رفتن و یهویی خونمون خیلی خالی شد. تازه فهمیدم تنها شدم. واسه خودم دور خونه گیج می خوردم نمی دونستم چیکار باید بکنم! یه خورده عر و گوز کردم و چند بارم باهاشون تلفنی حرف زدم از دیروز. واقعا خیلی حیف شد برای من که رفتن. و البته همیشه می گم حیف ایران که این دو نفر ازش اومدن بیرون. فکر کنم بچه های جبهه سبز بفهمن منظورم چیه. به هر حال امیدوارم که بوستون کلی براشون خوب باشه و موفق بشن که واقعا لیاقتش رو دارن. واقعا خوش به حال بوستونی ها. قدر این دونفر رو بدونین و کوفتتون بشه!
بابک فردا شب می رسه اینجا و تا دوشنبه پیشمه که خودش خیلی خوبه. واقعا هیچوقت اینقدر دلم براش تنگ نشده بود. امروز خواهرم بهم زنگ زد و کمی غر زد به جونم و برای اولین بار خیلی احساس تنهایی کردم. یعنی بعد از تمام کمک هایی که به اون زنه کردم این یک ماه و آخرش هم اون برخوردها رو دیدم، اون هم فقط به خاطر خواهرم، اصلا انتظار نداشتم که این حرفا رو بهم بزنه. یهویی یه حس خیلی خیلی بدی بهم دست داد. طوفان ملخ ها انگاری تمومی نداره.

من یه جورایی سختمه طولانی مدت پای کامپیوتر بشینم. واسه همین کلی ایمیل جواب ندادم و کلی مطلب هست که باید می نوشتم و ننوشتمم. خیلی دلم می خواد راجع به رادیو زمانه بنویسم. بعضی روزا می ذارم از بلندگوهای کامپیوتر پخش می شه و کارم رو می کنم تو خونه. عاشق موسیقی های تاجیکی اش شدم. به نظرم نقطه ضعف کار یکی غارغارهای نیکانه و یکی هم طراحی سایت. بقیه اش به نظرم برای یه پخش آزمایشی خیلی خوبه. حالا باید بعدا مفصل بنویسم.

راجع به کمپین جمع آوری یک میلیون امضا هم باید بعدا مفصل بنویسم که به نظر من یکی از بهترین کارهایی هستش که داره تو جنبش زنان انجام می شه. نه به خاطر خود امضا جمع کردن ها. به خاطر این پروسه ای که جمع کردن امضا داره. حرف زدن با آدم ها و… حتما به سایتش سر بزنین و اگه کاری از دستتون بر می آد بکنین.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.