بذر نفرت

منم عین خیلی های دیگه چند بار چیزی نوشتم و پابلیش نکردم. الان هم بیخیال. کسی که فاشیسم و ترور شخصیت رو تبلیغ می کنه منتظر عکس العمل فاشیستی است، منتظر هیجان. همه امون گاهی وارد بازی اشون می شیم. اما بعد اکثر اوقات من یکی که پشیمون می شم. چون به نظرم عکس العمل ها فایده ای نداره. اکثر این آدم ها خودشون دقیقا می دونن که دارن چرت می گن. واسه همین لازم نیست تو بهشون بگی چرت می گن. خودشون می دونن و از قصد می گن که آزار بدن، بذر نفرت بپاشن، هیجان ایجاد کنن، توجه جلب کنن، ترحم جلب کنن، مشهور بشن، تو رو وادار به عکس العمل کنن که از روی عصبانیت احتمالا حرفی بزنی و خودت رو در حدشون بیاری پایین و و و. خوبه که گاهی آدم بتونه جلوی خودش رو بگیره و وارد بازی نشه. بازی کثیفی که فایده ای نداره جز اینکه دلمون خنک بشه. برای همین اگر چیزی نمی نویسم به خاطر این نیست که اهمیت نمی دم یا حرف هاشون رو قبول دارم. به خاطر اینه که فکر می کنم نادیده گرفتنشون بهتر از توجه کردنه. آدم باید فکر کنه که مهم این نیست که فقط دلش خنک شده با حرف هایی که زده. مهم اینه که وقتی که می ذاری یه فایده ای هم داشته باشه.
راستی، هر کی به خودش گرفت این متن رو درست گرفته. ماشاءالله چقدر هم تعدادشون زیاده اون هایی که این متن رو باید به خودشون بگیرن! از هر دسته و فرقه ای!
پ.ن. 1- امتحان داشتم برای همین نبودم چند روزی. از شر کلاس مزخرف آمار راحت شدم.
پ.ن.3- تولدت مبارک سیما جون. بودنت غنیمتیه تو وبلاگستان، مخصوصا برای تکون دادن بعضی آدما که قید و بندهای قراردادهای پوشالی و سیاه و سفید اجتماعی مخشون رو تو منگنه گذاشته نمی ذاره تکون بخورن. من ازت خیلی چیزها یاد گرفته ام.
پ.ن. 2- جمعه و شنبه واشنگتن هستم. اگه اون دورو ورا هستین و از دیدن ریخت من حالتون به هم نمی خوره خبر بدین دور هم جمع شیم یه خورده الواتی کنیم! دلم پکید تابستونی از بس درسای مزخرف داشتم.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.