فوتبال یعنی گل دوم آرژانتین دقیقه 98 بازی

فوتبال یعنی گل دوم آرژانتین دقیقه 98 بازی. یعنی همون ضربه عجیب و غریب پای چپ رودریگز. بهترین گلی که تو عمرم دیده بودم.”حظ بصری” در اوج خودش. به قول بابک، اگه اون سال “دست خدا” به داد مارادونا رسید و اون توپ رو گل کرد، امسال این “پای خدا” بود! اصلا از آدم برنمی اومد همچون گلی! دلم واسه دروازه بان مکزیک کلی سوخت چون واقعا کاری از دستش برنمی اومد و واقعا کارش خوب بود. حیف که مکزیک به تور آرژانتین خورد. ولی نه، اصلا فوتبال یعنی کل بازی آرژانتین و مکزیک. شاهکار بود، شاهکار. 120 دقیقه شاهکار. یکی از زیباترین “فیلم” هایی که دیدم. نه اصلا “فیلم” چیه، بگو تئاتر، بگو زندگی!
***
مامان می شست پا به پای من بازی ها رو می دید همیشه، چون می دونست دوست ندارم تنهایی نگاه کنم. وقتی تیم مورد علاقه ام در حال باخت بود، می شست تند تند دعا می خوند که ببرن. خیلی چیزی سر در نمی آورد از بازی، اما با هیجان من هیجان زده می شد. اصلا بیشتر از اینکه بازی کنه من رو نگاه می کرد. امسال مامان نیست کنارم بازی ها رو نگاه کنیم اما می گه همش یادم می کنه. با بابک می شینیم نگاه می کنیم و با جیغ و دادهامون همسایه هامون رو بیچاره می کنیم. حالا مامان بابک اومده پیشمون. با هم بازی رو نگاه کردیم. بهشون گفتم بشینن تا آخرش بازی رو ببینن. بو می کشیدم، بوی مامان.
***
فوتبال خوبه، چون بهت کمک می کنه برای یکی دو ساعت هم که شده به خیلی چیزا فکر نکنی. البته به همین دلیل هم خیلی موقع ها بده، چون باعث می شه خیلی چیزا رو فراموش کنی، خیلی چیزا مثل این

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.