خسته از خواستن از فریاد از بغض از آرزوها

خسته از خواستن، از فریاد، از بغض، از آرزوها
از وبلاگ حقوق زنان – حقوق بشر:
“متاسفانه تجمع مسالمت آمیز جمعی از زنان در میدان هفت تیر با دخالت نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد و پلیس های زن به ضرب و شتم شرکت کنندگان در تجمع پرداختند و در نهایت نیز عده ای بازداشت شدند .تجمع مزبور پژواک خواست جامعه زنان ایران در دست یابی به حقوق اساسی خود و پایان بخشی به تبعیضات جنسیتی است که ریشه در نهضت بیداری ایرانیان از انقلاب مشروطه تا کنون دارد .از آنجاییکه این تجمع حق مسلم اعلام کنندگان فراخوان و شرکت کنندگان است لذا ما امضا کنندگان ، ضمن محکوم کردن اقدام نیروی انتظامی نکاتی را به شرج زیر عرض کرده و مصرانه خواهان آزادی سریع و بی قیدوشرط بازداشت شدگان هستیم…
۱-برابر با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزاری تجمعات و راهپیمایی در صورت عدم حمل سلاح و توهین به مبانی اسلام ، آزاد است و کسی حق ندارد مانع از آن شود.
۲-آنچه به عنوان مطالبات تجمع کنندگان عنوان شده، مجموعه ای از خواسته های به حق و معوقه زنان است که طی بيش از يك دهه بارها اعلام و با بی اعتنایی مسولان روبرو شده است این مطالبات و این تجمع به هیچ عنوان سیاسی نبوده، بلکه در زمره حقوق شهروندی است لذا سیاسی خواندن آن و امنیتی جلوه دادن آن جفای مضاعفی است به زنانی که با توسل به شیوههای مدنی، مطالبات شان را دنبال می کنند و تقویت کننده موضع کسانی است که می کوشند اعتراضات غیر مدنی و آشوب گرایانه را جایگزین اعتراضات مدنی کنند .شیوه برخورد خشن با تجمع مسالمت آمیز فوق که امنیت بخشی از شهروندان را به مخاطره افکنده است در واقع مصداق نقض امنیت ملی است.
۳-توسل به خشونت به جای تامین امنیت برگزاری تجمعات شهروندان ناقض حقوق بشر، ناقض امنیت کشور و مغایر وظیفه ذاتی نیروی انتظامی است بنابراین مسولیت تخلفات و اقدامات نامناسب صورت گرفته بر عهده وزارت کشور است و از شخص وزیر کشور به عنوان مسئول نیروی انتظامی موظف است که با رسیدگی به موضوع ، زمینه احقاق حقوق و دلجویی از بازداشت شدگان و قربانیان خشونت مراسم فوق را در اسرع وقت فراهم سازد و با خاطیان برخورد کند .بی شک این رویداد تلخ ، آزمون مهمی در راست آزمایی دعاوی دولت مهرورزی در بین افکار عمومی است .
در پایان از مسئولین امر می خواهیم تا با رعایت حقوق شهروندی دستور آزادی سریع بازداشت شدگان را صادر نمایند تا در شرایط حساس کنونی، مخاطرات بیشتری گریبانگیر امنیت کشور نشود…”
لطفا برای امضا و حمایت از این بیانیه اینجا رو کلیک کنین:
http://zanirani.blogfa.com/post-8.aspx
***
ياران جنبش زنان را آزاد كنيد/نوشين احمدي خراساني
(اگر فیلتره ادامه اینجا رو بخونین.)


ياران جنبش زنان را آزاد كنيد/نوشين احمدي خراساني
درست هفتاد سال پيش از شكل‎گيري جمهوري اسلامي يعني از 1285 زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطيت، زنان عدالت‎جوي ايراني، براي كسب حقوق برابر، تلاش رنج‎خيز و مسالمت‎جويانه خود را آغاز كرده‎اند. مادربزرگ‎هاي ما در آن هنگام شايد تصور نمي‎كردند كه با كوشش حق‎طلبانه خود بذر تلاشي را در خاك ايران مي‎نشانند كه صد سال بعد نيز هم‎چنان بارور خواهد ماند.
كوشندگان پيشكسوت جنبش زنان اما به يقين نمي‎توانستند حتا تصور بكنند كه يك قرن بعد حكومتي در ايران بر سركار بيايد كه با تلاش‎هاي مسالمت‎جويانه‎ فرزندان‎شان اين‎گونه خشن برخورد كند. لابد آنان اگر امروز مي‎بودند از اين همه بي‎تدبيري و عدم مديريت كساني كه قرار است حافظ نظم شهر باشند، متعجب مي‎شدند و همراه با ما تاسف مي‎خوردند از اين همه ناكارآمدي در برخورد به تجمعي مسالمت‎آميز كه فقط براي طرح خواسته‎هايي كاملا ابتدايي و كوچك‎ برگزار شد. متعجب از اين همه خشونت فجيعي كه به دختران جوان اين مرز و بوم كه در قرن بيست و يكم خواستار حق برابر طلاق، لغو تعدد زوجات، ارتقاء سن كيفري دختران و اين قبيل درخواست‎هاي اوليه هستند.
متعجب‎ام كه چرا برخي از افسران نيروي انتظامي، ما را كه در پارك نشسته بوديم و فقط سرود مي‎خوانديم با كتك به ”وسط ميدان“ كشاندند، به‎راستي چرا، مگر مي‎خواستند نظم شهر را به‎هم بريزند؟ ما زنان كه در بيانيه‎هاي‎مان بارها اعلام كرديم كه نمي‎خواهيم نظم ترافيك ميدان هفت تير مختل شود، اما گويا مخالفان جنبش زنان مصمم بودند ترافيك ايجاد كنند و نظم شهر را به‎هم بريزند، عجبا از اين همه تدبير و عقلانيت! اما نكته اميدبخش در اين ميان، وجود اين همه ظرفيت، مدنيت، صبوري و متانت در جنبش زنان است كه به رغم برخوردهايي چنين قهرآميز و بي‎سابقه، در ميدان هفت تير حتا يك شيشه هم نشكست، سنگي پرتاب نشد. اتومبيلي واژگون نشد. آري اين تحمل بالاي زنان و دختران جوان اين مرز وبوم نشان از ايمان به حقانيت را‎ه‎‎مان است.
ما زنان خواسته‎هايي كه داريم بر حق است و قلب‎‎مان گواهي مي‎دهد كه دير يا زود به حق‎مان مي‎رسيم. سردي دستبند‎هايي كه به دستان پاك و زحتمكش”ژيلا بني‎يعقوب“ زده شد، كشيده شدن دلخراش ”دلارام علي“ روي آسفالت خيابان، بازداشت غيرقانوني علي‎اكبر موسوي خوئيني‎ها، بهاره هدايت، عاطفه يوسفي، اعظم الهامي، بهمن احمدي امويي و ده‎ها نفر ديگر و خشونت‎هايي كه همگان شاهد بودند درحالي صورت گرفت كه زنان با تجمع خود بذر صلح و نفي خشونت بر فضاي شهر مي‎فشاندند. اما بدانيد كه اين رسم زندگي منصفانه و صلح‎آميز در يك جامعه انساني نيست. ما مي‎خواهيم بدانيم با چه توجيهي و به چه دليل با چنين تجمع آرامي، اين‎گونه فجيع و ناعادلانه برخورد شده است؟ واقعا چرا؟
چه بكنيم تا مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟
مي‎پرسم كه اي دولت ـ مردان، ما چه بكنيم كه براي بيان مشكلات و دردهاي‎مان، اين‎گونه مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟ مي‎گوييد چون تجمع در پارك ميدان هفت تير مجوز نداشته پس ما را كتك مي‎زنيد و بازداشت مي‎كنيد! عجبا مگر ما وقتي روز 8 مارس (روز جهاني زن) سال 82 با مجوز وزارت كشور مي‎خواستيم در ”پارك لاله“ تجمعي آرام برگزار كنيم، گذاشتيد؟ نگذاشتيد و مجوز وزارت كشور را در آخرين لحظه لغو كرديد و سرآخر هم برخي از شركت‎كنندگان (كه فكر مي‎كردند به يك تجمع قانوني آمده‎اند) كتك زديد و تعدادي را هم دستگير كرديد.
اگر مي‎گوييد چون ايرانيان خارج از كشور از اين تجمع حمايت كرده‎اند و تجمع صلح‎آميزمان اين‎طور مورد حمايت وسيع قرار گرفته، پس ضرب و شتم و بازداشت ياران جنبش زنان را توجيه مي‎كند، مي‎پرسم تجمع مسالمت‎آميز روز جهاني زن (17 اسفند سال 84 در پارك دانشجو) كه اين‎طور گسترده اعلام نشده بود و سازمان‎هاي حقوق بشر و نهاد‎هاي مختلف زنان هم حمايت نكرده بودند، با اين حال مگر باز هم به تجمع صلح‎آميز ما (كه فقط روي زمين نشسته بوديم و سرود مي‎خوانديم) حمله‎ نشد و به‎طرز حيرت‎آوري مورد ضرب و شتم قرار نگرفتيم؟ به‎طوري كه تقريبا همگي‎مان با بدن‎هاي كبود شده به خانه‎هاي‎مان بازگشتيم، حتا بانوي شعر و غزل ايران نيز از اين كتك‎ها بي‎نصيب نماند. بعد هم كه از اين ظلم و ناروايي به دادگاه شكايت برديم آيا به جايي رسيد؟
براي تجمع‎هاي مسالمت‎آميزمان اگر مجوز داشته باشيم كتك مي‎خوريم، اگر مجوز نداشته باشيم كتك مي‎خوريم، اگر خبر تجمع را در سايت‎ها و روزنامه‎ها اعلام كنيم كتك مي‎خوريم، اگر اعلام نكنيم كتك مي‎خوريم، اگر شعارهايي صنفي و حقوقي بدهيم كتك مي‎خوريم اگر شعار ندهيم و فقط سرود جنبش زنان را بخوانيم باز هم كتك مي‎خوريم، شما را به خدا به ما بگوييد چه بكنيم تا كتك نخوريم و بازداشت نشويم؟ چگونه رفتار كنيم كه دختران جوان‎مان روي آسفالت كشيده نشوند و با كمر زخم شده به زندان نروند؟ چكار كنيم كه روزنامه‎نگاران‎مان را همراه شوهران‎شان دستبند نزنيد و بازداشت نشوند، چكار بكنيم كه دوستان عدالت‎جوي ما در دفتر تحكيم و ادوار تحكيم (كه فقط فراخوان فعالان جنبش زنان را لبيك گفته بودند) به زندان نيفتند؟
به‎هرحال ما فكر مي‎كنيم جمع شدن آرام و مسالمت‎آميز (بدون اسلحه) طبق قانون اساسي فعلي، عملي كاملا قانوني و حق ماست. ما هم كه قرار بود فقط سرود بخوانيم و حتا از دادن شعارهاي حقوقي هم پرهيز كنيم و اين‎كار را هم كرديم. قرار بود آرام در پارك ميدان هفت تير حاضر شويم با پلاكاردهايي كه رويش خواسته‎هاي‎مان را نوشته بوديم، اين‎كار را هم كرديم، اما چه كنيم كه شما هر دفعه بهانه‎اي‎ مي‎گيريد.
تجمع زنان و نيروهاي بيگانه
اين‎كه روشنفكران مرد و زن از سراسر جهان از اين تجمع حمايت كرده‎اند، خيلي طبيعي است چون هر انسان عدالت‎طلبي كه بشنود گروهي از زنان در يك نقطه دنيا مي‎خواهند حق برابر طلاق داشته باشند و چند همسري لغو شود و اين قبيل خواسته‎هايي كه هر بني‎بشري (اگر منافع خاصي نداشته باشد) با آن موافق است مسلما حمايت مي‎كند. بنابراين قضيه را پيچيده نكنيد، اين خواسته‎هايي است كه صد سال است ما و مادران‎مان داريم برايش تلاش مي‎كنيم، چه دلارهاي آمريكايي و دولت آقاي بوش سركار باشد و چه نباشد. چه دولت جمهوري اسلامي بر سر كار باشد و چه نباشد ما زنان هم‎چنان به دنبال حقوق حقه خود خواهيم بود.
به دنبال كشف ”شبكه‎هاي“ عجيب و غريب هم نباشيد، اين شبكه‎ي ”مخفي“ و عجيب و غريبي كه دنبال‎اش هستيد خيلي ساده همين شبكه‎ي اينترنتي است كه خود شما هم براي كارهاي‎تان از آن سود مي‎بريد. البته شما از اينترنت كمتر استفاده مي‎كنيد و ما بيشتر، چون شما صدا و سيما و صدها روزنامه و بلندگو داريد ولي ما زنان نداريم. به‎هرحال اين اتهام كه تجمع اعتراضي زنان به بيگانگان وصل است كذب محض و شرم‎آور است يعني توهين به جنبشي اصيل، بومي و صدساله است. يعني حقير و بي‎مقدار نشان دادن جنبش خودجوش و ريشه‎دار اين مملكت است كه استقلال‎اش را به دفعات ثابت كرده است حداقل در همين بيست سال اخير، جنبش زنان فارغ از جريانات سياسي روي پاي خودش ايستاده و به‎دنبال حقوق اوليه‎ و انساني زنان است، چرا نمي‎خواهيم اين حقيقت را بپذيريم؟
براي همين هم مي‎خواهم آقايان مسئولان مملكتي را مورد خطاب قرار دهم و بگويم، شما كه در آينده‎اي نه چندان دور مجبور خواهيد بود اين قوانين را تغيير دهيد (چون راه ديگري وجود ندارد) پس چرا با اين همه درد و تلخي و خشونت مي‎خواهيد اين كار صورت بگيرد. خودتان بهتر از همه مي‎دانيد كه خواسته‎هاي زنان بر حق است. خودتان خوب مي‎دانيد كه در جامعه‎ي پيشرفته امروز قوانين موجود نه تنها ديگر كاركردي ندارد، بلكه مثل يك ديوار زمخت و عبوس مانع پيشرفت جامعه‎ي ماست. فقط با اين برخوردها، مسئله را پيچيده‎تر مي‎كنيد و بذر كينه‎ را پخش مي‎كنيد، كينه‎اي كه هم به ضرر خودتان (دولت) و هم به ضرر جامعه‎ي مدني تمام خواهد شد.
به جاي آن‎كه دختران‎مان روي زمين كشيده شوند و صورت‎مان با اسپري گازهاي سوزناك پر شود و ده‎ها نفر از جمله دانشجوياني را كه به خاطر دفاع از حقوق زنان در گرماي روز 22 خرداد به ميدان هفت تير آمدند و با صداقت تمام از منافع تاريخي خواهران‎شان پشتيباني كردند، دستگير شوند، بهتر است قوانين‎ را تغيير دهيد. كافي است كه از همسران‎تان، از دخترهاي‎تان و از خواهرزن‎تان سوال كنيد تا بلافاصله متوجه شويد كه خواسته‎ي زن ايراني، حقانيت دارد.
ترديد نكنيد كه ما زنان اين قوانين ناعادلانه را بالاخره تغيير خواهيم داد چون روز 22 خرداد امسال، مردان جديد امروز ايران نيز با حضور پرشمارشان، نشان دادند كه آن‎ها هم اين قوانين را نمي‎خواهند. همه‎ي كساني را كه بازداشت كرده‎ايد، آزاد كنيد و به جاي احضار و بازجويي و به خانه‎ي اين و آن رفتن (افزون بر شايعات ترس‎آور و ايجاد فضاي دلهره و ارسال اس. ام. اس هاي تهديد‎كننده قبل از برگزاري تجمع) حداقل ميان تصميم‎سازان‎تان جلسه‎اي بگذاريد، لااقل قطعنامه‎اي را كه نگذاشتيد در تجمع بخوانيم جلوي‎تان بگذاريد و با آرامش و طمانينه ببينيد زنان هم‎وطن‎تان واقعا چه مي‎خواهند؟
تا وقتي قوانين موجود، ما زنان را به عنوان انسان و شهروند برابر اين جامعه نپذيرد، ما نه خانه‎اي داريم و نه شهري. اين قوانين را تغيير دهيد تا احساس كنيم خانه‎اي داريم تا شما بتوانيد سراغ‎‏اش بياييد.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.