یک سری توضیح و تشکر:

یک سری توضیح و تشکر:
1- از همه معذرت می خوام به خاطر نوشتن اون مطلب. به نظر خودم بدترین مطلبی بود که تو عمرم نوشته ام. تعریف هایی که از خودم کرده بودم، استفاده ابزاری از کارهام و غیره. به زودی بخش های زیادی از اون مطلب رو حذف می کنم که حداقل تو آرشیوم نمونه.
2- از همه تون متشکرم. برای اولین بار “از طرف همه” این مطلب درست تعبیر شده بود. واقعا ممنونم که متوجه شدین قصدم تعریف از خودم نبوده و فقط ترسیدم و دردم گرفته و می خوام خودم رو بیخودی ثابت کنم.
3- از همراهیتون، دلداری هاتون، و حمایتتون، چه در کامنت ها، چه در چت، وبلاگ یا کامنت مطلب اون خانوم دکتره ممنونم. ممنونم که خیلی هاتون حتی با وجود اختلاف عقیده هایی که با من دارین باز حرف های خوب زدین.
4- من آدم ترسویی هستم. همیشه سعی می کنم وسط دعواها موضع میانه بگیرم یا اینکه نامه نگاری خصوصی کنم. گاهی البته از دستم در می ره. اشتباهاتی هم کرده ام. اما خیلی موقع ها وقتی مطمئن نیستم موضعم درست باشه راجع بهش چیزی نمی گم چون می دونم ممکنه بعدش نتونم ازش خوب دفاع کنم. من از اتهام خوردن و توهین شنیدن بدم می آد و می ترسم. ظرفیتش رو ندارم، برای همین خیلی موقع ها چیزهایی که می خوام رو نمی نویسم. نمونه اش یکی از بحث های وبلاگی اخیره که من با برخورد یک نفر خیلی مشکل داشتم، اما از عکس العملش می ترسیدم، برای همین موضع عمومی نگرفتم. به خودش هم گفتم. یک مثال دیگه: من با نوع کمک بوش به مردم ایران برای دموکراسی مخالفم. دلیلم هم به خاطر اینه که هرموقع اونها اعلام می کنن می خوان این کمک ها رو بدن، برای خیلی از فعالین حقوق بشر داخل ایران مشکل ایجاد می شه. و در ضمن برای اینکه بیشتر کمک های دولت بوش به دست آدم هایی که از دید من واقعا هدفشون دموکراسی و استقلال ایران هستش نمی رسه و خیلی موقع ها به دست آدم هایی می افته که از دید من برای دموکراسی در ایران خطرناک هستن (نه در همه موارد البته). اما، من راجع به این ها نمی نویسم. چون به اندازه کافی اطلاعات و بینش ندارم در موردش. منبع ندارم. و اگر کسی من رو به چالش بکشونه نمی تونم جوابش رو بدم. به خاطر همه این دلیل ها خیلی موقع ها ساکت می شینم، از دوست هام دفاع نمی کنم و غیره. البته این برخورد من و ترسو بودن من هم می تونه مورد انتقاد باشه و احتمالا به دورویی تعبیر بشه. اما به هر حال خیلی زور داره که این هزینه رو بدم و گاهی دوستام رو دلگیر کنم که چرا ازشون دفاع نکردم و یا به بعضی دوستای دیگه ام انتقاد نکرده ام و بعد باز اتهام بخورم.
5- به نظر من حمله آمریکا به ایران خطرناکه، مخصوصا برای دموکراسی و آزادی ایران. برای این یکی یک عالمه دلیل دارم. باز هم در آینده راجع بهش می نویسم. اگر با من هم عقیده این این توضیح رو بخونین که اصلا جریان اون اتهام هایی که به ما زده شده تو وبلاگ اون خانومه چی بوده:
نومحافظه کارها در آمریکا از اصلی ترین حمایت کننده های ایده حمله آمریکا هستن. چند ایرانی که در وبلاگ ها هستن با نو محافظه کارها همفکری می کنن (یا می گن همفکری می کنن یا تو ویلاگ هاشون نوشته ان). بعضی هاشون مرتب تو وبلاگ افرادی که موضع ضد جنگ دارن نظرات ناجور می ذارن. یکی از این آدم ها هم با اون سازمان نو محافظه کاری که تو یکی از وبلاگ هاش به ما اتهام زده شده ارتباط داره. حالا یا باهاشون به صورت شخصی دوسته (اینطور که خانوم دکتر نوشته)، یا پول می گیره ازشون، یا اینکه از یه سازمان ایرانی ضد رژیم ایران پول می گیره، یا یه چیز دیگه. من نمی دونم و اصلا هم مهم نیست و نمی خوام نظر قطعی بدم در این مورد. به هر حال، این وبلاگ نویس و چند نفر دیگه که باهاش همفکر هستن مرتب تو وبلاگ ها می چرخن تا وبلاگ نویس های ضد جنگ رو بکوبن. کارشون هم اینه که بر اساس سفسطه القا می کنن که وبلاگ نویس های ضد جنگ طرفدار رژیم ایران هستن. می تونن الکی الکی برای آدم پرونده سازی هم کنن که البته کارشون نتیجه قانونی نخواهد داشت چون اتهاماتشون هیچ اساس قانونی نداره. نمونه اش هم اینکه ناعادلانه اتهاماتی به ما بستن و به یک وبلاگ نویسی که فارسی بلد نیست این نظرشون رو انتقال دادن و اونهم در یک اقدام غیر حرفه ای اتهام ها رو نقل قول کرده. این آدم ها اعتقاد دارن که وبلاگ ها نقش بزرگی دارن در جلوگیری از حمله آمریکا و برای همین فکر می کنن حتما باید با وبلاگ هایی که اندیشه های ضد جنگ رو ترویج می کنن برخوردهای شدید داشته باشن. به هر حال این بر عهده هر وبلاگ نویسی شخصا هست که با این ها چه برخوردی کنه. من فقط می خواستم اطلاع بدم که من در مورد این قضیه چی فکر می کنم.
6- دلیل اصلی ناراحتی ام این بود که من با ویزای دانشجویی اینجا هستم و می ترسم اتهامات اینطوری برای ادامه تحصیلم مشکل ایجاد کنه. وگرنه اتهامات معمولی و فحش و این چیزا که زیاد می شنوم و تیکه و کنایه هم از اون بیشتر می شنوم و معمولا عکس العملی نشون نمی دم. حالا بعضی از دوستان بهم اطمینان دادن که اون مزخرفاتی که اونجا نوشته شده نمی تونه برام مشکلی ایجاد کنه، اما در عین حال خیلی ها از جمله استادهام بهم توصیه کرده ان که تو اینترنت دیگه به این قضیه خیلی گیر ندم که اون ها هم بیشتر شناخته بشن و هیت بخورن و غیره و در عین حال از طریق قانونی قضیه رو پیگیری کنم. خلاصه منم می خوام همین کار رو بکنم.
بازم ممنونم از همه اتون که با وجود همه زرد بودن هام و مزخرفاتی که تو وبلاگم می نویسم و اختلاف عقیده هایی که احتمالا باهام دارین باز ازم حمایت کردین. خیلی ممنونم.
***آپ دیت: طرف بالاخره اسم های ما رو پاک کرد و اظهار تاسف کرد که ناراحتمون کرده.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

43 پاسخ به یک سری توضیح و تشکر:

  1. نازخاتون می‌گوید:

    صنم جون خوشحالم که يه کم آروم تر شدی و خوشحال ترم که می خوای قضيه رو پيگيری قانونی کنی. موفق باشی عزيزم.

  2. Mah می‌گوید:

    Thank you, this is a rational and in good time response after your shock reaction in the previous post.

  3. Anar می‌گوید:

    I am happy that you calmed down. It is actually a very good thing that you talked to your professors. If they are good people,which is usually the case, then they can help and if anything happens they already know the truth and can defend you. Good thought.

  4. azar می‌گوید:

    صنم جان سلام
    جدا يه حرف بي پايه و بي مدرك مي تونه تو ينگه دنيا زندگي كسيو بهم بريزه؟ اگر اپسيلوني فكر مي كني اين طوره حتما برو و شكايت كن كه كس ديگه اي جرات نوشتن خزعبلات رو نكنه. خواهش مي كنم از حق قانوني ات نگذر.مثل خيلي از زناني كه اين كارو مي كنن نباش.خوب باشي.

  5. Leva می‌گوید:

    To khoobi to mahi, to madarbozorge mae va khoone madar bozorge hamishe shadi o ghose dare. shadihat ziad, ghose hat kam

  6. محمد می‌گوید:

    احتمالا هرگز جنگ نميشود. خاطر جمع باش. آمريكايي ها حتي اگر بدونن 20 يا 30 درصد حمايت مردمي از دولت در كشور هدف وجود دارد، هرگز به اون كشور قشون كشي نميكنن. اونها ويتنام رو دوباره تجربه نميكنن. توان دفاعي ايران هم خوب است. زماني كه صدام حمله كرد، هلي بورد نيرو يك هفته طول كشيد. الان گردانهاي مرزي آماده باش هستند.
    1_ ويتنام حد اقلهاي نظامي را نداشت ولي حمايت مردمي داشت.
    2_ وقتي طرف مقابل آمريكا حداقلهاي نظامي را داشته باشد، ديگر سخت افزار تعيين كننده جنگ نيست و تاكتيك است كه پيروز را مشخص ميكند.
    3_ صدام نه حد اقلهاي نظامي را داشت و نه حمايت مردمي ولي ايران هر دو را دارد. (به خودتان و اطراف نگاه نكنيد در شهرستانهاي محروم طرفداران دولت بسيارند).
    4_ پس از حوادث 11 سپتامبر و براي حمله به افغانستان و عراق، همه طرفدار و در سنگر آمريكا بودند ولي در حمله به ايران آمريكا احتمالا تنهاست.
    5_ الان ديگر مثل سال 60 نيست كه موشكها به راحتي يكي يكي در تهران زمين بخورند و پدافندهاي مرزي و ضد موشكي ايران (خوشبختانه) قابل اطمينان است.

  7. k1 می‌گوید:

    همه اين مشكلات حل شد ولی تو هنوز اين نيم‌ فاصله‌های صاب‌مرده رو رعايت نمی‌كنی… جای شيده خالی كه چقدر سر اين نيم‌ فاصله‌ها تذكر ميداد!

  8. محبوب می‌گوید:

    صنم جان خوشحال شدم از اینکه نوشتی اسمت رو پاک کرده و اظهار تاسف هم کرده …بالاخره بعضی وقتها هم مشکلات اینجوری پیش میاد دیگه .

  9. فواد می‌گوید:

    سلام مادربزرگ
    خوبي
    يه چند ماهي هست كه هر روز اينترنتم رو با وبلاگ تو شروع مي كنم . نمي خوام بكم همش بخاطر نوشته هات ، يكميشم بخاطر اينه كه از دخترايي كه حرف ميزنن خيلي خوشم مياد . از هزينه هايي هم كه براي ما متحمل ميشي ممنونم . به قول بسيجيا اجرت با امام حسين . در مورد مشكلي هم كه برات پيش اومده بود خوشحالم كه حل شد . اميدوارم موفق باشي

  10. سایه می‌گوید:

    احتمالا با معذرت خواهی این خانم، دهن گشاد یه عده دیگه هم تا یه مدت کوتاهی بسته می شه.
    بد نشد که واکنش نشون دادی به نظرم.

  11. مینا می‌گوید:

    به نظرم کار خوبی کردی اتفاقاً که اون مطلبو نوشتی. چون فکر می کنم کامنت هایی که به طرفش سرازیر شد باعث شده اسمتونو پاک منه. ولی در عین حال کار بهتری می کنی که نمی خوای این جریانو تو اینترنت ادامه بدی، ولی در عین حال پیگیری حقوقی بکنی.
    در هر صورت موفق باشی دوست عزیز

  12. marzie می‌گوید:

    dear khorshidkhanoom! hope you happiness.I like and enjoy your writinges

  13. هوشیار می‌گوید:

    من نظرم را عوض کردم. تحقیق کردم. جای تعقیب قانونی در دادگاه فدرال دارد. اگر وکیلی حاضر شد دنبال کند ارزش دارد. بخاطر وجود گوگل احتیاج به precedence داریم تا حق مردم پایمال نشود. ببین هنوز دو اشکال هست. اول اینکه نویسنده فقط متن را ادیت کرد. Retraction را که توصیه کردم باید یک document جدا باشد زیرکانه نشر نکرد، ولی چون اسامی را فوری در عرض 24 ساعت برداشت نشان میدهد فهمیده خیلی شیک جای sue شدن دارد. صنم، ایرونی بازی که بگی بخشیدیش جایز نیست. اینجا آمریکا است و هنوز Libel and Slander جرمها دارد. دوم اشکال این است که هنوز تهمت غیر قانونی به نام و شخص تو در بخش کامنت بسیار است. شیره مالیده. حالا حتی میتوانی سازمان HNN را که کامنتها را host میکند نیز تحت تعقیب قانونی قرار دهی. درستش اینست که HNN سه کار کند. اول، باید تمام کامنتهایی که به نام تو تهمت زدند را پاک کند. دوم، سردبیر یک اعلامیه رسمی در بخش کامنت چاپ کند که معذرت خواهی کند و از مردم بخواهد دیگر تهمت نزنند و اگر کسی هم زد بخرج خودشان آن کامنت ها را تا ابد پاک کنند. جدی میگویم. سوم، باید چندین هفته آن اعلامیه را بالای صفحه نگه دارد. در ایمیل میتوانم بیشتر توضیح دهم. صنم، بخاطر وجود گوگل که هر نوشته رونده و چرنده را در سیستم خودش ذخیره میکند میتوانی ادعای سخارت مالی هم بکنی چون این حاج خانم نویسنده بالقوه یک civil lawsuit کاکل زری هم برای خودش دوخته. باید با این رادیکالها در دادگاه روبرو شد درست مثل KKK که یک به یک اعلام ورشکتگی کردند وقتی در دادگاه ها به پرداخت جرایم مالی محکوم شدند. این نویسنده و سازمان را ول نکن. این case برای دفاع از حق مردم در نشر هتک حرمت در فضای اینترنت لازم است. نویسنده conspiracy کرد که با کمک نوشته های مردم در کامنتها ترس و وحشت در دل تو بیاندازد، که یک جورایی هم ترسیدی و اصلا خود اینکارش هم جرم دارد. احتمالا از ته قلب فرض کرده که چون حاسوس هستی از قوانین آمریکا چیزی نمیدانی یا اگر هم میدانی خواهی ترسید. این روش سناتور مک کارتی بود و مایه تاسف است که آمریکا به موضعی رجعت کرده که اساتید دانشگاهیش دست خودشان را به کثافت کاریهای مدل سناتور مک کارتی آلوده میکنند.

  14. ش - هلو می‌گوید:

    يه بار (فبلن) هم گفته بودم: كه اين روزها «خوب» نمي‌نويسي و حرفات تكراري شده…

    سانسورچي!
    بازهم اين كامنت رو نذار !
    حداقل‌اش اينه كه خودت مي‌خوني…

    خورشید: حالم به هم می خوره وقتی الکی مثل نقل و نبات از کلمه سانسور چی استفاده می کنی. واقعا متاسفم برات.

  15. Solaleh می‌گوید:

    your English blog is filtered in Emarites 🙁

  16. پسرحاجی می‌گوید:

    نگو آبجی! شوما كجا زردی؟ يه كم رنگت پريده!!!

  17. neda می‌گوید:

    چه خوب که از نظر قانونی نمی تونه مشکل ايجاد کنه و چه خوب که اسمتو پاک کرد فکر نمی کردم اينکارو بکنه.

  18. آرش می‌گوید:

    کیک زرد مشکوکیه !!!

  19. لابد یکی از عوامل رژیم!ـ می‌گوید:

    صنم جون برای احتیاط با یه وکیل مسئله رو پیگیری کن. خدا بهت صبر بده. من وبلاگ نمینویسم فقط برای اینکه نمیدونم تا چه حد میتونم اراجیف بشنوم و سکته نکنم. اما الان از خوندن اراجیفی که به بقیه گفته میشه هم باز فشار خونم میزنه بالا.
    شاد باشی

  20. one می‌گوید:

    ویزای دانشجویی؟؟؟؟ نمیشه به آمریکا گیر ندی و به هزار و یک معضل دیگه گیر بدی؟ برای خودت میگم! ویزای دانشجویی به مویی بنده ها!

    خورشید: ببخشید حالا من کی به آمریکا گیر دادم؟ می شه شما اول وبلاگ من رو بخونین بعد نظر بدین؟!!

  21. azar می‌گوید:

    سلام
    اين پست من هم درباره ي حجاب است اگر خوشت اومد لينك بده.http://azarous.blogspot.com/2006/04/blog-post_17.html

  22. ش - هلو می‌گوید:

    از قول افلاطون مي‌گن : پشت هر نفرتي ، يك عشق آتشين نهفته !
    (شكلك‌هاي ابلهانه‌ي چشمك + خنده‌ي ياهو مسنجر)…

    امااين حال به‌هم خوردن‌هاي تو هم حال به‌هم زدنيه!
    يه روزعاشقي، يه روز فارغ… يه روز خواستار بركناري «ُملا»ها هستي يه روز «ترسو»… تو هم شدي مثل اين شبكه‌هاي تلويزيوني لوس آنجلسي(به لحاظ محتوايي و تكنيكي منظورمه):در كنار هاليوود ، اما دريغ از يك ذره تكنيك و كيفيت مضموني… ( در اين اظاره منظورم «خورشيدخانم» نيست چون اسم مادر بزرگ مرحوم‌ام «خورشيد بود» و به اين نام سمپاتي دارم)
    «صنم» خانم‌ما! اين روزها فقط نوك دماغش رو مي‌بينه و مثه«شب خيز»، فيلم تكراري پخش مي‌كنه !

    سانسورچي !

  23. با عرض سلام و خسته نباشيد . كاريكاتورهايي در رابطه با مسائل زنان را در وبلا گ انجمن سايه مي توانيد ببينيد . و اگر در صورت تمايل و امكان به اين پست لينك بدهيد كمك بزرگي به ما نموده ايد . با تشكر
    http://saayeh.mihanblog.com/Post-92.aspx

  24. امیر می‌گوید:

    باز جای شکرش باقیه که خودتون می‌دونین “زردی” نوشته‌هاتون به همه‌چی می‌چربه. خوب فقط در صورت نوشته‌شدن چنین اراجیفی آدم این‌همه کامنت‌گذار ثابت پیدا می‌کنه.

  25. fatan می‌گوید:

    hi there, sorry to hear all of these it is during finals and I am not realy in web my prayers be with u

  26. فیفیل می‌گوید:

    سلام! خوشحالم که مشکلات برطرف شده .دعا می کنم خدا همه آدمهای بد رو شفا بده…

  27. روزبه می‌گوید:

    اونجا ازت حمایت کردم ولی با کثافتکاری هایی که داری با اشغالهایی مثا نازلی و سیما و این … ها در می آوری تنها وضع خودت را بدتر میکنی و همردیف آنها. برایت بد می شود.

    خورشید: اگه دوست دارین بهم مثل بعضی های دیگه بگین سانسور چی اما من اون کلمه رو جاش نقطه چین گذاشتم. تو توضیح کامنت دونی ام نوشته ام که دلم نمی خواد به هیچ کسی در کامنت هام توهین بشه و ممنون می شم اگه تو خونه ام به این قوانین احترام بذارین (فارغ از اینکه خارج از اینجا چه خبره). خیلی خیلی ممنونم که ازم حمایت کردین. اما منظورتون رو هم از کثافتکاری هایی که می کنم نفهمیدم اصلا به هیچ عنوان! لطفا روشن کنین من رو. ظاهرا من دارم یه کارهایی می کنم که خودم خبر ندارم ازشون! راستی شخصی به اسم امید با آی پی شما کامنتی با مضمون مشابه اما با لحن آروم تر و توضیحات بیشتر قبلا گذاشته بود کمی گیج شدم.

  28. اميد می‌گوید:

    سلام.
    وبلاگ قشنگی دارید
    با تبادل لینک موافقید؟
    موفق باشید

  29. هليا می‌گوید:

    سلام دوست عزيز چقدر كامنت گذاشتن براي شما سخته البته شايد من بلد نيستم كار كنم با وبتون آخه براي آخرين مطلبتو اصلانمي شد كامنت گذاشت لينك كامنت انگار نداشت. ضمنا آخرين مطلبتون همون كه چند تا لينك توش معرفي كرديد آبروي منو برده البته تقصير شما نيست من بدون توجه لينك آفتاب رو براي همه توليست مسنجرم كه حدود 15 نفرشون همكارام بودن سند تو آل كردم و خوب … اما وب شما قالب بسيار زيبا و پيوندهاي خيلي جالبي داره و از محتواي مناسبي برخورداره خيلي براتون ارزوي موفقيت مي كنم شاد باشيد

  30. پژمان می‌گوید:

    فکرمى‌کنم این که طرف مقابل این قدر زود حرفش را پس‌گرفت تجربهء خوبی بود از رویارویی با آدمهایِِ کاسب‌مآب که در همین وبلاگ‌شهر هم کم نیستند.آدمهایی، ایرانی یا غیرایرانی، که برای پیشبرد هدف خودشون حاضرند تا حایی که بشود و بتوانند از دیگران مایه بگذارند. البته در بیشتر موردها خودشان و حرفهایشان ارزش ِ جواب‌دادن را ندارند.

  31. one می‌گوید:

    از ما گفتن !

  32. Nima می‌گوید:

    سلام!
    یه چیزی راجع به ویکی پدیای فارسی نوشتی بودی که باید بهش رسید و اینها؟ خواستم بگم در مورد new age و پاگانیسم از من اونجا مقاله هست. به نقل از وبلاگ قدیمیم http://www.newage.persianblog.com
    ضمنآ یادداشتی در مورد corpse bride تیم برتون دارم در اینجا: http://c-g-jung.blogspot.com
    وبلاگی که آدرسش ثبت شده “خانهء قدیمی من” هست که مضمونش سیاسی و اجتماعی هست و احتمالآ شما بیشتر حال می کنی باهاش.

  33. مهدی می‌گوید:

    سلام حاج خانوم!
    بابا خوبه این همه دری داشتی و این همه نوشتی. اگه بیکار بودی چیکار می کردی؟ به قول سهراب: وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت!
    یا حق!

  34. Mehdi.pa می‌گوید:

    من و چندین نفر از دوستان وقتی که مطالب شما را از اول نوشتن شما تا حالا دنبال کردیم و با توجه به تغییر رشته شما بعد از رفتن از ایران و مطالب شما بعد از مهاجرت به خوبی دیده میشه که شما در راستای پروژه بیشبرد دموکراسی در ایران که وزارت خارجه امریکا مجری اون هست حركت ميكنيدو شما امکانات مادی را که برای این خیانت به شما داده اند را بر وطن خود ترجیح دادید

    خورشید: آقا از مرحله پرتی ها! اینا اتهامشون اینه که من عامل جمهوری اسلامی ام نه بر عکسش. حالا البته نظر شما هم محض مزاح خوب بود کلی شاد شدم!

  35. babak farsi می‌گوید:

    … خورشید خانوم cool میشه ولی سرد نمیشه …آفتاب آفتابه… هرکه گرمش شد بره تو سایه !

  36. Mehdi.pa می‌گوید:

    بنظر من این کار,اداره کنندگان افکارتون بوده تا با این دعوای زرگری از اتهام خیانت به کشر مبرا بشید.و بتونید در این راه به مدت بیشتری برای اربابای خود خدمت بکنید.این جریان خرید افکار وبلاگ نویسان براحتی برای هر خواننده ای قابل درک هست که متاسفانه داره روز به روز بیشتر میشه و با توجه به افزایش بوجه این کار(پیشبرد دموکراسی)به روشنی دیده میشه که برخی وبلاگ نویسان تو این دام افتادند.و با توجه به اینکه یکی از محوریترین هدف این پروژه تمرکز بروی حقوق زن هست برای هر شخصی بروشنی واضح هست که وبلاگ نویسان زن بیشتر در معرض خطر هستند.

  37. مینا می‌گوید:

    آخر سر بعد 5سال درمقابل وسوسه نوشتن نتونستم مقاومت کنم.(از همون اوایل وباگ خون بودم) اگه وقت داشتی و دوست داشتی خوشحال می شم بخونی.
    http://www.mazananeirani.blogfa.com

  38. ye bikar az to bikartar می‌گوید:

    khanoume ba eddea…lotfan mishe tozih bedin ba in hame ohono tolopetoon shoma ta hala vase iran chikar kardin ke inghadr eddeatoon mishe? manoon misham. dar eyne hal age adam mikhad ye ghesse ham sare ham kone bayad movazeb bashe hame jash be ham bokhore makhsoosan vaghti kheyli ha mesle shoma khareje mamlekat zendegi mikonan va in marahele visa gereftan va omadan raftan ro tey kardan. chizayee ke shoma dar archive vase eghdamate visa gereftan va daneshgah raftan neveshteed tooye dokoone hich baghali peyda nemishe khahare man. sefarate amrica be kasi ke hatta nemidoone koja mikhad bere madrese ya paziresh nadare cheraghe sabz nemide. bande khodam inja ham visaye daneshjooyee dashtam ham gereen card dashtam ham citizen hastam alan va in marahel ro tey kardam. vali az hame bishtar in eddeahayee ke dari bahale. age adamayee mesle ma be adamayee mesle shoma inghadr tavajoh nakonan kheyli donya behtar mishe. Shad bashi.

    خورشید: دوست عزیز ویزای دانشجویی دار و گرین کارد دار و سیتیزن، با این حرفایی که می زنی فقط خودت رو مضحکه می کنی! اگه آرشیوم رو خونده باشی می فهمی که همسر من دانشجو بود اینجا و من ویزای F2 گرفتم. بعد هم که اینجا پذیرش گرفتم ویزام رو به F1 تبدیل کردم. البته این به شما هیچ ربطی نداره و بهتره تو زندگی آدم ها فضولی نکنی و یه کار مفید تر بکنی به جاش )البته خودتون به خودتون می گین بیکار. خب شاید واقعا بیکار هستین که همچین کامنت هایی می ذارین!! اینکه چه کارهایی کردم هم به شما ربطی نداره! می تونید کماکان البته حرص بخورید! ضررش فقط به خودتون می رسه وگرنه من به همچین کامنتی می خندم فقط!

  39. ش - هلو می‌گوید:

    خارج از هياهو ، اين شعر را بخونيم :

    گلي از ساقه جداشدآن‌شب
    دختري مست غرور
    در لباسي از تور
    بله گفت
    همه گفتند مبارک باشد
    شادي و شورو شعف
    خنده و نقل و نبات
    دختر اما پرسيد
    راز خوشبختي چيست؟
    پاسخ‌اش را دادند
    سر تسليم نهادن به قضا
    که نگويي که چرا
    که نپرسي که چه وقت
    که نداني به کجا
    که نخواهي تو بداني تقصير
    بي تامل ترديد
    هر چه آيد به سرت
    همه را حمع زني
    بگذاري تو به پاي تقدير
    دختر اما ترسيد
    باز ترديد
    ترديد
    و دل‌ش هم لرزيد
    و بر آن تور سفيد اشك‌هايي که چکيد
    هيچ کس هم که نديد
    هيچ کس هم که نديد

    اين كليپ انيميشن رو هم ببين :
    ?http://www.danceage.com/gallery/img6948.htm

  40. Mehri می‌گوید:

    یه چیزی تو نوشته هات برام خیلی جالبه. اونم اینه که همش میگی اگه مدرکی دارین که من جاسوسم و حقوق از ایران می گیرم رو کنید. دوست دارم یه چیزی رو بدونی. یکی از چیزهایی که سرویس های اطلاعاتی به گماشته هاشون میگن اینه که مطمئن باشین سیستم حفاظتی ما اینقده ایمنه که عمرا کسی نتونه بفهمه شما جاسوسید. و این باعث میشه حتی وقتی این آدمها گیر میفتن هم خودشون باورشون نشه که چه اتفاقی افتاده. عزیز دل من، خیلی به حرف بالاسری ها اعتماد نکن. متاسفانه نوشته هات و وابستگیت به باند برادر جسین اطهر من الشمس هست که از کجا داری خط می گیری. بس اینهمه اعتماد به سری موندن موضوع نداشته باش. الان تقریبا هویت جسین برای خیلی ها مشحص شده. بنابراین حداقل خودت رو تو دارودسته اون جا نده. ضمنا کار اطلاعاتی بختگی بیشتری می خواد که لازمش داری. آروم باش. باشه؟

  41. داراب می‌گوید:

    چون خودتون “یه سوال داشتم” بازی رو در پست بعدی تون شروع کردید برای من هم این سوال پیش اومده که شما چطور هزینه مشاوره 400 دلار در ساعت با وکیل رو برای این جریان جاسوسی تان می پردازید؟ نه اینکه خدای نکرده فکر کنم شما از جاهای خاصی پول می گیرید! همینطوری محض خنده سوال کردم!

    خورشید: محض اطلاعاتون مرکز مشاوره حقوقی اکثر دانشگاه های آمریکا به دانشجویان خدمات مجانی می دن. البته من هم به سوالتون خندیدم! خوشم می آد بعضی ها مثل شما چه علاقه ای دارن خودشون رو مضحکه کنن!

  42. با عرض سلام و خسته نباشد
    وبلاگ انجمن فرهنگي هنري سايه با عنوان زير به روز شد .
    خوشحال خواهيم شد اگر سر بزنيد ، نظر بدين و اگه دوست داشتين لينك بدين .
    منتظر حضورتان هستيم.
    عقب نشینی ِ دولت فرانسه
    پیروزی برای جنبش ضدِ سرمایه داری
    (درسِ همراهی با جنبش کارگری برای جنبش دانشجویی ایران )
    http://www.saayeh.mihanblog.com/Post-94.aspx

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.