خب مسخره بازی بسه!

خب مسخره بازی بسه! من واقعا فکر نمی کردم دوروغای شاخدار منو کسی باور کنه! يکی از تفريحات بيمارگونه من هميشه اين بوده که دوروغای شاخدار غيرقابل باور می ساختم که از تصورشون هم با بچه ها می خنديديم. يه بار شيده می خواست ديگه سر يه کاری نره، منتهی با رئيسش رودرواسی داشت. من براش يک تومار دروغ شاخدار ساختم و کلی هميشه از دست اين دروغا می خنديديم. ايندفعه هم اول می خواستم فقط يه چيزی بنويسم سر به سر نيکان و حسين و اميد بذارم شايد اين جو بدی که درست شده يه خورده آروم شه، بعد ديدم نمی شه از اين استعداد خداداديم صرف نظر کنم و خلاصه دروغا پشت سر هم اومد و ديدم کلی می تونم با خيلی از بحث هايی که اين مدت تو وبلاگ ها شده بود شوخی کنم و آقای همسر هم کلی کمک کرد تو ساختنشون.
محض راحتی خيال همه، تمام اون نوشته دروغ اول آوريل و سيزده بود و من درحالی که تو بغل آقای همسر ولو بودم و داشتيم غش غش می خنديديم اون پست رو نوشتم. گوگل رمانس که دروغ آوريل خود گوگل بود. اون خبر سهام گوگل هم که دروغ آوريل سی ان ان بود. وبلاگی که گفتم برای بچه درست کردم هم که لينک کرده بودم به يه صفحه تو ويکی پيديا که تمام دروغای آوريل امسال رو ليست کرده بود. (خلاصه تابلو نشون داده بودم که اونا همش دروغ آوريله!) فقط اون قسمت هاش که وبلاگ نويسای تورنتو باحالن (به غير از حسين و نيکان البته!) و اينکه فرح خانوم باحاله و برادر آقای همسر و همسرش گلن، و اينکه حميدرضا هی می گه با يه چيزی بکوبيم تو کله پيشوی شيده (!) و همچنين اون قسمتش که بابای آقای همسر امروز می اومدن درست بودن. البته اين آقای همسر بدجنس باباش رو هم سر کار گذاشت و وبلاگم رو به صورت گزينشی خوند براش. بابا بهم تبريک گفت برای نی نی و بعد گفت کاش اون قسمت های کارای آقای همسر رو بنويسی دروغ سيزدهه! بعد بهشون اون فيلم سونوگرافی رو نشون داديم و کلی خنديديم!! يعنی جدا اونايی که باور کردن اون فيلم رو نديدن؟! (کرديت اون فيلم سونوگرافی رو هم که تبليغ بی.ام.و بود بايد بدم به آقای همسر.) و باز هم محض راحتی خيال همه دوستان نزديکی که می دونن ما چه زندگی شولوغ پولوغ بی نظم کثيفی (!) داريم و نگران هستن که اگه ما يه موقع بچه دار شيم خدايی نکرده بچه هه از گشنگی و تشنگی و بی توجهی به ديار باقی بشتابه بگم که ما حالا حالا خيال بچه دار شدن نداريم. ببينين چقدر آش شوره که مامان سنتی من هم می گه شما ها هنوز صلاحيت بچه دار شدن ندارين!
به هر حال اگه کسی رو ناراحت کردم می بخشيد. از لطف و توجهتون هم کلی ممنونم. من و آقای همسر که شديدا لذت برديم از اين دروغ پراکنی. از واکنش ها و ايميل ها و کامنت ها و تلفن ها هم بسی لذت برديم! اميدوارم اين بيماری من رو ببخشيد!!
پ. ن. چون چند نفر درباره اون ويزای 30 روزه دانشجو ها پرسيده بودن که باهاش دانشجوها می تونن تا سی روز به کشورهای همسايه آمريکا سفر کنن، بگم که اون قانون در مورد ايرانی ها و چند تا کشور به اصطلاح حامی تروريسم ديگه صدق نمی کنه.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.