با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد ولی…

با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد ولی…
من تا پنجشنبه نمی رسم فکرام رو جمع و جور کنم راجه به بقيه شين ها بنويسم چون يه کنفرانس ناجور! دارم و يک عالمه درس. الان که 9 صبحه تازه يه مقاله ای تموم شد بايد برم بخوابم سه ساعت ديگه پاشم. فقط می خواستم دو تا نکته رو بگم. يکی اينکه لينک دوستانی که در اين باره نوشته ان و لينکش رو برام گذاشتن (يا اينکه نفرستادن) رو هم همون موقع زير مطلب بعدی ام می ذارم (يا اگه مربوط به شرط خاصی است اونجا نقل قول می کنم). ببخشيد اگه الان نمی ذارم. يه سری رو تو سايت زنان رو درفت گذاشتم ديروز، اگه برسم اونا رو مرتب آپ ديت می کنم.
يه نکته ديگه هم با توجه به نظرات نه چندان دوستانه بعضی از دوستان در گوشه و کنار. دليل اينکه برای من نوشتن درباره اين موضوع اينقدر مهمه تو همين وبلاگی که به هيچ عنوان اعتقاد ندارم می شه باهاش انقلاب کرد اينه که درست از همون موقعی که قبل از عروسی ام تو وبلاگم درباره اضافه کردن شرايط ضمن عقد نوشتم تا الان، شايد بيش از 50 تا ايميل از آدم های مختلف (99 درصد دخترها) گرفته ام که سوال های مختلف در مورد نحوه اضافه کردن شرايط، آدرس محضری که عقد کرده ام و غيره مطرح کرده ان که اصولا من هيچوقت درباره هيچ مطلب ديگه ايم اينقدر ايميل نگرفته ام. شادی صدر هم بعد از اون مطلب من يه مقاله تو ياس نو نوشت که اگه درست يادم باشه اونم زياد در اين مورد ايميل گرفت بعد از اون مطلب (بماند که تو اون مطلب اسم وبلاگ من رو گذاشته بود و بابام هم اون مطلب رو خوند که البته من اصلا به روی مبارک خودم نياوردم ولی کمی تا قسمتی ضايع شد با توجه به اتفاقاتی که سر عروسی ام افتاده بود!!) يه مدتی در اين مورد يه مطلبی تو سايت زنان هم گذاشته بوديم که به سايت زنان هم ايميل زياد می اومد که باعث شد آدرس و شماره تلفن محضری که من توش عقد کردم رو بذاريم تو سايت ار بس ملت خواسته بودن يه محضری که گير نيست بهشون معرفی کنيم. شادی تو سايت راهی هم يه مطلبی گذاشته بود چند وقت پيش درباره اين شرايط که راهی هم ايميل زياد گرفت. الان هم مطمئنم سايت زنستان يک عالمه ايميل در اين مورد خواهد گرفت. خلاصه که ممکنه مردم کوچه خيابون ندونن اکبر گنجی کيه و قضيه فقط تو وبلاگ ها و سايت ها باشه و مهم نباشه اگه مثلا فقط 1000 تا خواننده و نويسنده وبلاگ ها راجع به اکبر گنجی بدونن و بقيه ندونن. ولی مهمه که 50 زن حتی اگه “بورژوا” و “بچه پولدار” باشن که توانايی آن لاين شدن داشته باشن و تو “باند” ما باشن و غيره راجع به اين مسائل بدونن. قضيه اضافه کردن شرايط ضمن عقد تو عقدنامه من و بخشيدن مهريه ام و بعدش مهريه مسخره ام که آقای همسر جوگير شد يهويی پيشنهاد بيمه درمانی مادام العمر داد (اما الان می زنه زيرش از بس بيمه گرونه اينجا، منم اذيتش می کنم به شوخی می گم مهرم رو بده!) باعث شد بعضی از دخترهای فک و فاميل و دوستامون هم به اين مساله علاقمند شن و يه سری پرس و جو کنن و مشخصا يکی از دخترهايی که بعد از من ازدواج کرد هم مهر نگرفت و به جاش حق طلاق و سفر و کار و انتخاب محل سکونت گرفت. (بماند که خيلی های ديگه رو می شناسم که قبل از من اينکار رو کردن و الگويی شدن برای من.)
به خاطر همه اين دليل ها خيلی خوشحال شدم وقتی ديدم مجله زنستان اينقدر مفصل به اين بحث پرداخته تو شماره جديدش. مخاطب های همين وبلاگ ها هم روز به روز تغيير می کنه و بيشتر می شه و مطمئنا اين شماره مجله زنستان تعداد مخاطب هاش خيلی بيشتر از اون مطلب های چند سال پيش وبلاگ من و سايت زنان هست. به خاطر همين هم کلی می تونه باعث ايجاد تغيير بشه (بازم می گم حتی اگه مخاطب هاش از اون “بورژواهای روشنفکرنما” به قول بعضی از شماها باشن که از فکرشون هم تازگی ها کهير می زنين!) وبلاگ ها هم با پرداختن به اين شرايط ضمن عقدی که تو سايت زنستان نوشته شده می تونن علاوه بر نقد اين شرايط و احتمالا پيشنهاد جايگزين های بهتر، به بهتر ديده شدن اين شرايط کمک کنن. حتی اگه يه نفر از مخاطب های وبلاگ شما هم اين شرايط رو تو عقدنامه اش بذاره، کلی اتفاق مهمی افتاده. پس اينقدر بدبين نباشين. آره با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد، ولی تغييرهايی خيلی کوچولو می شه داد. من خودم شاهد اين قضيه بودم بارها. شما هم فکر کنين شايد چند تا نمونه يادتون بياد. بعدش هم به جای اينکه اول ببينين چه کسی يه حرفی رو می زنه، اول ببينين اون حرف چيه. می تونين تا آخر عمرتون هم با نويسنده اون مطلب چپ باشين و اصلا ازش خوشتون نياد، ولی برای زير سوال بردن يه مطلب خيلی دليل های قانع کننده تری لازمه و مطمئن باشين از نوع نقدتون آدم قشنگ می تونه حدث بزنه که دارين مطلب رو نقد می کنين يا نويسنده مطلب رو. (و خب لازم به گفتن نيست که نقد نويسنده به جای متن از اعتبار استدلال و چيزهای ديگه آدم شديدا کم می کنه!)
وای چقدر يک کله چرت و پرت نوشتم. بی خوابی و سيگار و کوکا هايپرم کرده ظاهرا. برم بخوابم تا بدبخت تر نشدم!
پ.ن. خوشبختانه اون موقع که خواستم مطلب رو بذارم سايتم کله پا شده بود و نتونستم بذارمش. الان اومدم دوباره مطلب رو خوندم يه سری مطالب دردسردارش رو حذف کردم. استغفرالله! واقعا اميدوارم بتونم جلوی دهنم رو بگيرم يه سری حرف ها رو نزنم!

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

26 پاسخ به با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد ولی…

  1. shobeir می‌گوید:

    beshakhse ba ye seri az in mataleb movafegham vali fekr mikonam harja ke jan bashe bayad neshesto emtiyaz gereft az ham!
    vali khoob benazaram kam ham jangi nabashe in ravabete zan o mard
    shad zid

  2. ayaala می‌گوید:

    آقا اگه من آدم مادی ای هستم و میخوام مهریه بگیرم و در عین حال میخوام فمینیست بمونم باید کی رو ببینم؟ من میخوام بدونم اگه من با یک مرد ایرانی ازدواج کنم اصلا چطوری خانواده اش روشون میشه به خانواده من بگن که ما مهریه نمی دیم. گرچه فکر کنم پدر و مادر پرت من احتمالا مثل همه چیز دیگه بعد از اینکه من شکم دوم رو هم زاییدم یادشون میفته که راستی شوهرت مهریه هم بهت داد یا نه. به نظر من زندگی در حالت ایده آل بر اساس عشق بنا می شه و در اون حالت چه اشکالی داره حالا من خودمو 1359 سکه بهار آزادی بفروشم؟ من همیشه فکر میکردم که برای آدمی مثل من (و امثالم یا امثال مادر پدرم که هر دو تمام عمرشونو کار کردند و میکنند) مهریه حالت سمبولیک داره و بیشتر نشانه ای از علاقه خانواده شوهر به عروسشونه. مثل سرویس طلا و شال ترمه و اینجور چیز ها. یا مثلا چه اشکالی داشت که آقای همسرت به عنوان مهر بهت بیمه بهداشت مادام العمر داد؟ اینکه الان میزنه زیرش اشکالش بیشتره!!!!! (خودم الان دارم میخندم پس شما هم زیاد جدی نگیر)

  3. هاله می‌گوید:

    خورشید خانم گل، امیدوارم این نهضت ادامه داشته باشه و امیدوارم که قوانین از بیخ و بن عوض بشن که نیازی به این شروط اصلا” نباشه.
    مثل همیشه معرکه‌ای، اینو وقتی وسط کنفرانس هستی مخصوصا” یادت باشه.
    x

  4. گوشزد می‌گوید:

    صنم جان
    سلام
    حيف شد كه متن ويريش نشده‌ات آپلود نشد.
    لطفا اگه توش چيزي راجع به من نوشته بودي يا بذار توي يك پي‌نوشت و يا برام ايميل بزن…
    انقدر هم خودت رو اذيت نكن…
    من سر به سر مريض‌هاي مونثم مي‌گذارم و هر وقت مي‌گن از مردن نمي‌ترسم ولي براي بچه‌هام نگرانم بهشون مي‌گم غصه اونو كه اصلا نخور…شوهرت نمي‌گذاره حتي يه هفته بي‌مادري بكشن!!!

  5. سایه می‌گوید:

    من خیلی اطلاعات در این مورد از نوشته های تو وشادی گرفتم. قبل از اون فکر می کردم چنین چیزی ممکن نیست. آشنا شدن با حق و حقوق همیشه تاثیر مثبت داشته. حالا چه حقوق مدنی، چه حقوق سیاسی.

  6. JIll Gaulding می‌گوید:

    I am an American law professor who teaches a seminar about “global perspectives on employment discrimination law.” The seminar focuses on women’s issues and gender issues. I thought I would say “hello” and mention that my class will be “appreciating” your blog in class this Thursday, though like me, they will not be able to read it. 🙁

  7. شیرین می‌گوید:

    صنم جان حدس رو با سین می‌نویسن نه با ث، بعدش هم دختر جان این همه وقت و انرژی میذاری جوابیه کوتاه و بلند برا اونا که گوشه و کنایه میندازن یا انداختن، به خدا از گناهان کبیره است که تو هی چپ و راست مرتکب میشی، نکن اینکارو عزیز جان… حالا روشنفکرنما چه صیغه‌ای هاست بماند، آدم یا روشنفکره یا نیست … ولی این راهیه که تو در پیش گرفتی و نباید دیگه از “خار مغیلان” غم به دل راه بدی … من آروزم اینه یه روزی این شرایط برا همه عادی عادی بشه .. کاش این اطلاعات به گوش دخترهای بی‌گناه شهرها و روستاهای دور و دروافتاده هم برسه که من خودم شخصا ده‌ها دختر شهرستانی رو می‌شناسم که در آرزوی ادمه تحصیل و کار می‌سوزند و روحشون هم از این شرایط خبردار نیست … کاش این چیزها به گوش اونها هم برسه… همیشه شاد باشی

  8. نگاه می‌گوید:

    اوهوم . یعنی من هم از همون مقاله ها فهمیدم که بعضی محضرها سر ادم کلاه میذارند و شروط رو طوری می نویسند که ارزش قانونی نداره . هنوز به درد خودم که نخورده اما خیلی از دوستایی رو که قصد ازدواج داشتند به اون نوشته ها ارجاع دادم (: موفق باشید .

  9. yenafar می‌گوید:

    ye jahai be zeitoon zadi na?
    dar soorati ke harfe zeitoon aslan in nabood.
    bahso monharef kardid ke baghie ham jebhe begiran nesbat be zeitoon.
    zeitoon be band eshare kard ama na baraye in chiza.
    in kare shoma yejoor roshangarie,ama ba jelve dadane inke zeitoon ba in kara mokhalefe khastid ke oono kharab konid.
    ajab.
    az shoma baid bood khorshid jan fagat hamin.

  10. ليلا می‌گوید:

    ممنون از طرح اين مطالب متاسفانه بسياری از خانمهای ايرانی از همان به اصطلاح حقوق محدودی هم که دارن نااگاه هستن ! باورت ميشه حتی در بين دختران تحصيل کرده سطح اگاهی و اطلاعات در اين موارد اندکه ؟!

  11. noorban می‌گوید:

    bache gherti/joje fokoli/jasos /yasmangola….halet chetore / delam barat tang shode
    yadet oon shab
    kheili badi
    chera zood rafti?
    ye sar behem bezan
    rasti chera telefon nemikoni?
    on martike kachal kie ?
    —-
    خورشيد: اينايی که نوشتين يعنی چی اونوقت؟!

  12. فرزانه می‌گوید:

    تا بلند شدند پدرش گفت همين جلسه اول بگم من مهريه قدر عروس اولم می دهم .با خودم گفت کي مهريه خواست ان هم اندازه عروس 20 سال پيش
    دفعه چهارم بود که همديگر را مي ديديم گفتم من مهريه اصلا نمی خواهم قبولش ندارم من فقط حق برابر درطلاق می خواهم.گفت کسی که فکرش اين است اصلا فکر ازدواج نیست.
    می خواستم بهش بگم مرد ! من فکر ازدواج نیستم که شغلم را که خیلی بهش علاقه دارم ، حقوقی حداقل سه برابر تو ، آپارتمانم را درتهران که ازدسترنج خودم خريدم،آينده شغليم را به عنوان يک مهندس، دوست آشنا، هرچی دوست دارم را می خواهم ول کنم بيام با تو، توی که هنوز يکسال از طرحت مونده و بعد هم می ريم یک شهر کوچمکی که برای من کاری نيست . ومن همش می گويم اشکالی ندارد من يک مهندس کامپيوترم گليمم را از آب می کشم بيرون .
    هنوز بعد از 4 سال حرفها سر دلم مانده است

  13. Leva می‌گوید:

    Dear Sanam Jan!
    Don’t worry. keep going on your great job. We can do it.

  14. sahar می‌گوید:

    من هنوز ازدواج نکردم اما از همین الان کلی سر اینکه اگه یه روزی بخوام ازدواج حق طلاق رو می خوام با پدر مادر خودم درگیرم چون می گن اگه از همین اول به فکر طلاق باشی تا آخر معلومه چی می شه!!!!!کلی مثال براشون زدم از زنای بد بخت فامیل که شوهراشون یهو غیب شدن و اونا پدرشون در اومد تا طلاق بگیرن.
    و حالا خیلی خوشحالم چون اگه این مسئله یکم بیشتر رواج بگیره تو اجتماع برای اونا هضمش راحتتر می شه.

  15. احسان می‌گوید:

    خورشید خانم، میخوام یه کمی باهات درد دل کنم…

  16. سودابه می‌گوید:

    من هم تمام این شرایطی که می گی رو موقع عقدم 4 سال پیش گذاشتم، خنده دارترینش اینجا بود که من مهریه م رو فقط گل گذاشته بودم و “آقا” اونقدر اون وسط تعجب کرد و چهار پنج دفعه واسه من جوری که یعنی خنگم توضیح داد که مهریه بر چند نوع است و یعنی چه و گیر داد که حوصله همه سر رفته بود ، بعد گیر داد که به نیت چهارده معصوم…من هم افتاده بودم رو اون دنده لجم هی لبخند می زدم می گفتم نه هیچی تا آخر واسه اینکه برای بار چندم برامون توضیحات فلسفی در باب انواع مهریه داده نشه …شد یک سکه…خنده دار اینجاست که چند ماه پیش یکی از آشناها گفت دخترش چون می خواسته مثل من “ساده” باشه فقط صد و خورده یی سکه گذاشته مهرشو…تا ثیر تاثیره، حتی اگر به این حد خنده دار باشه،… اما خورشید خانوم از شوخی که بگذریم ما که خوب می دونیم همه چیزای اساسی و ریشه یی ذره ذره عوض می شن، تغییر می کنن و در روند این تغییر هر حرکتی عالی است، چیزی به نام بی اهمیت و یا زیاده کوچک وجود نداره. مگه می شه عقاید پایه یی مردم رو که گاهی ریشه هاش خیلی عمیق و پیچیده است با حرکات انقلابی به کل تصحیح کرد؟ این یه موج است…

  17. حسام می‌گوید:

    من به عنوان یه مرد نسبتا بی غیرت، شدیدا از این کار شما استقبال می کنم. مخصوصا از قسمت حذف مهریه اش. ختم اروپایی است…
    ضمنا بعید می دانم این دست مطالب، غیر از همان بورژواها و مرفهین بی درد مشتری دیگری داشته باشد. چون اقشار دیگه، عمرا از این یه قلم مهریه نمی گذرند.
    سال خوبی داشته باشی…

  18. reza می‌گوید:

    سلام
    شاید بد نباشه کمی هم د رمورد دخترها و زنهائی بنویسید که به هیچ وجه حاضر نیستند زندگی راحت در خانه را ول کرده و کار کنند. وقتی مرد کار کنه و خوب پول در بیاره نیازی به کار کردن نیست.
    افراد (مونث) زیادی را می شناسم که حاضر نستند کار کنند و کار کردن زن را خوب نمی دانند. البته در بین خودشان به کسی که کار کنه و پول در بیاره می گن بی عرضه که نتونسته شوهره را تیع بزنه.
    راستی چرا در مورد این زنها چیزی نمی گید؟ فقط یک طرفه قضیه را می بینید ؟ این چه قانونیه که میگه مرد باید خرج خوبه را بده؟ تا آنجا که در مطالب شما خوانده ام همه شما با این قانون موافق هستین. اما دنبال گرفتن امتیاز بیشتر از مردان هستید.

  19. فرهاد می‌گوید:

    send 2 all : سلام دوست عزیزم ( خورشید خانوم عزیز ) سال نو رو صمیمانه تبریک میگم . یه چیز دیگه هم بگم : اگه می دونستم اینقدر از چشم دوستام افتاده م ، و اگه می دونستم هیچ پیامی قرار نیست زیر نوشته هام بیاد …!! غیر ممکن بود علیرغم اصرار دوستان دوباره دست به قلم بشم …

  20. parisa می‌گوید:

    نبایدنا امید شد،این گونه تغییرات زمان طولانی می برد تا به نتیجه برسد ولی این دیدگاه هم وجود دارد که ایا در یک کشور مثل ایران که هنوز بافت سنتی قوی خودش رو درتمام اقشار حفظ کرده است ایا واقعا این قوانین به نفع زنان است؟ تمام حرف من این است که باید استثنائات را کنار گذاشت و کلی تر نگاه کرد چون اگر بخواهیم مورد به مورد بررسی کنیم گاهی حق با مردان و گاهی حق با زنان است و گاهی این قوانین به ضرر زنان و گاهی به نفع شان است .پس باید بگذاریم به موازات تغییرات فرهنگی تدریجی تغییرات قوانین شکل بگیرد تا عرف نیز پذیرای قوانین شود. به نظر من این ماجرای خواستگاری هم یکی از نشانه های بسیار مهم بافت سنتی ماست و مانند مهریه و مانند خیلی از قوانین دیگر که تا به حال بوده، بیشتر ریشه در تعصبات ما دارد. البته این موضوع به پر اهمیتی قضیه مهریه و حق و حقوق نیست ولی به هر حال نشان دهنده بافت شدیداّ سنتی ماست. که ما باید به موازات تغییرات قوانین ان ها را هم تغییر دهیم. برای مثال همه ما می دانیم که در ایران عرف است که پسرها به خواستگاری دختر ها میروند حالا بیایید مرسوم کنیم که از این به بعد دختر ها به خواستگاری بروند. به نطر من اصلا خود قضیه خواستگاری مشکل دارد و باید اصلاح شود وگرنه موضوع فرد و افراد و جنسیت نیست . به نظر من ما در مورد این قوانین جدید هم داریم همین طور برخورد می کنیم داریم یک قوانین بی معنی رو فقط از این دست می گیریم و به اون دست می دهیم.
    ولی به هر حال همین خیلی خوب است که الان دختر ها می توانند بنشینند و در مورد این مسائل عقاید خود را بیان کنند و تغییرات فرهنگی را در کنار تغییرات حقوقی به پیش ببرند.و از شما هم که واقعا معلوم است که برای بهتر شدن و بهبود این مسائل انرژی میگذارید ممنونیم.

  21. یک جوان مجرد جعلق می‌گوید:

    به عنوان یک مرد کاملا موافقم تبعیضات موجود در قانون مدنی برطرف شود.اما خودتان این هفت شین خنده دار را بخوانید.این هفت شین فقط قانون مردسالار را زن سالار می کند.مگر اساس بر برابری نیست؟؟پس چرا تعیین محل مسکن با زن باشد؟چرا حضانت فرزندان با مادر است و نه بصورت توافقی یا حکم دادگاه؟چرا با آنکه مرد شروط ضمن عقد را می پذیرد و به زن حق کار کردن و کسب درآمد می دهد و در هنگام طلاق اموالش را با او نصف می کند مهریه و نفقه را هم باید گردن بگیرد؟؟!آدم احساس می کنه منظور شما اینه که هر جا به نفعتون بود سنتی باشید هر جا به نفعتون بود مدرن!واقعا خوش انصاف بودین مرد رو موظف نکردین شب جمعه ها به پدر و برادر خانم سرویس قزوینی بدن!!

  22. حمید می‌گوید:

    صنم جان سلام
    اگه می بینی انقدر خودمونی می گم صنم بدون که :
    1- نشستم مثل این خلا (البته به خلی تو نمی رسم) تمام وبلاگت رو از اول تا آخر خوندم.
    2- تمام لینکهایی که توی نوشتهات بود رو یک به یک مرور کردم.
    3- یکماه ونیم شب و روز فقط کارم شده بود تو و لینکهایی که داده بودی.
    4- تمام فیلمها و آهنگها و کتابهایی که خونده بودی و اشاره کرده بودی دیدم و گوش کردم و خوندم .(البته خیلی هاشو قبلاً خونده بودم.)
    5- تمام عکسایی که آرشیو کردی رو دیدم.
    6- تمام وبلاگ هودر رو زیر رو رو کردم.
    7- عاشق پینک فولویدیش شدم. (نمی دونم چرا؟؟)
    8- ………………..
    اصلاً چرا انا رو دارم اینجا می گم؟
    راستی آقای همسر رو سلام برسون و از طرف من ماچش کن.
    نمی تونم احساسم رو وقتی که شروع به خوندن وبلاگت کردم بگم…. فقط اینکه توی این مدت خیلی عوض شدی. خیلییییییییی…. .
    خیلی وقتا دلم می خواست نسبت به بعضی مطالبت نظر بدم ولی …. کلی خیط (املاش درسته؟) می شدم.
    ای بابا من که هنوز دارم می گم …
    راستی امروز به وقت کشور بحرین که من هستم. جمعه شده و تو هنوز آپ دیت نکردی….
    جونیات خوش قول تر بودی…

  23. pooria می‌گوید:

    boro bekhab ! !!

  24. sarbaz می‌گوید:

    to az jense mard latme didy khanom
    inja irane jame ma ba onja fargh dare ke haghe
    talagho be zana bedan gharb zadegy
    man madaram mehrye nagerft toye famile nazdike ma hata ye nafar mehrye nagereft vaghty ona ro ba shoma moghayese mikonam mibinam amal yekie valy angize yeki eshghe yeki mese shoma nefrat

  25. امیر نورمندی می‌گوید:

    (هفت شین) و غیرت ما
    آری برادر ما بی غیرتیم زیرا:
    به مواد غیرعادلانه قانون اساسی تن میدهیم که برعلیه مادران خواهران همسران و دخترانمان تدوین شده.
    به زنان حق حضانت اطفال خود را نمیدهیم.
    وقتی زنان ما حق بلاشرط طلاق ندارند.
    زنان ما حق مسافرت (اخذ گذرنامه) ندارند.
    زنان ما حق اشتغال ندارند.
    سهم الارث دختران ما نصف بسران است.
    وقتی به زنان حقوقدان جامعه مان حق قضاوت نمی دهیم.
    وقتی زنان ما حق ادای شهادت ندارند.
    ما بی غیرتیم زیرا در ریشه کنی قوانین متضاد باحقوق انسانی زنان مستحکم نیستیم.
    ما بی غیرتیم زیرا دختران باکره را برای بسران بکارت دریده میخواهیم.
    آری ما بی غیرتیم که همزمان با زیرباگذاری حقوق نیمی از جامعه مان تظاهر به آزادی خواهی می کنیم.
    آری برادر ما هنوز غیرت لازم برای استقرار دموکراسی و تامین حقوق انسانی همگانی را فراهم نداریم.
    شش سال بیش د رسفری به شیراز شعارهای ناب محمدی که با رنگ سیاه بر دیواره های تاریخی ارگ زندیه نوشته شده بود نظرم را جلب کرد. متن یکی از شعارها چنین بود: (مردان با غیرت زنان با حجاب دارند). این شعار اثرهای گوناگونی برمن گذارد و نخستین عکس العمل به آن چند خط بالا بود.
    فرقی ندارد چه فرد یا گروهی این (شین) ها را شروع کرده باشد. حکایت مرغ و تخم مرغ شده.
    هر فرد مسولی وظیفه دارد با زنان ایران برای رسیدن به حقوق انسانی همگام شود.
    تامین حقوق انسانی زنان ضمانت استقرار دموکراسی واقعی در ایران.
    امیر نورمندی

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.