امسال هفت سين نداريم

امسال هفت سين نداريم. سبزه هم سبز نکردم چون دير شد. اصلا عيد نداريم. پارسال اولين عيد تو خونه خودم بود و واقعا هم خوش گذشت. امسال تو درس غرق شدم و همه چی از يادم رفت. بعدش هم که اتفاقای بد افتاد. خوب شد حداقل مسافرت خوش گذشت. بعدش هم که نگرانی های کنفرانسی که هفته ديگه بايد بدم. نمی تونم بگم بابا عيده، بهاره، می شه به من يه هفته ديگه تعطيلی بدين عيد بازی کنم؟ می شه دو سه هفته ديگه کنفرانس من رو عقب بندازين؟ من فکر می کردم عيد هفته ديگه است! گفتم تا چهارشنبه اون هفته عيد بازی رو عقب می ندازم تا کنفرانس رو بدم و خيالم راحت شه. اما محاسباتم غلط بود. ملنگم ديگه! راديوی پانته آ رو گوش کردم، چند تا وبلاگ رو خوندم و ايميل هام رو چک کردم و ديدم همه تو حال و هوای عيدن. موقع سال تحويل من تو يه جلسه ای با يکی از استادهام هستم. اگه مسافرت نمی رفتم شايد وقت می کردم يه خورده عيد بازی کنم. ولی بايد می رفتم حتما. خب يه سال هم اينطوری شه. اکثر عيد های ايران رو دوست نداشتم و آرزو می کردم کاشکی عيد نبود. کاشکی اونقدر تعطيلی کسل کننده نبود. حالا برعکسش شده. انگاری که هيچ اتفاقی نيفتاده! عوضش يه اتقاقای خوب تو زندگی من و آقای همسر افتاده. به يه آرامش خوب و دوست داشتنی رسيديم. اميدوارم هميشه همينطوری بمونه…
خب حداقل تا اين يکی رو يادم نرفته که مجبور شم تو تابستون بگم (!)، عيد شما مبارک، دمب شما سه چارک!

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.