Nothing is Sacred

Nothing is Sacred
يک گپ و گير دوستانه به نقطه ته خط که ربط چندانی به بحث های آتشينی که اين روزها درگرفته نداره!
نقطه جان، اين مطلب تو بهانه شد برای من که چند تا چيز رو مطرح کنم. وگرنه هرچی دلت می خواد بنويس، مثل بقيه آزادی از هفت دولت و البته ما هم آزاد برای گير دادن. اما گير دادن من به مطلب تو بيشتر به اين دليله که مطلب های شبيه تو رو چند جايی ديدم و مطلب تو يه نمونه خوب بود برای بحث من. راستی اين مطلب هيچ ربطی به حسين که انگاری زده به سرش و پاک مشنگ شده و ساير فرهيختگان دانشگاه وبلاگ الشهر عليه السلام که اين روزها درگير تاريخی ترين بحث های آسيب شناسی وبلاگستان جينگول بلا هستند نداره.
و اما…


نقطه می گه: “خط به خط نوشته‌هايش را پر كرده از واژه‌هاي ركيك و عَلَم كردن آلات و ادوات تناسلي و حواله‌ي آن به زمين و زمان. در كمال تعجب مي‌بيني كه نويسنده‌ي آن يك زن است.”
من نمی دونم قضيه اين “کمال تعجب” چيه؟ حالا اگه نويسنده اين مطلب يه زن باشه چه فرقی می کنه؟ قضيه بر نمی گرده به اين کليشه های جنسيتی که زن بايد سنگين و رنگين و نجيب و آفتاب مهتاب نديده باشه؟ چرا اگه يه مرد می نوشت باعث کمال تعجب نمی شد؟ ما اگه نخوايم اين کليشه های جنسيتی از طرف هم وبلاگی هامون هم بهمون تحميل شه کيو بايد ببينيم؟
نقطه می گه: “آيا اين همه پابند بودن به آلات تناسلي مردان و تكرار واژه‌هاي سخيفي كه مردان هم به ندرت آن را جز شوخي‌هاي خصوصي به كار مي‌برند اهانت به ذات زن و حقير و دچار كمبود نشان دادن او نيست؟ و اين كه اين زن جز عقده‌ي جنسي شخصي چه نيازي دارد خود را با استفاده از واژه‌ها و كلمات مردانه آن هم از نوع سخيفش نشان دهد تا مورد توجه واقع شود؟”
پابند بودن به آلات تناسلی مردان يعنی چی اصلا؟ آيا استفاده از واژه مثلا “تخمی” که ماشاالله مثل نقل و نبات از دهن خيلی ها در مياد به اين معنی هست مثلا که همه پاپند تخم مرد ها هستن؟ يعنی مردهايی هم که واژه تخمی رو به کار می برن پابند آلات تناسلی مردان هستند؟ يعنی مثلا نيکان که از واژه هسته زياد استفاده می کنه پابند هسته های مردان است؟
سخاوت واژه ها رو کی تعريف می کنه نقطه جان؟ اين واژه های به قول شما سخيف از کی تا حالا “به ندرت، جز در شوخی های خصوصی” به کار رفته اند؟ پس چرا خيلی از زن ها اين واژه ها رو از ده يازده سالگی به عناوين مختلف تو کوچه و خيابون شنيدن؟ پس چرا تو ايميل هاشون از اين نوع واژه ها شنيدن؟ تو کامنت هاشون؟ چرا يه زنی تا يه خورده آرايش کنه از اين حرفا می شنوه؟ چرا يه زنی تا از حق و حقوقش حرف می زنه از اين حرفا می شنوه؟ از کی تا حالا همه مردها اينقدر پاستوريزه شده ان؟ از کدوم حريم خصوصی حرف می زنی نقطه جان؟ بعد از نظر تو فقط مردها حق دارن تو حريم خصوصی و شوخی هاشون از واژه های سخيف استفاده کنن؟ راستی، از کی تا حالا شما روانشناس شدين و نظر می دين که حرف زدن از آلات تناسلی نشانه کمبود آدم هاست؟ از کی تا حالا شما متخصص شناسايی عقده های جنسی آدم ها از روی واژه هايی که به کار بردن شدين؟ اين که يه بازی قديميه! وقتی تو تاکسی يکی ما رو می مالوند و ما اعتراض می کرديم فوری طرف می گفت اين خودش کمبود داره داره می ماله به من. و ما بارها مجبور بودين به خاطر نشنيدن اين قضيه که طرف کمبود داره خفه خون بگيريم. آدم نخواد توسط افراد غير متخصص مورد تجزيه تحليل شخصيتی قرار بگيره کی رو بايد ببينه؟ و اصلا کمبود داشتن يا نداشتن يه نفر به بقيه چه ربطی داره؟
نقطه می گه: “از همه بدتر تا از او نقدي مي‌كنند همين فردي كه لش‌اش را هم از پشت كامپيوتر تكان نداده، پشت سپر فمنيسم قايم مي‌شود و آبروي همين چند فعال واقعي حقوق زنان را هم با سوءاستفاده و سفسطه تحت اين عنوان مي‌برد. بعد هم چنين استنباط مي‌كند كه دنياي تمام مردان در همين كلمات خلاصه شده و ما اگر بخواهيم با مردان برابر باشيم بايد مثل آنها حرف بزنيم!”
شما از کجا نتيجه گرفتين که اين فرد لش اش رو هم از پشت کامپيوتر تکان نداده؟ اصلا در مورد اين آدم چی می دونين؟ می دونين چقدر درس خونده؟ چقدر کار کرده؟ چقدر به بقيه کمک کرده؟ حداقل از چهار نفر که می شناسنش می پرسيدين. بابا شما هم که شدين روزنامه کيهان و حسين درخشان که از روی هوا حرف می زنن و تهمت می زنن.
بعدش منظور شما از “چند فعال واقعی حقوق زنان” کيا هستن؟ اين واقعی بودن رو کی تعيين می کنه؟ اصلا مگه هر کسی برای حقوق زنان فعاليت می کنه رو شما می شناسين؟ اصلا شما چطور به خودتون اجازه می دين راجع به واقعی بودن يا نبودن فعاليت يه نفر برای حقوق زنان نظر بدين؟ تا جايی که من می دونم اکثر فعالين حقوق زنان، بيشتر کارهاشون رو بی سر و صدا انجام می دن و شما اصلا ازشون خبر نمی شين که بخواين نظر بدين. شما فقط بخشی از کارهای رسانه ای رو باخبر می شين. حداقل از همين آدم های به قول شما فعال واقعی بپرسين تا براتون از هزارن فعال ديگه بگن که اصلا اسمشون به گوش شما نخورده. يا از کارهای زيادی که خودشون کردن بگن که اصلا روح شما هم با خبر نشده. مثلا همين خانومی که به قول شما لش اش رو از پای کامپيوتر کنار نبرده عامل موثر نجات يک زن از اعدام بوده. و خيلی کارهای ديگه ای که کرده که خيلی ها خبر دارن و شما خبر ندارين. پيامبر شدين نقطه جان؟
بعد، منظور شما از آبرو چيه؟ کدوم آبرو؟ می دونين بحث آبرو تو گفتار فمينيستی چقدر خنده داره و اونوقت شما پاسدار آبروی زن ها شدين؟ آخی، اين زن های بيچاره بی پناه، آبروشون داره می ره، جرات ندارن از خودشون دفاع کنن. مردهای مودب که فقط تو حريم خصوصی اشون به زن ها حرف های بد بد می زنن بايد ازشون تو حريم عمومی دفاع کنن. آخی…
از اين نکته هم بگذريم که اون خانوم ادعا نکرده برای برابری با مردها بايد عين اون ها حرف زد. اين خانوم با اين طرز حرف زدن داره نشون می ده چقدر زبان ما چقدر پر از اشاره های جنسيتی سرکوب کننده است. فرقش رو کرده تو چشمتون. برای همينه اينقدر به نظر سخيف می ياد نه؟!
“نخير خانم كم‌محترم، همه‌ي زنان مثل شما فكر نمي‌كنند، همه‌ي مردان مثل هم حرف نمي‌زنند و همه‌ي مردان مثل هم فكر نمي‌كنند و همه‌ي مردان ادبيات‌شان را مثل شما از دروازه غار و كشتارگاه نياورده‌اند و همه‌ي زنان هم مثل شما نيستند.
يك نفر هم پيدا نمي‌شود كه به او بگويد: تو فمنيست نيستي، تو بي‌تربيتي!”

آدم هايی که می دونن فمينيست و غير فمينيست يعنی چی خودشون تصميم می گيرن ايشون فمينيست هست يا نه. اين مساله به آدم هايی که نمی دونن فمينيسم يعنی چه و بعد براساس ندونسته ها حکم و ادعا می کنن چندان ربطی نداره. نعوذ بالله اينجور اظهار نظر شما اين شبهه رو به وجود می آره که سواد کافی ندارين ها! اگه به نظر شما اين خانوم بی تربيته، نظرتون محترمه! خب يک کلمه می گفتين بی تربيته. اين همه صغرا کبری چيدن و حرف های بی ربط لازم نداشت که.
“تو بي‌فرهنگ و فاقد شعور درست صحبت كردن هستي چه رسد به دفاع از حقوق زنان. شما در جمع خصوصي و دوستانت هر شوخي و هر لفظي مي‌تواني به كار ببري ولي وقتي پشت تريبون يك رسانه هستي اين همه به شعور ديگران و مهم‌تر از همه شعور زنان و به نام زنان اهانت نكن.”
آقای نقطه، خواهش می کنم از جمع بستن زن ها خودداری کنين. منظور شما کدوم زن ها هستن؟ مگه می شه کلی بگيم زنان؟ يک عالمه زن هستن که از نوع برخورد اين خانوم خوششون می ياد. شما به چه حقی وکيل وصی زن ها شدين؟ باور کنين زن ها چلاق و الکن نيستن و خودشون بلدن انتقاد کنن. کم هم انتقاد نکردن. اين جمله شما که می گين ” به نام زنان اهانت نكن” از هر اهانتی برای من به عنوان يه زن بدتره. يعنی شما من و بقيه زن ها رو بدبخت و ضعيف فرض کردين و حالا شواليه ای شدين برای نجات شعور و آبرو و حيثيت ما؟!! و مگه شما جمهوری اسلامی و هسته گزينش هستين که بخواين اجازه صادر کنين کی می تونه از حقوق زنان دفاع کنه و کی نمی تونه؟
بعدش از کی تا حالا همه وبلاگ ها شدن رسانه؟ اصلا رسانه يعنی چه؟ اگه يه نفر تعريف رسانه ای برای وبلاگش قائل نباشه کی رو بايد ببينه. بعد کی گفته رسانه بايد پاستوريزه باشه؟ ظاهرا شما فقط رسانه های جمهوری اسلامی رو ديدين. اينهمه رسانه غير پاستوريزه تو دنيا هست. از وبلاگ و تلويزيون و راديو و غيره. هيچ کس هم اين رسانه ها رو مدل شما نقد نکرده. هيچکس زن ها رو و شعورشون رو يک معيار ثابت ندونسته که مدعی اش بشه. اين خانوم يک زنه که به نام خودش حق داره حرف بزنه. شما هم می تونين به نام خودش نقدش کنين. همه زنان اين وسط چی کار می کنن؟
“بگذريم. مساله اين نيست. مساله اين است كه برخي بر چنين ادبياتي (و در حقيقت ضدادبيات) نام طنز مي‌گذارند. نه محترم! اينها طنز نيست. اينها «باد مغز» است. لطفاً علاوه بر فمنيست‌ها، آبروي طنزنويس‌ها را هم با اين قياس نبريد. طنزنويسي عملي شريف و مبتني بر رنج و دانايي است نه هرزه‌درايي و هرزه‌گويي.”
آره، واقعا مساله اين نيست. منتهی معلوم نيست چرا برای چيزی که مساله نيست اين همه شما گلواژه سروديد؟ به نظر شما طنز نيستيد؟ خب اين هم نظريه. به هر حال شما در اين زمينه تخصص دارين. فقط لطفا برای نقد اينکه چی طنز نيست و چی طنز هست دست از سر کچل فمينيسم که نمی دونين چيه بردارين. شما لطفا همون مطلب های طنزتون رو بنويسين که بالاش می نويسين خانوم ها نخونن. چون از نظر شما قباحت داره زن های نجيب در مورد مطلب مربوط به ايميل های تبليغ بزرگ کردن آلت مردانه بخونن. اصلا هم يادتون نيست که اين زن های نجيب هم از تو آشپزخونه گاهی بيرون می يان و بلدن به اينترنت وصل شن و برای اون ها هم از اين ايميل ها می ياد. طنز اون مطلب شما انصافا توی همون هشدارش بود. از اون طنزهای تلخ. و البته چقدر هم که تيتر اون مطلب “ز نيروي جنسي بود مرد را راستي!” پاستوريزه بود!! (بماند که من با اون تيتر کلی هم حال کردم!)
به بقيه مطلبتون کار ندارم. درباره حوزه تخصصی اتون يعنی طنزه. حتما از من بهتر بلدين. فقط فکر کنم طنز پرداز ها بيشتر از همه بايد به اين نکته اعتقاد داشته باشن که “هيچی تو اين دنيا مقدس نيست”. اشتباه می کنم؟

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

43 پاسخ به Nothing is Sacred

  1. ژرفا می‌گوید:

    به نظرم اساسی ترین مشکل بعضی ها همینه که هنوز نمی دونن وبلاگ چیه ! وبلاگ نه رسانه است نه تریبون ه نه روزنامه است نه خبرنامه است نه رادیو صدای آمریکاست نه … وبلاگ وبلاگ ه ! یعنی یه Diary یا دفتر خاطرات روزانه که آدم به صورت علنی می نویسه ! یه روز دلت می خواد توش غر بزنی . یه روز دیگه توش شعر می نویسی. یه روز از خوشحالی توش منفجر میشی. یه روز توش نقاشی می کشی یا یه عکسی رو که دوست داری می چسبونی. هر وقت هم دلت خواست توش فحش می نویسی ! هر وقت هم ازش خسته شدی میندازیش دور. به همین سادگی. خیلی خنده دار نیست که یکی دفتر خاطراتش رو بده تو بخونی بعد هی تو ازش غلط املایی یا غلط دستوری و ادبی بگیری یا بهش بگی چرا در این مورد یا اون مورد نمی نویسی ؟ یا چرا وقتی همه جای دنیا جنگ و قحطی هست تو درباره ی لباس زیر تازه ات می نویسی ؟ اینجا هم آدم نمی تونه خودش باشه یعنی ؟! این آدمایی که ایرادهای اینطوری می گیرن به نظرم موضوع برای نوشتن کم میارن بعد گیر میدن به خود وبلاگ یا به شخصیت وبلاگ نویس ها.

  2. Leva می‌گوید:

    Sorry for pinglish,
    Midooni sanam jan, in matlabe aghae khaledian man ro ham bad joory naomid kard, vali in ro nemikhastam begam. Emrooz archive to ro khonndam o bad mese khola zadam zire gere. taghriban ey moghe az iran kharej shodim o kheili chiza ro k yadam rafte bood yadam avord, man k felan faghat mikhoonam o hanooz nanevesham hata ye khat. vali shayd ey roozi…

  3. ماندانا می‌گوید:

    جانا سخن از زبان ما می گویی…

  4. sooski می‌گوید:

    you rock!!

  5. بی تا می‌گوید:

    خورشید جون طول میکشه تا جامعه ما درست بشه. باور کن بعضی وقتها فکر میکنم این مردها هم تقصیری ندارند. دارند ظواهر یه فرهنگ ضد زن و به شدت جنسیتی رو که تو گوشت و پوست هممون ریشه کرده نشون میدند. خوبه که این حرفها زده میشه تا چشم چهار نفر دیگه هم باز بشه. آدمهایی مثل تو یا بقیه دوستانی که اطلاعاتش رو دارند باید این حرفها و این دیدگاه و فرهنگ رو انقدر نقد کنند تا شاید یکمی تغییر داده بشه.

  6. SoloGen می‌گوید:

    به نظرم کل این ماجرا لوث است. طبیعی هم هست که اگر یکی بیاید بگوید فلانی خر است و دیگری بیاید بگوید فلانی‌ها مبتذل‌اند و یکی دیگر بیاید یک افاضه‌ی دیگر راجع به عقیده یا مرام طرف دیگری بکند، همه چیز در هم گره خورده و دیگر شاهد هیچ چیز مفیدی نخواهیم بود. اگر حسین درخشان می‌آید و به یکی مستقیم می‌تازد، یا طرف باید طرف مظلوم باشد و دوست‌ای هم نداشته باشد که برای‌اش بتازد یا این‌که مثل این‌بار (و نه مثل خیلی بارهای پیشین) آدم‌های‌اند که می‌ریزند روی سر حسین درخشان. در واقع به نظرم حق دارند. اگر کس‌ای حتی در دفتر خاطرات‌اش درباره‌ی من بد بگوید، اگر من به هر دلیلی به دفتر خاطرات‌اش دست‌رسی داشته باشم می‌توانم اعتراض کنم و اعتراض‌ام هم الزاما مودبانه نخواهد بود.
    مشکل اما فقط حسین درخشان نیست. مدت‌ها است می‌دانم چه حدود انتظاری از او باید داشته باشم (گرچه گاهی حدود انتظارات‌ام عجیب‌تر و غریب‌تر می‌شود). مشکل نیک‌آهنگ هم هست. نیک‌آهنگ از نظر من بی‌ادب است. او از این نظر تفاوت خاص‌ای با حسین ندارد. گرچه شاید بد و بیراه‌های نیک‌آهنگ بوی‌اش بیش‌تر باشد. به هر حال به نظرم او حق ندارد مثلا چنان کاریکاتورهایی را از حسین بکشد. من اگر قاضی بودم، او را حتما محکوم می‌کردم. حالا این‌ها مهم نیست … مهم این است که دل‌ام برای لبخندهایی که پیش‌ترها به کاریکاتورهای‌اش زدم سوخت. آدم پشت‌اش خیلی دوست‌داشتنی نیست.
    در مورد سیبیل‌طلا نظر خاص‌ای ندارم. زیاد وبلاگ‌اش را نخوانده‌ام. پس بگذریم!
    و سیبستان … خب! سیبستان هم دقیقا در همین جریان قرار گرفته. او آسیب دیده و نیش می‌زند. طبیعی است: اگر به تو بگویند خری، یا به روی خودت نمی‌آوری یا این‌که می‌آوری. اگر حالت اول باشد که هیچ، اما اگر حالت دوم باشد هیچ‌وقت نمی‌آیی بگویی تو هم خری، ولی کم‌تر از من. می‌آیی و می‌گویی تو خری و بیش‌تر از منم خری! همین است دیگر خشونت کلامی، نه؟!
    نوشته‌ی نقطه هم توهین‌آمیز است. چه می‌شود کرد؟ وقتی یک‌جایی آتش بگیرد، نباید انتظار بود عود داشت: بوی سوختگی می‌آید و بعدش هم لاشه.
    خب! من هم تحلیل خودم را کردم. مدتی بود در گلوی‌ام مانده بود. وقتی به یکی از طرفین هم به نوعی گفته بودم پاسخ‌ام داده بود که “گلاب بیاورم؟”. ببخشایید که خیلی مستقیم به این پست‌ات ربط نداشت.

  7. Nazanin می‌گوید:

    سلام،
    با نقد نوشته تون کاملا موافقم. نوشته نقطه رو خیلی خوب
    کامل زیر سوال بردین.
    اما یه چیز دیگه هم بگم.
    “همه” آدمها حق دارن در مورد موضوعی توی وبلاگشون بنویسن. یکی می خواد در مورد روابط باز بنویسه، یکی در نکوهش این رابطه می نویسه، یکیم اصولاً دری وری و چرت و پرت می نویسه. خوب بنویسن. “حق” دارن که بنویسن.
    اما خیلی بالغانه نیست که بگیم: “بعد از نظر تو فقط مردها حق دارن تو حريم خصوصی و شوخی هاشون از واژه های سخيف استفاده کنن؟ راستی، از کی تا حالا شما روانشناس شدين و نظر می دين که حرف زدن از آلات تناسلی نشانه کمبود آدم هاست؟ از کی تا حالا شما متخصص شناسايی عقده های جنسی آدم ها از روی واژه هايی که به کار بردن شدين؟”
    اینکه یکی متخصصه یا نه به ما مربوط نیست. گیر دادن با اهانت کردن فرق داره. مثل اینکه یهو یکی بیاد بگه مگه تو تحلیلگری که تو خط آخر نوشتی “من تحلیلمو کردم” .
    نه، اما هر کس در حد تحصیلات و طرز فکری که داره بفسیرهای خودش رو هم داره. اگه ما با افکارش مخالفیم، دلیلی برای زیر سوال بردن “خود ” فرد وجود نداره.
    نوشته اش رو باید زیر سوال برد. خصومت شخصی نیست.
    برای قشر ما که ادعای روشنفکری داریم و دم از “دموکراسی” می زنیم، این حرف واقعاً نشونگر شناخت نداشتن نسبت به دموکراسیه. هر کسی حق داره در حریم خودش حرفهایی که م یخواد رو بزنه. برای همین اصلاً وبلاگ درست کرده. اگر تو کامنتدونی تو یا هر کس دیگه ای این حرفها رو می زد، خوب، اونوقت دیگه حق داشتی که بگی ” به چه حقی همچین حرفی می زنی”. اما قرار نیست همه مثل ما فکر کنن یا رفتار. معیار درستی رفتار انسانها، باور های ما نیست.
    کامنتم یکم طولانی شد، شخصاً موافق کامنتهای طولانی نیستم، اما اگر دوست داشتی، می تونم برات ای میل بزنم و
    در این مورد بیشتر صحبت کنیم.
    ( بد نیست اگر anthropology( بردارین تو یکی از ترمهاتون. نقدت رو خیلی منطقی تر می کنه.

  8. رضا می‌گوید:

    با خورشيد موافقم

  9. مینا می‌گوید:

    خیلی خیلی خیلی ممنون خورشید جان.خیلی خوشایند بود خوندن این مطلب از ته ته دل می گم.اما می خوام یه نکته ای رو هم من اضافه کنم.برفرض که اصلا حرف ایشون درست باشه و این خانم محترم بی تربیت باشن(فقط فرض کردم و با پوزش از اون خانم محترم)،یا مثلاً بر فرض که من آدم بداخلاقی باشم(که هستم)یا ….و…..اما این چه ربطی به فمنیست بودن این آدم داره،کی گفته که اگه من آدم بداخلاقی بودم،طنزم هجو بود،یا اصلا من یه روزی قاتل از آب دراومدم و تحت یه شرایطی یه آدم کشتم!کی می تونه اینجا نتیجه بگیره که حالا که من یه ضعف کوچیک یا بزرگی تو یه زمینه دیگه داشتم پس فمنیسم مکتب بدیه یا من به هیچ وجه یه فمنیسم واقعی نیستم!عقل تکامل نیافته من که می گه اگه بخوایم اینجوری حساب کنیم پس هیچ مکتب و مسلکی اصلاً به درد نمی خوره یا اینکه پیروانش پیروان واقعی اون مسلک نیستن چون بالاخره حتما هرکسی یه جایی در یه زمینه ای ضعفی داره! پس خواهشن برای ما تعیین تکلیف نکنید که کی می تونه از حقوق زنان دفاع کنه و کی صلاحیتشو نداره!

  10. NeghNeghoo می‌گوید:

    خوب حالا چرا انقدر جوش آوردید خانم ها؟ یکی توی وبلاگش یه چیزهایی نوشته به قول خودتون آزاد بوده بنویسه. چهاردیواری اختیاری. درست؟
    یکی دیگه هم بازتوی وبلاگ خودش چون ازاون مطالب خوشش نیومده یه چیز دیگه نوشته. بازم چهاردیواری اختیاری!
    این که دیگه عصبانیت نداره خوب شما هم دارین می نویسین.

  11. میلاد می‌گوید:

    خورشيد خانوم حالتون خیلی خرابه. سر جریان مطلب نقطه ی عزیز آشفته شده ای و هر چه دلت خواست گفته ای. هیچ کی به این مطالبی که نوشته ای بها نمیده. همه اش هم کلامت در این خلاصه شده که زن ها هم می تونن بی ادب باشن و اصولا بی ادبی تعریف نشده و زن ها وکیل وصی نمی خوان و عده ای شما رو می مالوندن (با عرض معذرت) و مرد های کثیف و پلید هستند که مقصرند. آنوقت زن ها نباید بی ادب باشن؟ آره با تفسیر شما همه باید بد باشند. اصلا بدی و خوبی چیه؟ اخلاق هم کی نسبی است و فرستادیم رفت پی کارش.
    دوست عزیز کاش به نقطه گیر نمی دادی. این بازی بد جوری به ضررت تمام خواهد شد. توضیح نمی دم اما خواهی دید. کاش با شخص دیگه ای مثل حودر یا سیبستان در می افتادی.
    غیر از اینکه در کل بگم چهره ای از یک فمینیست تند رو (ویران کن) رو بخ جا گذاشتی و از سبیل تماما دفاع کردی

  12. ghazal می‌گوید:

    کیف کردم

  13. فخری می‌گوید:

    خوشحال میشم من رو هم به جمع دوستانتون راه بدین با اجازه تون لينک دادم

  14. پژمان می‌گوید:

    من مطلبت رو خوندم خورشید جان و باید بگم متاسفم که مطلب “نقطه” بد بود و نوشته تو بدتر. آمدی ابروش رو درست کنی زدی چشمش رو هم خراب کردی. بعضی از دوستان کامنت گذار اینجا بسیار جالب نوشته اند(نه آنها که همه اش به به چه چهت را گفته اند). خوشبختانه خود من از زبان پاستوریزه برخوردار نیستم که بخواهی آن را مستقیم بر فرق سرم بکوبی( مثل کاری که به مراتب در نوشته ات کرده ای)، اما باید بگویم تا زمانی که زنان فکر می کنند یک موجود فضایی هستند به هیچ جا نخواهند رسید.دلت را هم خوش نکن چون باز دنیا بر پایه مردان خواهد چرخید.
    توصیه می کنم بیایی کمی در کشورهای اسکاندیناوی و وضعیت زنانشان تحقیق کنی. اینجا زنان جایگاه بالایی دارند. این کشورها به زن ذلیلی معروفند(البته در قول شوخی عوام) اما ببین وقتی در تیترهاشان خبر می دهند انگار زن یک موجود فضایی ست!
    اولین زن در در مدیریت فلان شرکت، اولین زن در فضا، اولین زن رییس کنوانسیون بیل بیلک! می شه به من بگی چرا دیگه اینا این لغت “زن” رو خرکش می کنن توی تیترهاشون؟ اینا که خدا رو شکر آخر آزادی و دموکراسی و فرهیخته هستند. خلاصه اینکه شما آمده ای بحث رو بازش کردی اندازه کرانه آسمان و نمیشه دیگه جمعش کرد.
    در ضمن می توانی تا دلت می خواهد به این و آن فحش بدهی ولی هرچیزی هم حدی دارد. بعلاوه می تونی یه آمار بگیری و ببینی چند نفر از زن و مرد فحاش خوششان میاد. مثلا دوست داشتی من همین کامنت درباره تو رو با لغات رکیک بدون قصد توهین به تو می نوشتم؟ بعضی چیزهای اخلاقی ربطی به فرهنگ و پیشینه تاریخی نداره. بعضی چیزها در ذات انسان ارزش مند و نیکوست.

  15. محمد می‌گوید:

    خورشید جان
    خیلی خوب گفتی.
    این بحث زبان پاستوریزه منو یاد فیلم آبادان انداخت (فکر کنم فیلمش جدیده. من تو فستیوال بوستون دیدمش). من از این فیلم خیلی خوشم اومد. یکی از دلایلش هم این بود که این فیلم برعکس بیشتر فیلمهای ایرانی اصلا سعی نکرده بود که از زبان پاستوریزه استفاده کنه. اگه گیرت اومد حتما تماشا کن.

  16. سیروس می‌گوید:

    ایول حال کردم. پس “تخمی” همین جور تخمی تخمی شد فحش!خب من فمنیست نیستم. حتی امروز هم برای اینکه مطمئن بشم چیزی حدود نیم ساعت تو آینه خودمو معاینه کردم و الان اگه یه چیزی دارم میگم فکر نکنین دارم ک…ر میگم. نه به جون خودم! اتفاقا من شدیدا معتقدم که دلیل اساسی پدیدار شدن جنبش فمنیزم اخلاق زنانه است که برای حل مشکل خودش به راحتترین راه یعنی داد و فریاد و جلب ترحم دست میزنه. آره من مدتهاست که حس میکنم متهمم چون مرد هستم! و این از برکات دنیای جدیده. من هر بلایی هم اگه یک زن سرم بیاره (که اوردن به بدترین شکل ممکنش) باز با شک به خودممیگم که نکنه من گناهکارم و مقصر! زن همیشه مظلومه چون اینطور میگن! اما و صد اما…
    متاسفم که آقای نقطه برای اثبات اینکه ما مقصر نیستیم باید از کلیشه های تکراری استفاده کنی که نمایش مبتذل زن محجوب و پاکدامنه! و آقای پژمان که مثال نقض اوردن برای حرفی که ادعا میکنه دنیا رو شاخ مردا می چرخه کار چند ثانیه است! و آقای میلاد من به حرفای خورشید بها میدم، تو هم دادی که حالا زحمت کامنت گذاشتن براشو میکشی!
    راستش رو بخواهید به نظر من که یه مرد هستم، جواب خورشید خانوم اگرچه عصبی هم بود ولی یکی از بهترین جوابهایی بود که میشد داد به حضرت نقطه. حالا نه که من همه چیز رو تایید کنم ولی دلم هم نمی خواست هیچ وقت که اون چیزی روکه نقطه نوشته بود یه روزی اسممن زیرش باشه!

  17. nazar می‌گوید:

    خیلی جالب بود

  18. عابر می‌گوید:

    در این چهار سال وبلاگ نویسی ، همگی دیده ایم که این بحثها سرانجامی ندارند ، پس فضایه وبلاگستان را بیش از این که هست ، خراب نکنیم.

  19. whatever می‌گوید:

    why do you have to always question the person behind a writing, instead of the writing itself? why?!

  20. امير می‌گوید:

    سلام
    خيلي با نوشته ات حال كردم. براي شما و ساير زنان كه به دنبال حقوق خود هستند آرزوي موفقيت مي كنم.

  21. Galavizh می‌گوید:

    با درود – اين يكي غيرمنطقي ترين انتقادي بود كه تا حالا خونده بودم. سرتاپاي اين مطلب علاوه بر توهين به نويسنده اون مطلب اهانت به زنانيه كه تو راه دفاع از حقوق خودشون زجر كشيدن زندان رفتن و توهين و تحقير شدن. توهين يه زن آشپزخانونه نشين و مطبخي كه مياد به اسم فمينيسم از ما دفاع ميكنه. مطلب جناب نقطه به طور دقيق و واضح گفته فرق فمينيستا با امثال شماها چيه. من هميشه روشني و صراحت ايشون رو ستايش كردم و مطمئن باشين اگر چه مرد هست ولي يه خط از حرفاشو به اين همه حرفاي صد تا يه غاز امثال شما نميدم و بهتر از شمام ميدونم كه تلاش ايشون تو اين راه چيا بوده و يه قدم از كاراشو كه هرگز نگفته به حرفاي مطبخي شما هر چقدم زن باشي نميدم. نوشتي گپ و گير دوستانه و اين همه م اهانت كردي در حالي كه اون حتي اسمي از كسي نياورده. منم نكاتي رو كه اينجا ديدم يك به يك برات ميگم تا اونائي كه چشماشون رو بستون و به به و چه ميكنن كمي چشماشون رو باز كنن و فرق فمينيست آشپزخانه اي گنديده و مطبخي رو با فمينيست پويا و پيشرو رو بدونن.
    1- مطلبي كه جناب نقطه نوشته دفاع يا حمله به زنان نبوده نوعي انتقاد ادبي از نحوه به كار بردن كلمات توسط افراد پست جامعه ست و خيلي راحت افراد بي تربيت و دورور رو جدا كرده ولي شما ميگي كه اون زن رو ميشناسي. بنا بر اين فقط به خاطر دوستي اومدي و اينا رو به هم بافتي اسمشم گذاشتي دفاع از حقوق زنان. نه عزيزم مطلب شما ربطي به دفاع از حقوق زنان نداره شما فقط از دوستت اونم خيلي نابجا و حماقت بار دفاع كردي. بگو ميخوام از فرد خاصي اونم چنين فرد بي نزاكت و بيسوادي دفاع كنم چرا ديگران رو تخريب ميكني؟
    2- من مطلب اون سيبيل طلا رو خوندم و جواباش كه خيلي مزخرفتر و كوچه بازاريتر از نقد تو بود هر كسي اگه زن باشه به خوبي ميدونه كه احساس اون تو نوشتن اين چيزا چيه حتي اگه خودشو تو راه مبارزه با جامعه مردسالار نشون بده. يه جا تو مطلباي اون خوندم تو يه كنسرت موسيقي يكي پاهاشو بهش مالونده و خوشش اومده تو هم كه داري بحث مالوندن ميكني. نه عزيزم بحث دفاع از حقوق زنا فقط بحث مالوندن نيست. بحث بازي با كلمات هم نيست. تو خودت حاضري بري پشت تلويزيون براي مردم اينطور صحبت كني يا قبلش سعي ميكني مودبانه صحبت كني؟ شوهرتم بهت اجازه نده خودت به شخصيت خودت همچين اجازه اي رو ميدي؟
    3- با اين منطق آشپزخونه اي و به قول خودت تخمي كه هر كي هر چي دلش ميخواد بنويسه و فمينيسم رو تعريف كنه يعني هر زني فحش بده و بد دهن باشه ميشه فمينيست. نه سركار اين فمينيست نيست اين به قول ايشون تخماتيسمه. شما هرگز درد يه زن ايراني در كشوري مرد سالار رو درك نكردي شما تو راحتي و آسايش بودي و توهين و تحقير به صدها هزار زن رو كه كار ميكنن زحمت ميكشن و رنج ميبرن و مورد هجوم و سركوفت جامعه مرد سالار ميشن درك نكردي چون تو ناز و رفاه بودي فقط اين چيزا رو ميبيني. تو هيچ وقت رنج يه زن كارگر و كارمند و هزارها زن روستائي رو نميتوني درك كني چطور شدي مدعي دفاع از همه اونا و تا يكي اسم زنان رو مياره از جا ميپري ميگي من نماينده همه زنان هستم؟
    4- تو خودت اولين چيزي كه بهش متوسل شدي تهمته. همون روحيه كه تو مرداي ما با سطح فكر پائين خيلي وجود داره. نوشتي: (بابا شما هم که شدين روزنامه کيهان و حسين درخشان که از روی هوا حرف می زنن و تهمت می زنن/) و(مگه شما جمهوری اسلامی و هسته گزينش هستين/) و كلي اهانت و تهمت ديگه كه ميزان سطح فكر و سواد و معلوماتت رو به خوبي معلوم ميكنه كه تا چه حد از سطح فكر بورژوائي و پستي برخورداري. نفهميدي چه جور انتقاد كني و به تهمت متوسل شدي يعني كاري كه هر كسي ميتونه بكنه.
    5- يا نوشتي (تا جايی که من می دونم اکثر فعالين حقوق زنان بيشتر کارهاشون رو بی سر و صدا انجام می دن و شما اصلا ازشون خبر نمیشين که بخواين نظر بدين/) شما از كجا ميدوني؟ بله فعالاي دفاع از حقوق زنان خيليا كاراشون رو بي سر و صدا انجام ميدن و لازم نيست مث شما خودشون رو با چهار تا نوشته داد و قال كنن ولي براي زن و مرد احترام قائلن و مثل شما نيستن كه فقط آقاي همسرمون براشون مهم باشه و فقط به اون بگن ما تبليغ و فعاليت ميكنيم و در راه دنيائي برابر از زن و مرد كمك ميگيريم و اين بحثاي نفرت بار و خودخواهانه شما برامون معني نداره و تو هم بهتره دست از سر فمينيسم كه نميدوني چيه و تعريف شخصيتو ازش داري برداري.
    6- از اين كه لحن نقدم به اين اهانتا تند بود از ديگران معذرت ميخوام نه از تو چون اگه تو محترمانه و با نگاهي درست نوشته بودي و به تهمت متوسل نميشدي يا حداقل ديد بازتر و روشنتري خارج از اينترنت و آشپزخونه داشتي ميشد در مورد گفتگو كرد من به ندرت در مورد نوشته هاي افراد نظر ميدم اينم از طريق لينك فرناز سيفي اومدم كه خود نقطه برام فرستاده بود و گر نه اهانتات ارزش نگاه كردن هم نداشت.

  22. آیدا می‌گوید:

    خیلی نوشته ات را دوست داشتم… من خیلی خط به خط جواب دادن را دوست دارم.. قدرت نویسنده را می رساند.. از کلی گویی متنفرم.. خیلی خوب بود..

  23. لیلا می‌گوید:

    1) حیف که بحث شده بحث دو جبهه زنانه مردانه، وگرنه میشد خیلی چیزهارو زیر سئوال برد و خیلی از ابهامات رو روشن کرد!
    2) اینجا، توو سوئد، یه چیزی هست بهش میگن اخلاق نقد کردن، که راستش شامل محقق‌ها هم میشه، به این معنی کسی که نقد (یا تحقیق) میکنه، جبهه نمی‌گیره و خیلی بی‌طرفانه جنبه‌های مثبت و منفی رو باز میکنه و به بحث میکشونه. من به عنوان یه زن کرد(Kurdish) فقط میتونم بگم کاش این دوست عزیز گلاویژ به این شیوه ابراز نظر نمی‌کرد، چون این احساس به آدم دست میده انگار جبهه بچه محلم هم به جبهه زنانه مردانه اضافه شده. و ای کاش ناصر کمتر خصمانه مینوشت، نقد تند با نقد خصمانه فرق داره، نداره؟
    3).

  24. مینا می‌گوید:

    کامنت ها چرا اینطوری شده؟ پژمان از کجا و با چه فرضی به این نتیجه رسیده که دنیا برپایه مردان می چرخه؟ میلاد و گلاویژ که ادعا می کنن صنم توهین کرده تو نوشتش(که من هیچ جا هیچ توهینی ندیدم)چرا خودشون رو آوردن به تهدید و توهین های به مراتب بدتر؟!(که حتی اصل نوشته خود نقطه هم به هیچ وجه اینقدر توهین آمیز نبود)گلاویژ از کجا به این نتیجه رسیده که خورشید خانوم(صنم)یه زن آشپزخونه ای و مطبخ نشینه؟ چرا ما باید هر بحثیو اینقدر آلوده کنیم؟ چرا ما نباید یک ذره و فقط یک ذره هم تحمل داشته باشیم؟ اگه قرار باشه من به صنم اعتماد نکنم، اون به فرناز اعتماد نکنه و… و… که هر کدوممون باید تنهایی برای بدست اوردن حقوقمون با میلیون میلیون آدم روبرو بشیم.تا کی آخه ما باید همدیگرو کنار بزنیمو به هم برچسب “فمينيست آشپزخانه اي گنديده” بزنیم و با افتخار تمام خودمونو “فمينيست پويا و پيشرو” فرض کنیم. واقعاً فقط می شه گفت تاسف باره…

  25. سیروس می‌گوید:

    تموم هم نمیشه بی شرف! کامنتاتونو نمیگما! این برفو میگم که داره ما رو از کار و زندگی میندازه. میدونی خورشید خانوم من از روزی که اون آهنگ اکسیو رو از وبلاگت دانلود کردم دارم میام اینجا. (حالا دیشب کشف کردم که خودم داشتمش تو خرت و پرتام) تو این مدت به یه نتیجه ای رسیدم. هر وقت مطلبت سر و صدایی میکنه دیگه یادت میره چیز جدید بنویسی. حالا میشه لطفا…

  26. بی بی گل می‌گوید:

    خورشید خانم عزیز در مورد همین مساله مطلبی در وبلاگم نوشتم…

  27. milad می‌گوید:

    ميناي عزيز اين خانوم صنم مثل يک جدا کننده اي مي مونه که فقط مغرضانه و بي انصافانه از يک طرف دفاع مي کنه و خودش که وسطه به طرف اون يکي مشت پرت مي کنه. استاد عزيزم ناصر جان مي گن اين طنز نيست و اين فمينيسم نيست. اين ضد اخلاقه. اون يکي هم ميگه من هم فمينيستم و از اينکه مثل بقيه بگم فمينيستم خجالت نميکشم(کانه اگر همه رو هم بذاري ميگن فمينيستن!) و اصلا اخلاق معنا ندارد (يا اگر هم دارد نسبي است- که من از اخلاق نسبي سري در نمي اورم چون منطقي نيست يک نوع توجيه هست) و ايضا خانوم سبيل نسبتا محترم (البته اين خانوم ها خودشون احترام نمي خوان ها وگرنه من که جلوي همه ي خانوم ها کلمه ي محترم رو ميارم- غرض و مرضي در کار نيست!) مي گن تعريف من از طنز اينه و دوست دارم در وبلاگم خودم باشم و اصطلاحا مفاهيم مردسالارانه رو اينجوري راحت ترن که به چالش عميق بکشونن. حالا همون طور که گفتم اين وسط خورشيد خانوم هم مشت پرتاب مي کنن اين طرف. حالا دو بحث پيش مياد. يکي بحث آزادي انديشه است و اينکه کي تضمين کرده که اصلا نظر سبيل طلا درسته و ناصر جان غلط؟ و بحث دوم هم که همين بحث هست که کدوم نقطه نظر درسته، نوع نگاه سبيل به طنز و نوشتن يا نقطه…؟ اين دو بحث کاملا جدا هستند. يکي کلي است و يکي جز اي. و يک سوال هم که خيلي دوست دارم اون سيما ي با سواتشون جواب بده اينه که چطور ميشه از عدم کلمات جنس گونگه صحبت کرد در حاليکه اسامي وبلاگ ها رو زنانه ها – زن نوشت – اين يک زن است – زنانگي و … مي گذارند. اي عدم نگاه جنسيتي که ووي گولنجز، اي يعنيييييي چه؟

  28. نیما می‌گوید:

    عالی!

  29. پژمان می‌گوید:

    من باز برم بالا منبر و بعدش برم خونه!
    1- من از حرفهای خورشید انتقاد کردم که عصبی و بعضی جاها بی اساس بود. این دلیل نمی شه که من اصلا حرفهای وبلاگ نقطه رو تایید کنم. به هیچ عنوان. بنده از همین تریبون تو دهن استکبار می زنم!
    2- بعدشم اینکه این چیزا خوبه مطرح بشه. بابا من آخه از کجا بفهمم تو کله دختر ایرانی چی می گذره پس؟ همین کامنتا نشون می ده و گرنه همون طور که چهار سال پیش توی وبلاگم نوشتم و هوار زدم به شخصه خورشید خانوم رو در بسیاری از جهات نماینده دختر و یا زن ایرانی نمی شناسم. اگر دختر ایرانی انقدر مخش باز بود من یکی به شخصه جیکم در نمی اومد. اینا همش عقاید فعلی منه!

  30. مینا می‌گوید:

    خوب مثل اینکه اینجا گفتمان پیش اومده که اگه مودبانه باشه فکر نکنم چیز بدی باشه یا از نظر خورشید خانوم اشکالی داشته باشه!اینه که من بازم می خوام چندتا نکته اضافه کنم
    1-خیلی خوبه که میلاد یه مقداری لحن صحبت(کامنت)رو مودبانه تر کرده، حالا میلاد عزیز قبل از اینکه بحث طنز نقطه و طنز سیبیل طلا مطرح باشه به نظرم موضوع مهمتر اینه که بر فرض که تمام انتقادات راجع به طنز سیبیل طلا درست باشه وطنز سیبیل طلا طنز خوبی نباشه (هرچند که همانطوریکه به نظر خود شما”کي تضمين کرده که اصلا نظر سبيل طلا درسته و ناصر جان غلط؟” برعکسشم می تونه برقرار باشه و نمی تونی طنز سیبیل طلا رو نفی کنی)، ولی مساله اینه که از کجا شما از فرض طنز غیر مودبانه به این نتیجه می رسین که سیبیل طلا فمنیست نیست و نمی تونه یا حق نداره از حقوق زنان دفاع کنه؟!فکر می کنم شما آدم مذهبی باشین پس مثال مذهبی می زنم براتون!ببین وقتی از هر آدم مذهبی-مسلمانی دلیل این همه مشکل،جنایت،بی قانونی و… رو تو کشورهای مسلمان نشین می پرسن توجیهشون اینه که مشکل از اسلام نیستو مسلمونا آدمای کاملی نیستن،مسلمونا قوانین اسلامو درست اجرا نمی کنن و….حالا چطور شده که وقتی پای فمنیسم میاد وسط همه منتظر کوچکترین اشکالی (از نظر خودشون) از پیروان فمنیسم پیدا کنن و یا از اساس فمنیسمو نفی کنن یااگر خیلی لطف داشته باشن فتوا صادر کنن این مثلاً بی ادبه پس فمنیست نیست، این یکی توی زندگیش این اشتباهو کرده پس نمی تونه از حقوق زنان دفاع کنه و…و….همه حرف ما اینه که هیچ کس نمی تونه به صرف اینکه از نوشته های یه نفر(اونم طنز) خوشش نمی یاد نمی تونه نتیجه بگیره که اون شخص فمنیست (یا هر چیز دیگه ای)نیست.
    2- راجع به اسامی وبلاگا حتماً خود سیما جواب بهتری می تونه بهت بده، ولی فقط دلم می خواست یکبار مثلاً وبلاگ زن نوشت رو می خوندی و توضیح می دادی نگاه جنسییتیش کجاست؟ ضمن اینکه تنها برداشتی که من از این اسامی می تونم داشته باشم اینه که این اشخاص راجع به مسایل زنان حساسیت دارن که این نمی تونه بد باشه مسلماً
    3- اما پژمان، هرچند که هیچوقت دلم نمی خواد تفکرو دخترونه پسرونش کنم یا حتی ایرانی و غیر ایرانی اما اگر منصفانه بخوایم برخورد کنیم می خوام بپرسم که تفکر (شما بخون مخ) دخترای ایرانی در مجموع بسته تره یا پسسرای ایرانی؟(با وجودیکه شرایط برای دخترها ناعادلانه تره)،مبارزه دخترای ایرانی برای اصلاح تفکر خودشون بیشتره یا پسرای ایرانی؟ مقاومت پسرای ایرانی در برابر موج تفکر نو،مدرن،باز و یا هر چیز دیگه ای که دوست داری اسمشو بذاری بیشتره یا دختران ایرانی؟ ضمن اینکه چه پسر ایرانی و چه دخترش در یک محیط کاملاً بسته(بازم می گم برای دخترا بدتر) رشد کرده که برای بیرون کشیدن خودش از این پیله حالا حالاها کار داره و حالا حالاها باید زحمت بکشه. بعد در ضمن انتخاب نماینده و قالب برای دختر ایرانی، زن ایرانی، پسر ایرانی و…از اساس غلطه و تو نه الان که هیچوقت نه خورشید که هیچ کسیو نمی تونی به عنوان نماینده دختر ایرانی(ویا هر چیز دیگه ای)پیدا کنی!
    ببخشید صنم جان که طولانی شد!

  31. m.a می‌گوید:

    ta aanja ke man yadame loghate “tokhmi” rabti be tokhme mardha nadaareh balke baraye khyar wa bademjaan estefaadeh misheh ke daaraye “tokhmhaye” bozorgi hastand wa bimazeh hastand.

  32. Yahoo می‌گوید:

    Wouw, Damet Garm, Inha Roshanfekir hastand???

  33. نسیم صبا می‌گوید:

    تا حالا هیچوقت اینقدر برام قابل احترام نبودی صنم جان …خیلی خوشحالم که داری رشته ای مربوط به زنان می خونی…چون به نظر من درکت و نگرشت کاملا بی عیب ونقصه فقط خیلی حرصم گرفت از اون مرتیکه ای که اون حرفو بهت زده(زمان انتخابات)…مردای ایرانی(و حتی زنها) خیلی باید تلاش کنند که بتونن این ساختار مریض ذهنشون رو متحول کنن…

  34. نسیم صبا می‌گوید:

    کامنت پژمان رو خوندم و چند نفر دیگه…درسته زنها موجودات فضایی نیستن، اما مگه چند وقته که اصلا بحث برابریشون مطرح شده؟بله هنوز برابری زن یه موضوع جدیده و در مقابل اون چند هزار سال، خیلی مسخره است که تظاهر کنیم از فضانورد شدن یک زن تعجب نمی کنیم…باید حافظه تاریخی رو هم در نظر گرفت…

  35. MED می‌گوید:

    سلام با وبلاگت تازه آشنا شدم ، کلي هم حال کردم . به همين خاطر با اجازتون لينک دادم . خوشحال می شم به منم سر بزنی .

  36. نکیسا می‌گوید:

    صنم جان کو گوش شنوا؟

  37. ayaala می‌گوید:

    خورشید عزیز،
    دو اشتباه کردی. اول آنکه انقدر به حرف چنین کسی بها دادی که جواب دادی. بعد هم آنکه برای مطلبت کامنت گذاشتی. نمی بخشمت و دیگر برایت از راز زبیده هدیه های جینگول مستان نمی خرم.
    به امید دیدار.

  38. IRanian idiot می‌گوید:

    Ma ham gire in too sari zadane shoma ha hastim! che khabaretoone? weblog ba weblog mifotin be joone hamdige

  39. samad می‌گوید:

    It’s the first time that I’m visiting a weblog and I’m so happy but I’m sure It’s not the last time … wish you the best

  40. Artemis می‌گوید:

    آنکس که بداند و بداند که بداند
    اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
    آنکس که نداند و بداند که نداند
    مسکین خرک لنگ به مقصد برساند
    آنکس که بداند و نداند که بداند
    بيدارش نماييد که بسی خفته نماند
    آنکس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند

  41. عليرضا می‌گوید:

    سلام مثل هميشه عالي هستين من هم تازه شروع کردم به نوشتن و لينک شما را گذاشتم اميدوارم هميشه شاد و موفق باشين

  42. Ali می‌گوید:

    چرا بحث ها این طوری شده؟؟؟؟

  43. منصوره می‌گوید:

    از سایت شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی دیدن کنید.
    http://www.shabakeh.de
    http://www.shabakeh.org
    پیروز باشید

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.