“از دست خودم عصبانی ام”

از دست خودم عصبانی ام. از اينکه چند سال عمرم رو به خاطر تنبلی به هدر دادم که حالا که اين موقعيت خوب برام پيش اومده اينطوری احساس بدبختی کنم. از دست دانشگاه آزاد هم عصبانی ام. درسته که درسم اونقدر خوب نبود که برم دانشگاه سراسری شايد يه خورده بيشتر ياد بگيرم، اما دليل نمی شه دانشگاهی که کلی از آدم پول می گرفت و شيش سال وقتت رو توش گذروندی هم حتی اندازه گاو ياد آدم نده. تازه دانشگاه که درس می خوندم. ولی نه، از همه بيشتر از دست خودم عصبانی ام که اين همه سال رو تلف کردم نرفتم چهار تا چيز درست حسابی ياد بگيرم. امروز سر کلاس نزديک بود عين احمقا بزنم زير گريه. هرکسی يه چيزی بايد می گفت. واقعا حرفی نداشتم بزنم. آخرش نمی دونم نوبتم که رسيد از کجام چهار پنج تا جمله بی ربط درآوردم گفتم. نمی دونم چطوری می تونم تا هفته ديگه 600 صفحه بخونم و سه تا نقد بنويسم و يه سری سوال مطرح کنم. اين حس بی سوادی داره ديوونه ام می کنه. و فکر می کنم به اينکه همه عمرم خوندم. فقط معلومه که اشتباهی خوندم. البته کف دستم رو هم بو نکرده بودم. ولی وقتی فکر می کنم دانشجوهايی که ادبيات هم خوندن راجع به چيزايی که سر کلاس ها بحث می شه يه چيزايی قبلا خوندن و ما حتی راجع به ادبياتش هم درست حسابی نخونديم اعصابم خورد می شه. حالم بده خلاصه. الانم دارم از بی خوابی و گشنگی می ميرم. بعد از کلاس با بچه ها رفتيم بيرون، کلی دلداری بهم دادن و سعی کردن اعتماد به نفس بدن. اما من از ناراحتی انگليسی ام هم يادم رفته بود درست حسابی نمی فهميدم چی می گن. غذا هم از گلوم پايين نرفت. الانم حال ندارم غذا بپزم. ولی نوبت منه غذا بپزم. تازه روم هم نمی شه غذا نپزم چون هيچ کاری نکردم اين چند روزه. تنها فکری که به ذهنم رسيد اين بود که امشب ديگه بعد از غذا پحتن هيچ کاری نکنم و تو اينترنت ول بچرخم و حسابی بخوابم. بعد از فردا عين شتر هی بخونم شايد تونستم تا هفته ديگه 3 تا کتاب رو تموم کنم. اگرم نتونستم تموم کنم می رم با استادها حرف می زنم شايد اونا راهنمايی ام کردن چجوری از پس اين کارا بر بيام. اصلا نمی دونم اينا رو هم برای چی اينجا نوشتم. اگه کسی روانشناسی خونده بگه قضيه چيه وقتی آدم خوشش می آد از بدبختی ها و حس های بدش تو يه جای عمومی بنويسه. عقده خود کم بينی و ميل به جلب توجه و جلب همدردی؟ يا اوضاع حتی از اينم بدتره؟
***
خب مثل اينکه همدرد پيدا کردم!
خداداد هم يه چيزی نوشته.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

34 پاسخ به “از دست خودم عصبانی ام”

  1. M.H می‌گوید:

    salaam
    man taghriban ba hami moshkele shoma toye daneshgah Canada movajeh shodam fekr mikonam keh eshkal inast keh ma Method haye dars khandaneh ina ro balad nistim na inkeh savademoon kameh. ageh daneshgahe dolati ham rafte boodi va ya khodet ham kar mikardi baz ham kafi nabood. man inja ye dosali dabirestan raftam va tooye kelesa hamin haleh toro dashtam. avalan inkeh be ma bahs kardan va chegoneh bayan kardaneh idea ra yaad nadadan baray hamin vaghti ba hameyeh etelatemoon nobateh ma mishe nemitoonim har bezanim va zehnemoon ghofl mikoneh. in ba ye kam tamrin bartaraf mishe bayad ye nafaro payda koni albateh engelisi zabaan keh bahash dar moredeh ye mozoe khas har dafeh har bezani na ye gape dostaneh, ye bahseh jedii. midoonam keh alaan saret sholoogh tar azin harfast vali in rahe khoobieh, emtehanesh kon. dar moredeh khoondaneh ketabha ham to bayad ye raveshhai mesle Scan va Skim ra yaad begiri va tamrin koni keh bejaye khoondaneh cover to cover donbaleh matlabeh moredeh nazaret begardi. man ino inja yaad gereftam va baraam kheili mofid bood. ye jaye khoob ham baraye komak gereftan marakezi hast keh taghriban to hameye daneshgah ha ast be esmeh Writing Centres ya marakezeh komak be daneshjooyaneh ESL. midoonam keh to foghe englisi dari ina ham be to loghat va gerammer yaad nemidan, behet komak mikonan keh betooni az paseh paper haye termet barbiai. too internet ham search kon dar moredeh raveshhaye yaad giri ina. bavar kon natijeh mideh. agar ham khodet ina ro midooni lotfan harhaye mano be ghole ina ignore kon.
    ba ehreraam

  2. سهراب می‌گوید:

    خورشید جان، این طور فکر نکن: “عقده خود کم بينی و ميل به جلب توجه و جلب همدردی؟” نه، این که آدم از گرفتاریها و حس های بدش بنویسه همون قدر طبیعی هست که آدم حس های خوب و لحظات شادیش رو با دیگران قسمت کنه. حقیقت اینه که به این شکل آدم حس درونیش رو خالی میکنه و زودتر میتونه به آرامش برسه.
    یک تفاوت عمده درس خوندن در اینجا در مقایسه با ایران اینه که اینجا حجم مطلبی که ارائه میشه خیلی زیاد هست، به همین خاطر وقت خیلی بیشتری باید صرف کرد.
    به هر حال، بدون که میتونی از عهده اش بر بیای. اگر از همکلاسیهات کسانی هستن که باهاشون راحت تری و به خاطر زبان یا تجربه تحصیل در اینجا، به درس مسلط تر هستن، سعی کن با هم تبادل اطلاعات داشته باشین، این کار به مرور تسلط و اعتماد به نفست رو بیشتر میکنه.
    به خواب و خوراکت هم برس، یک وقت به خاطر بی توجهی خودت رو مریض نکنی که از همه چی بدتره.
    برای خودت و آقای همسر آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

  3. nima می‌گوید:

    برای اینکه ببینی وضعیت خودت چقدر خوبه به کسایی فکر کن که هنوز در ایران هستند و پشت مرزها باقی موندند و حسرت افرادی مثل تو را می خورند که در بهترین دانشگاه ها دارند درس می خونند.
    من فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی از دانشگاه فردوسی هستم و در طول مدت دانشگاه (بخصوص ترمهای اول) جزء خرخونها و اول های دانشگاه بودم.ولی که چی ؟ اندازه گاو هم از مدیریت بازرگانی چیزی نمی دونم.تازه مثلا در یکی از بهترین دانشگاه های ایران درس خوندم.
    حرفه اصلیم برنامه نویسی کامپیوتر هستش الان هم در خدمت سربازی نامه بایگانی می کنم و تو سایت دانشگاهای خارجی ول می چرخم تا یک پذیرش جور کنم و بیام اونطرف برای ادامه تحصیل.یعنی بعد از 6 سال تازه از صفر شروع کنم.
    پس بهتره ناشکری نکنی و بشینی درست را بخونی،خواندن 600 صفحه در بلاد کفر خیلی بهتر از احترام نظامی گذاشتن به چهارتا بیسواد در وطن خودت است.

  4. man می‌گوید:

    chi mikhuni?

  5. mesle hich kas می‌گوید:

    salam,man dorost barkase to vagti inja omadam fahmidam ke cheghadr ostadaye ma basavadtar az inha hastan,va hamintor bachehaye irani cheghadr behtar az inan..
    hadeaghal be nazare man to reshtehaye fani,daneshgahaye sarasari ma az injai ha kam nadaran.

  6. فکر کنم بعد از اینکه اینهمه عصبانی شدی حالا وقتشه که دیگه عصبانیت را بگذاری کنار، یه نفس عمیق و نقطه سرخط. فکر کنم ادم گاهی اوقات باید فکر کنه سرخطه دیگه، هرچند که نیست. موفق باشی خورشید خانم عزیز

  7. آرمان می‌گوید:

    خورشید خانوم از شما با این تجربه تون انتظار نمیره که اینقدر زود تسلیم بشید.ببینید از اینجور موارد برای همه پیش میاد.تو روانشناسی یه حالتی هست به نام “فلات یادگیری” یعنی بعضی وفتا شرایط طوری میشه که شما سعیتو میکنی تلاش میکنی ولی نتیجه نمی گیری.این دوره برای خودش و به مرور زمان از بین میره ولی کاری که ما باید بکنیم اینه که سریع همه چیزو نبازیم.شما میتونی این 600 صفحه رو بخونی و در موردش نقد بنویسی اگه نمی تونستی الآن اونجا نبودی.اوکی؟
    راستی ممنونم که تو وبلاگ آزاده برام توضیح دادی که چرا صفحه فارسیش نمیاد.
    در ضمن من وبلاگمو آپدیت کردم.منت میذاری اگه بیای.
    شاد باشی.

  8. afra می‌گوید:

    bebin sarasari va azad nadareh hameh yeki do sal aval hamin ehsaso daran. faghat edameh bedeh hich vaghtam khodeto narahat gozashteh nakon.

  9. Scarlet می‌گوید:

    Please add me to the list of your Hamdards.

  10. زهرا می‌گوید:

    سلام
    ایمیلم مشکل داشت نتونستم بهت میل بزنم
    میشه ازت خواهش کنم اینو از طرف من توی وبلاگت بنویسی:
    راستی خواهشا هر چه مقاله و مطلب راجع به چرخه حیات نرم افزار و یا فرایندهای تولید نرم افزار (ترجیحا درباره RUP) دارید برام ایمیل کنید:
    Zahra_H_B@yahoo.com
    ZahraHB@gmail.com
    توی مطلب آخرم هم نوشتم
    مرسی

  11. سیروس می‌گوید:

    خورشید خانوم عزیز، اولا اگه قرار بود به یه وبلاگ مدال طلا میدادن من پایه رای دادن به شما بودم بی تعارف. ثانیا گرچه با 2 کلام حرف نمیشه درباره شخصیت ادمها قضاوت کرد ولی من می کنم که تو و دوستان دیگه مطمئن بشین که من روانشناسی نخوندم! معمولا ادمایی که عقده خود کم بینی یا خود بزرگ بینی دارن یا به توصیف خودشون دست نمی زنن و یا جوری این کارو می کنن که جلب توجه یا جلب ترحم کنن نه مث تو که دردی رو بازگو می کنی که دهها نفر باهاش مانوسند. امیدوارم روز به روز تو زندگیت بیشتر موفق بشی. من با حرفای اقا نیما موافقم خیلییییییییییییییییییییییی
    ضمنا از طرف یه پایه خدمت بالایی!!!(اخه یه ماه بیشتر نمونده) میگم عزیز دلم خدمت تموم میشه و زندان میمونه واسه زندانبان!

  12. از زندگی می‌گوید:

    خورشید خانوم عزیز، منم فکر می کنم اگر در دانشگاه دولتی هم درس خونده بودین اوضاع خیلی فرق نمی کرد. سیستم دانشگاهی ما با فرنگستون خیلی متفاوته. ما تقریباً اصلاً منابع درسی به روز نداریم که بچه ها رو وادار به خوندن کنیم و کتابخانه هامون تو دانشگاه ها حتی دولتی هاشون خیلی محقرن. من یادمه در انگلیس برای دانشجوها کلاسهایی مثل “مهارتهای یادداشت برداری” یا مهارتهای مطالعه و اینجور چیزا می ذاشتن تا اونارو کمک کنن. احتمالاً اونطرفای شما هم باشه. بهر حال مطالعه ی موثرتر خیلی کارتون رو راه می اندازه. اما به نظر من مهمتر از همه ی اینا اینه که اعتماد به نفس خودتونو از دست ندین و به فکر تقویت جسمانی و حتی ورزش باشین. درس خوندن درست و حسابی واقعاً کار سختیه. اینو نباید فراموش کرد. لا القل شما می دونین که در جایی که فضای آکادمیک واقعی وجود داره دارین درس می خونین. من مرتب به دانشجوهام توصیه می کنم هر کاری می تونن بکنن که یه مقطعی رو در بلاد فرنگ درس بخونن تا بفهمن دانشگاه یعنی چه. اگه می دونستین اینجا استادا از دانشجوها به نام کار تحقیق و ترجمه ی کلاسی چه سوء استفاده هایی می کنن قدر اون محیط رو بیشتر می دونستین. براتون آرزوی موفقیت می کنم. سختی ها می گذره دیر یا زود.

  13. maryam می‌گوید:

    خورشيدی !دست روو اين دل من نذاره!که خونه!

  14. Fereydoun می‌گوید:

    salam…man fereydoun hastam az alman….aziz manam hamin eshkaal ro dar inja tu alman dashtam,,,zemnan inam begam ke dars khoondan dar alman 10 barabar moshkeltar az tu usa hast,,,tanha chizi ke mikhastam begam ine ke aslan raveshi ke be ma dar dars khoondan yad dadan eshtebah hast,,,bikhod nashin hameye 600 safhe ro bekhoon o hefz kon…chinke khodet ham midooni dobareh fardash yadet rafte,,,beshin aval faghat hameye ketan ro yek murur-e sari bekon va ghesmathaaye mohemesh ro yaddasht kon ya ziresh khat bekesh,,,,faghat tanha chizi ke moheme ine ke badan beshini darjebeh hamooni ke fahmidi ba baghiye ham-class-ihaat bahs koni…chon tekrare mataleb vaseye unha baees mishe ke matlab ham vase khodet behtar jaa biofte…inja dar alman daneshjoohaa hamishe migan ke ” kesi ke be tanhaai va bedoone komake ham.classihash bekhad daneshgaah ro tamoom kone…ya naabeghe hast ya ahmagh” kholase inke ba baghiye daneshjoohaa hamishe dar ertebaat bash ke bedoone komake unha reshte-i ro ke bayad saale tamoom koni yek dafe 10 saale tamoom mikoni ya aslan tamoom nemikoni…dar zemn khoonsard bash va etemaad be nafset ro hichvaght az dast nade. movafagh bashi

  15. سرزمین رویایی می‌گوید:

    صنم جان: نه هیچ کدوم از اینها نیست. بلاگ فقط برای از خوشی نوشتن و لینک دادن نیست. منم هر وقت دلم می گیره از چیزی می نویسم یعنی همه می نویسن. این روزها هم می گذرن و باز روزهایی می رسه از خوشی لبخند از روی لبامون محو نمی شه.
    منم هر وقت نزدیک امتحانا یا یک اتفاق مهم می رسه احساس به قول تو گاو بودن می کنم. اگر قرار بود اون درسا رو یاد داشته باشی که لازم نبود بری دانشگاهش.
    دل قوی دار که این روزا هم می گذرن.

  16. جوانه می‌گوید:

    صنم با این چیزی که نوشتی که من را به وحشت انداختی!
    خیر سرم فکر کردم چون علامه درس خوندم و دو کلمه انگلیسی حالیم می شه شاید وضعم بد نباشه، حالا با این وضع به نظرم باید کار رو تعطیل کنم و فقط درس بخونم…
    وای…

  17. 22 می‌گوید:

    خورشيد گل، كاملاً دركت مي‌كنم (به خاطر دانشگاه آزاد. ضمناً هم‌رشته‌اي هم هستيم). شايد بعضي‌ها بگن نه آزاد با سراسري فرق نداره و اين صحبت‌ها. اما مايي كه خودمون آزاد خونديم مي‌دونيم چه خبره! من حس مي‌كردم سوادم قبل از قبولي توي دانشگاه بيشتر بود.
    با آشناهايي كه استاد دانشگاه هستند صحبت مي‌كردم (مي‌ناليدم) كه به خدا برامون استادا كم مي‌گذاشتند، به خدا سر كلاس فقط مي‌اومد مي‌نشست ما رو مسخره مي‌كرد و بهمون مي‌خنديد، انگيزه ندارم!؛ چشم‌هاشون 6 تا مي‌شد و مي‌گفتن تو مي‌خواي بهونه بياري كه فوق شركت نكني…! خودت بايد درس بخوني. و من همچنان موندم پس نقش استاد اين وسط چي مي‌تونه باشه. كي جواب منو مي‌ده كه ترجيح مي‌دم اصلاً فوق شركت نكنم… حيف كه دل‌سوز نداشتيم.
    اما اين رو بدون كه وضعيت شما بسيار عاليه و بايد بهترين استفاده رو بكني. درسته كه سخته، درسته كه عادت نكرديم كه به شكل صحيح بهمون آموزش داده بشه و مطابق اون ازمون انتظار داشته باشن، اما اين رو بدون كه توي شرايطي هستي كه استارته رو زدي، فقط اول بايد يه ذره درجا كار كني كه موتورت گرم شه، بعدش مطمئن باش كه با هر سرعتي كه بخواي مي‌توني بروني. مطمئن باش. خوب معلومه كه طول مي‌كشه كه عادت‌هاي قبلي فراموش بشه و به شرايط جديد عادت كني، و البته مشكل. اما مي‌گذره و اگه صبر داشته باشي به بهترين نحو مي‌گذره.
    چقدر حرف زدم. اما حرف دل آدم رو مي‌زني. ما هم كه منتظريم يه هم‌درد پيدا كنيم. قدر شرايطت رو بدون و مواظب خودت باش. ايشالا با خبرهاي خوب خوب برگردي. ما منتظريم، چون از خورشيد خانومي كه ما مي‌شناسيم بر مي‌آد، كار براش نشد نداره 😡

  18. maman isan می‌گوید:

    az akhoond ha va tarikhchashoon migofty ma he too in cheez ha kam nadareem mashalla

  19. lalehashck می‌گوید:

    سلام بخدا آزاد و غير آزاد نداره مشکل سيستمه هر کي بياد اينجا اولش اين احساس رو داره فقط بايد استوار بود و جا نزد. اما کلا بات احساس همدردي ميکنم واسه ويلاگ ژرفا هم يه کامنت تو همين زمينه گذاشتم.

  20. Ocean می‌گوید:

    Don’t worry. You will be fine. It does not really matter what school did you go in Iran, The thing is even best schools in Iran could not teach you English the way they teach it and learn it here and that makes sense. So just keep working hard. Try to read different books and subjects in English. Listen to TV programs whenever you have free time and even talk in English with your husband at home. Studying in second language is not easy for any body, especially in your major that needs lots of reading and talking. I had a better situation because my major was engineering but still in the beginning was hard to catch up with every thing. You will get there! And it is a very good idea to talk about your frustration and disappointments, and it does not mean that you are pathetic at all!
    Take care
    Ocean

  21. mona می‌گوید:

    khorshid azizam hamisheh hameh zamanha mesl ham nistan dar sakhtiha shakhsiat ma adamha khili behtar sakhteh misheh bazi vaghta bala raftan az sarbalai zendegi vaghean sakht mishe vali to az onai hasty ke movafaghiat ba to hast

  22. nahal می‌گوید:

    Bebin …kheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeili nashokri…in harf ha ro beriz door…dolati va azad nadare joonam hame hamin moshkelato daran…hame ham mesle to ehsase badbakhti mikonan…vali oonhaye ke dolati khoondan az daste khodeshoon asabani nemishan va nashokri nemikonan chon midoonan taghsire oona nist…fargheshoon ba to faghat hamine…age 600 ta ketabo maghale ham khoonde boodi hamin bood vaziat…be nazare man nemishe esmesho gozasht oghdeye khod kam bini vali e’temad be nafset ye joorayee kam shode madar…

  23. آوای دل می‌گوید:

    متاسفم از اینکه اینطور درگیر شدی ولی خیلی خوبه که تو سن جوانی از این درگیری ها داشته باشی. برات آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم حال و روزت هم بهتر و بهتر بشه. فقط یک لحظه تصور کن که اگه جای من طفلک بودی که باید به ژاپنی می خوندی و می نوشتی چه کار می کردی! :((

  24. Asemoon می‌گوید:

    خورشید جون درست میشود همه چیز! نگران نباش. نوشته ات من را یاد چند تا خاطره انداخت که الان راجع بهش مینوسم. دوست داشتی بخوان. یکمی میخندی:)

  25. ژرفا می‌گوید:

    صنم جان ممنون بابت لینک. من آخه خیلی اعصابم از دست خودم خورد ه . این نوشته ات رو که خوندم ترکیدم یهو. موفق باشی 🙂

  26. mehrdad می‌گوید:

    MAN DANESHGAH SARASARI DARS KHONDAM ALAN HAM US PHD MEKHONAM VA HICH MOSHKELI INJA NADARAM BENAZARE MAN SYSTEME DANESHGAH HAYE IRAN OONGHADRHA HAM BAD NABOODE CHOON TAMAME IRANIHAYE KE INJA HASTAN JOZVE BEHTAREN HA HASTAN

  27. نسیم صبا می‌گوید:

    دانشگاه های اینجا نه تنها چیزی به آدم یاد نمیده،تمام انگیزه ها رو هم میگیره… دیگه حتی شوق یادگرفتن هم برات باقی نمیمونه…کاش حداقل مثل تو یه تلنگری به هممون میخورد…

  28. ««« می‌گوید:

    سلام.
    من با خوندن مطلب بالایی در مورداینکه آقای همسر مجبور شده خورشت بادمجون مونده بخوره دلم براش واقعا سوخت.
    اونم وقتی نوبت غذا پختنش هست مثل تو کته درست میکنه یا غذای درست و حسابی؟
    این چیزا رو اینجا ننویس! مامان باباش میخونن باهات بد میشن!
    و اینجا یک درسی هم نهفته هست.. آقایان به جای زن روشنفکر، زن کدبانو بگیرن احتمالا در آینده خوشحال تر خواهند بود.

  29. ali می‌گوید:

    khorshid khanoom shoma namikhai ye sari be virginia woolf ma bezani ?
    http://virjinia.blogfa.com/

  30. Ali می‌گوید:

    راستی يکی از دلايلی که اين روز تبديل به اولين روزی شد که من وبلاگ بنويسم… انتقادی هست که به اين نوشته خورشيد خانم و به ويژه همدردش دارم اونجا که نوشته (خب مثل اينکه همدرد پيدا کردم! ).. چون کمی طولانی بود بحث بقیشو اینجا ببینید http://www.humans.persianblog.com/

  31. somebody می‌گوید:

    this is a good experience. It’s neccessary for all the iranin students in Iran to not tho think they are so intellegent and knowlegable! It’s common in Iran that people think they have leant a lot in university and professor shodan. It’s good to come out of that cloud finally …

  32. مرضيه می‌گوید:

    سلام
    درود بر تو. من متوجه چيز تازه اي در نوشته هاي تو شده ام. عمق بيشتر در فكر و نياز به داشتن دانش و سواد. افرين. كاش پاي ما هم به خارج باز مي شد
    مرضيه

  33. خروس می‌گوید:

    سلام
    اگه به وبلاگم سر بزني خوشحال ميشم

  34. پارسا می‌گوید:

    يك نكته هم علاوه بر مطالبي كه بقيه دوستان گفتند هست و اون هم اين كه به قول سقراط و پوپر و ابن سينا و بقيه…، هر چقدر بيشتر بداني، بيشتر به عمق ناداني خودت پي مي بري و اين خود نشانه اين است كه دانسته هايت به اين حداقل لازم رسيده است. صنم عزيز، به نظر من نوشته هاي تو حكايت از اين دارند كه از خيلي تحصيلكرده هاي ديگر علوم انساني در مملكت خودمان بيشتر مي داني.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.