بایگانی ماهیانه: ژانویه 2006

اين همه فکر، اين همه اتفاق، اين همه خبر

اين همه فکر، اين همه اتفاق، اين همه خبر. اعتصاب سنديکا، رفتارهای وحشيانه، گنجی دو ماه ديگه آزاد می شه، آرش سيگارچی دوباره رفته زندان، رويا طلوعی هرطوری هست تونسته بياد بيرون و از شکنجه حرف بزنه، يه مطلب طنز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 39 دیدگاه

مستاصل بودن حس بديه

دختره می گفت خيلی بده که آدم نتونه هيچ جوری از شر مزخرف گويی ها و بدجنسی های يه نفر خلاص شه. مستاصل بودن حس بديه. وقتی که آدم دلش خيلی چيزا می خواد، اما حداقل هاش هم زير سواله … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای مستاصل بودن حس بديه بسته هستند

دختره می گفت عشق يعنی دوری

…. دختره می گفت عشق يعنی دوری، يعنی نداشتن، نبودن، عادت نکردن. وقتی نزديک باشه، وقتی داشته باشی اش، وقتی باشه، عادی می شه. عادت عشق رو می کشه. راست می گه نه؟

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای دختره می گفت عشق يعنی دوری بسته هستند

هفته وحشتناک تموم شد

هفته وحشتناک تموم شد. کتاب چهارصد صفحه ای به توصيه دوستان به روش سمبليزاسيون خونده شد. يعنی خيلی ها بهم گفتن هيچکس همه کتاب رو نمی خونه. يه سری جاهايی که به نظرش مهمه عميق می خونه، که بتونه در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 23 دیدگاه

کرم بيچاره!

کرم بيچاره! درس دارم وحشتناک. اون مطلب رو هم بد موقعی نوشتم چون وقت پيگيری اش رو ندارم الان. کلا دلم می خواست بعدا می نوشتمش که جزوی از اين بحث های اخير وبلاگی نشه. ولی فکر کردم بعدا که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کرم بيچاره! بسته هستند

Nothing is Sacred

Nothing is Sacred يک گپ و گير دوستانه به نقطه ته خط که ربط چندانی به بحث های آتشينی که اين روزها درگرفته نداره! نقطه جان، اين مطلب تو بهانه شد برای من که چند تا چيز رو مطرح کنم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 43 دیدگاه

عشق های مثلثی

خب بالاخره لينکدونی من به لطف احسان راه افتاد. حالا مقاديری کار داره، که تا پايان سال 2006 درستش می کنيم! *** و اما آسيه يه سوال اساسی پرسيده: “اگر شما با کسی زندگی می کنید که عاشقش هم هستید، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای عشق های مثلثی بسته هستند

حالم بهتره الان

حالم بهتره الان! مرسی برای ايميل ها و نظرهای خوبتون. ديشب فقط کته پختم و با تن ماهی خوردم و آقای همسر بيچاره هم با خورشت بادمجون يک هفته مونده خوردش. خوندن رو از ظهر شروع کردم. يه گوشواره آويزونی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای حالم بهتره الان بسته هستند

“از دست خودم عصبانی ام”

از دست خودم عصبانی ام. از اينکه چند سال عمرم رو به خاطر تنبلی به هدر دادم که حالا که اين موقعيت خوب برام پيش اومده اينطوری احساس بدبختی کنم. از دست دانشگاه آزاد هم عصبانی ام. درسته که درسم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 34 دیدگاه

لات بازی تعطيل!

خب لات بازی ديگه يواش يواش تعطيل! دانشگاه شروع نشده استادهای عزيز شونصد تا ايميل فرستادن برای جلسه اول هر کلاسی يه چيزی حدود 60 صفحه بايد بخونيم. برنامه هرکلاسی رو که ديدم سرگيجه گرفتم. برای يکی از کلاس ها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 27 دیدگاه