لينک

لينک
تو خودت قند و نباتی
شکلاتی، شکلاتی!!
***
چادر، سکسی ترين سانسور (اين آقای نويسنده به قول آسيه واقعا يک جونور دوپاست. و البته يک خدای هوشمند در نوع خودش!)
***
و اما خبر های خوش وبلاگی برای من:
آيدا يه سرکی کشيده به وبلاگ سبزش.
پيام چرندياتی داره دوباره چرنديات می نويسه! فرقش ايندفعه با دفعه های قبل برای من اينه که ديگه صدا و قيافه اش رو هم می تونم تصور کنم موقع خوندن مطلب هاش و کلی بيشتر اسباب خنده است!!
عاليجناب نهال منتقد دوباره می نويسه، با احساس تر از هميشه.
شهرزاد هم که چندوقت تره که شروع کرده، عين قديما. حتی مهربون تر.
کولی ها هم کنار آتيش جمع شدن.
فقط اگه امير حسابدار دوباره می نوشت، سامان عين قديما می نوشت، نيما دوباره پيداش می شد، عليداد به سيب سرخش باز گاز می زد، وبلاگ صاحاب اعظم دستی به الواح شيشه ايش می کشيد، آينه گردگيری می شد، اميرقويدل تحويل می گرفت، سيب زمينی هم می اومد، کله لامپ نورافشانی می کرد، اژدها هم شوکولات پخش می کرد، آذر هم آينه اش رو گردگيری می کرد و ندا هم باز از افکار پراکنده اش می نوشت…وای تعدادشون خيلی زياده نمی تونم همه رو بنويسم! دلم اون سال اول رو می خواد. خاطره های خوب و دوست داشتنی و بعضی اوقات عجيب غريب…

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.