بایگانی ماهیانه: دسامبر 2005

راز زبيده

ديدين گفتم سرم شولوغ شه قول می دم وراجی رو کم کنم. اين چند روزه برادر آقای همسر اينجا بود کلی خوش گذشت. خواهران برونته هم اومدن و از من طبق معمول آش می خواستن. من هم يه آش رشته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای راز زبيده بسته هستند

رضا خوبه

گفته باشم که جناب “رضا خوبه” دارن تشريف فرما می شن محضر استاد. فکر کنم از 8 صبح شنبه تا روز آخر به صرف 57 و قهوه و نون پنيری که تا حالا نخوردن بست بشينن تو شوکا. اگه بفهمه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای رضا خوبه بسته هستند

وراجی

خب خيالم راحت شد تونستم نظرات مشعشعانه ام رو در مورد فيلم هايی که ديدم بنويسم! قول می دم تعطيلات تموم شد کمتر وبلاگ بنويسم و به حجم گلواژه های اينترنت کمتر اضافه کنم! فعلا بيکارم يه جورايی هم انگاری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 38 دیدگاه

مقاديری فيلم

مقاديری فيلم! در راستای اينکه مدتها بود سينما نرفته بودم و عين بچه های پاستوريزه سرم تو درس و کتاب بود، اين چند وقته مقادير متنابهی! فيلم ديدم که در موردشون اينجا می نويسم يه موقع عقده ای نشم! “زورو” … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 6 دیدگاه

از دست اين وبلاگ قهوه ای!

راجع به مطلب قبلی خوشحال می شم باز هم نظر بذارين. بعدا بيشتر هم می نويسم. هرکدوم از نظرها برای خودش به نوعی جالبه! *** از دست اين وبلاگ قهوه ای! از اون روزی که فهميدم بچه های چلچراغ برای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 23 دیدگاه

داشتن روابط جنسی

“داشتن روابط جنسی حق طبيعی و قانونی هر آدميه، زن و مرد هم نداره، تا وقتی که حقوق بقيه آدم ها زيرپا گذاشته نشه و به کسی آسيبی زده نشه. و البته رابطه جنسی ای که با توافق طرفين باشه.” … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | 81 دیدگاه

لينک

لينک تو خودت قند و نباتی شکلاتی، شکلاتی!! *** چادر، سکسی ترين سانسور (اين آقای نويسنده به قول آسيه واقعا يک جونور دوپاست. و البته يک خدای هوشمند در نوع خودش!) *** و اما خبر های خوش وبلاگی برای من: … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای لينک بسته هستند

هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک

مطلب پايين رو نتونستم پابليش کنم. سرورم يه مشکلی داشت. ولی خوبه که باشه به هر حال. خوش گذشت امشب. حتی يک لحظه اش هم به دلتنگی ها فکر نکردم. به حال و روز حامد تو “شب يلدا” هم فکر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک بسته هستند

کليشه های دوست داشتنی يلدايی

کليشه های دوست داشتنی يلدايی خوبه که يلدا داشته باشی. يلدا نداشته ام. شايد آرشيو رو اگه نگاه کنم ببينم قبلا هم نوشته ام که يلدا نداشته ام. اما عادت ندارم آرشيو خونی کنم. دوست دارم گذشته رو فراموش کنم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کليشه های دوست داشتنی يلدايی بسته هستند

هر سه تاش رو A شدم

الان باد کردم چسبيدم به سقف! دو تا از استادهام تحقيق هام رو پس دادن و کلی تعريف کردن! نمره هام رو هم همين الان گرفتم. هر سه تاش رو A شدم!!! يه جورايی هيچ جوری باورم نمی شه!

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای هر سه تاش رو A شدم بسته هستند