ترسناک!

می دونم خودم که نيستم. يهويی يک عالمه کار تلمبار شده روی سرم. دانشگاه شروع نشده خيلی کار داره و کمی هم ترسناکه! شب ها زودتر می خوابم و صبح ها زودتر پا می شم، به قول يه دوستی همون کاری که همه آدمای عادی انجام می دن! کلی چيز بايد می نوشتم، کلی اظهار نظر بايد می کردم که حناق نگيرم، کلی هم لينک بايد می دادم. ولی خب فعلا هنوز با ترس دانشگاه کنار نيومدم که زندگی ام به حالت عادی برگرده. البته همون بهتر که نرسيدم اظهار نظر کنم، وگرنه کليه اساتيد وبلاگستان و وبلاگ شهر و ساير سرزمين های وبلاگی باهام بد در می افتادن. به جای اين کارها البته شروع کردم به لاگيدن کلاس هام يه جايی. چون هنوز نمی دونم که می رسم اين کار رو ادامه بدم يا نه فعلا آدرسش رو نمی دم!
فقط جون هرکی دوست دارين به ايميل سايت زنان من فقط در مورد مسائل مربوط به سايت ايميل بزنين. فکر می کردم اين مساله واضحه، ولی ظاهرا بايد توضيح می دادم. ايميل شخصی ام بالای وبلاگ هست، که البته اين روزها نمی رسم جواب بدم.
راستی، اگر ساکن خارج از ايران هستين و هنوز به م.ع کمک نکردين لطفا سريع تر کمک کنين. چند روز بيشتر مهلت نداريم و بايد پول ها رو برسونيم ايران. چند ميليون بيشتر لازم نداريم!
و بقيه اش بمونه برای بعد. فعلا از خبر خوشی که از يه دوست گرفتم کلی شارژم…

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.