شمارش معکوس اعدام زنی که نتوانست ادعایش را ثابت کند آغاز شده

شمارش معکوس اعدام زنی که نتوانست ادعایش را ثابت کند آغاز شده است!
” انگار چیزی برای از دست دادن ندارد. صورتش آرام است و گه گاه لبخندی آن را باز می کند. با دست روی گلهای قالی می کشد و شانه هایش را بالا می اندازد: « نفهمیدم چه شد. دیوانه شدم بودم. دائم به خودکشی فکر می کردم. هیچ راه دیگری به نظرم نمی رسید. می ترسیدم….. قبول دارم که اشتباه کردم. باید اتفاقی را که برایم پیش آمده بود به دیگران می گفتم….بدتر از این که پیش آمد و بدتر از این که الان هستم که نمی شد!» اینها حرفهای م.ع. است. او زنی در یکی از شهرهای شمالی است. زنی متهم به قتل. قتلی که به ادعای وی به خاطر دفاع از حیثیت و ناموسش رخ داد. ادعایی که وی هرگز قادر به ثابت کردن آن نشد و اینک جانش را بابت آن در گرو گذاشته است…”
اعلام شماره حساب برای کمک به م.ع
“سایت زنان ایران پس از انتشار خبر محکومیت به اعدام م.ع. تصمیم به پی گیری پرونده این زن و کمک به وی را دارد. در همین دو روز نیز خوانندگان این سایت و نیز کسانی که در جریان این پرونده قرار داشته اند خواستار این شدند که راهی مطمئن برای رساندن کمک مالی به م. و شاگردش پیشنهاد شود…”
آسيه امينی:
“یک شماره حساب اعلام شده از طرف موسسه مشاوره حقوقی و مددکاری” راه توانمند زیستن” ( راهی) که مدیرش شادی صدر حقوقدان و فعال امور زنان هست برای کمک به م.ع. که قبلا در موردش نوشتم. شماره حساب اینه:
بانک پارسیان – شعبه کریمخان زند – موسسه راه توانمند زیستن – شماره حساب ۰۱۰۰۰۲۳۴۰۲۰۰۳
باقی ماجرا هم که اینجاست .”
يعنی اينکه، يه زنی قراره اعدام شه و تنها راه نجاتش تهيه پول ديه اش است. شماره حساب هم اعلام شده. يه همت عمومی می خواد جمع کردن 25 ميليون پول. يک سومش تا حالا از طرف خيرين پرداخت شده. حداقل تو اين يه مورد پول می تونه مشکل رو حل کنه…
***
“نکته دیگر احتمال بروز این پرسش در بسیاری از هموطنان است که صدورحکم مرگ را تنها شایسته حق تعالی می دانند و اعدام را عاملی برای بسط کینه انتقام در جامعه بشری به حساب می آورند. در میان بسیاری از فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق زنان نیز هستند کسانی که با حکم اعدام موافق نبوده و خانواده مقتول را دارای صلاحیت برای تشخیص نوع مجازات نمی دانند یا رضایت دادن و بخشایش آنها را نیز به دور از میزان عدالت ارزیابی می کنند. در منظر ایشان سپردن “حق” به خانواده مقتول – که می تواند خون عزیزش را ببخشد و قاتل را رهایی دهد یا وی را به طناب دار بسپرد – خود، عین ناحقی است. در عین اینکه اظهار نظرها و نقد و انتقادهای حقوقی به صدور حکم اعدام در جامعه ما امری تازه نبوده و بدون شک ادامه نیز خواهد داشت، اما به نتیجه رسیدن این چالشها مسلما به زمانی دراز و توانی پاینده نیازمند است. آنچه امروز ما را به بن بست این پرونده کشانده یک هدف کوتاه مدت است که در بستر آمالی دراز مدت تعریف می شود چرا که ایمان داریم گرچه “نه” گفتن اولین راه مبارزات اجتماعی است، اما همواره این نه گفتنها جواب نیک نمی دهد. اینک جان یک زن در گرو تصمیم کسانی است که باید بین این دو تصمیم بگیرند؛ یا بپذیرند که می شود با کمک به این زن؛ او را نمونه ای نجات یافته از یک محکومیت بی تردید، معرفی کرد یا می شود شعار داد و نشست تا وی گردن به دار اعدام بسپرد . به هر روی اعتقاد ما این است که تغییر ساختارهای نادرست اجتماعی و حقوقی نیازمند گرفتن تصمیمهایی با توجه به شرایط موجود است.و حتا تغییر شرایط موجود نیز گاه نیازمند اتخاذ سیاست یک گام به عقب، دو گام به جلو است. امید ما این است که راه آمده از دست نرود و به “قدم قدم به پیش رفتن” در رسیدن به خواسته های حقوقی زنان بیشتر از “پریدن به ناکجا” باور داریم…” ادامه…

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.