ایران برای همه ایرانیان!

ایران برای همه ایرانیان!

accessdenied.jpg

لوگو از وبلاگ الفبا – خبر های مرتبط رو هم داره جمع می کنه

آره، تاج زاده راست می گه. دولت بعد ازخاتمی دولت کودتاست. برای اينا مشروعيت مهم بود؟!! اگه مهم بود که اين کار رو نمی کردن. می ذاشتن ما ها که هنوز ته اميدی داشتيم و به قول شماها گوسفندای مزرعه بوديم به معين رای می داديم. ماها که دلمون به اصلاحات پله ای خوش بود. يواش يواش… سلطنت نمی خواستن مامان باباهامون. اينهمه کشته دادن و اعدام و زندان و اونوقت يه سلطنت متحجرتر از توش اومد بيرون. فکر اينجاش رو نکرده بودن. نمی دونم بخندم يا گريه کنم. حالا می تونم خوشحال باشم که ديگه هيچکس نمی تونه بهم اتهام بزنه خيانتکار و جنايت کارم به ايران با رای دادنم، چون من هم ديگه رای نمی دم. ولی مگه مهمه کی چی می گه؟ دلم به چی می تونه خوش باشه؟ اپوزيسيونی که به منِ نوعی اتهام خيانت می زنه؟ اون يکی اپوزيسيون که خودش پرونده حقوق بشری داره به خاطر رفتار با اعضای خودش؟ اون يکی اپوزيسيون که کارش حکم صادر کردن از روی باد شيکمه؟ رفراندومی که قراره رو هوا انجام شه؟ اپوزيسيونی که از واقعيت بيست و پنج سال دوره؟
يه دوست قديمی چند وقت پيش بهم گفت درسته که اميدمون به اصلاحات تدريجی از درون بايد باشه، اما همين اصلاح طلبا هنوز خودشون راست می زنن. هنوز به اندازه کافی برای تغيير راديکال نيستن. رای نياوردن معين به راديکال تر شدنشون کمک می کنه. اونوقت شايد در دوره های بعدی که اومدن، از خاتمی کارای بيشتری بکنن. ته دلم اين حرف يه جورايی درست اومده بود. دو به شک شده بودم که رای بدم يا نه. می خواستم ازش بنويسم يکی از همين روزا. اما همين هم نشد. يعنی اصلا قبولش نکردن. رجل سياسی که به ولايت فقيه هم اعتقاد داشت و اهل نماز و روزه و ريش و پشم هم بود و از خودشون بود رو هم رد کردن. راديکال شدن پيشکششون. حالا ديگه خنثی بودنشون هم فرقی به حالمون نمی کنه. گنجی بيخودی زندانی کشيدی. گنجی فکر اينجاشو کرده بودی؟ می موندی خونه ماستت رو می خوردی. حالا با تو و امثال تو چيکار خواهند کرد؟ نگرانم. نگران شوهر دوستم که معلوم نيست چرا زندانی شده. نگران مجتبی. نگران مسيح و محبوبه و اميد و آرش. نگران همه اونايی که با اسم خودشون حرف زدن و کار کردن. چی به سرشون مياد؟ نگران شهر شولوغم. نگران همه دوستامم. نگران خودمم. انگاری ته ريشه هامون رو هم بريدن.
می گه اينا برنامه اشون قلع و قمعه. کودتای اساسی. اون يکی می گه می خوان دهه شصت رو تکرار کنن. تنم می لرزه. از دستمون چيکار بر می آد؟ از دست من و تويی که به هيچ جا بند نيستيم، از سياست متفريم، و فقط تمام زندگيمون رو سياست پيچونده هميشه؟ ار دست من و تويی که دلمون می خواد فقط يه هوای تازه برای تنفس تو کشورمون باشه چی بر مياد؟ با ديکتاتور چيکار می شه کرد؟ باز بايد خونی ريخته شه؟ باز بايد تئوری آخر زمانی بشه که اونقدر ظلم و جور بشه تا بعد يهويی از يه جايی بزنه بيرون و قيام و انقلاب بشه؟
می گه بايد اونقدر گندش رو درارن تا بترکه. می گم ديگه چقدر بايد گندش درآد؟ می گم مگه دهه شصت نهايت گندش در نيومد؟ می گم مگه بالاتر از سياهی رنگی هست؟ می گه يه نگاهی به عراق بنداز…
من از حکومتم متنفرم. از دزدهايی که کشورم رو، هوا رو، و خنده رو از مردم کشورم دزدين متنفرم. از ناتوانی خودم هم متنفرم.
***
مجموعه ای از لينک های مرتبط در هنوز

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

35 پاسخ به ایران برای همه ایرانیان!

  1. هاله می‌گوید:

    خانم‌ام، اینو http://akhbar.gooya.com/politics/archives/029208.php بخون تا متوجه بشی چرا همه کسانی که تا حال تردید داشتن برای تحریم باید پیش‌تر از این‌ها مخالفت می‌کردن. یعنی همون سال‌ها قبل که شورای نگهبان اولین کاندید رو به دلایل واهی رد صلاحیت کرد. الان هم اگر مخالفت نکنیم با امورات این حکومت بدتر از این‌ها می‌شه، روزی که همه‌مون تک تک دلیلی برای مخالفت پیدا کنیم.
    قسمتی از نوشته رضا معینی:
    “نمي دانم چرا اين شعر به ذهنم آمد، بهتر بود همان شعر نمي دانم کدام شاعر آلماني را مي نوشتم، همان که بارها آن را شنيده ايم. چرا مي گويم شنيده ايم؟ که نه تجربه کرده ايم، ديده ايم. همان شعر که مي گويد:
    اول آمدند و کمونيست ها بردند
    من حرفي نزدم، چون کمونيست نبودم
    بعد آمدند سوسيال دمکرات ها بردند باز هم من چيزی نگفتم چون سوسيال دمکرات نبودم
    و همين گونه مثل تاريخ خود ما “بردن ها” ادامه پيدا مي کنند، تا آخر که “او” را مي برند و ديگر کسي نيست تا حرفي بزند. ما از خردادها فاصله گرفته ايم و چند مرداد و شهريور پر خون و مرگ را هم پشت سر داريم. اما هنوز وقتي که کسي را مي برند و ما با او هم عقيده نيستيم حرفي نمي زنيم. نه همان درست تر است به باغ های دزد زده مي مانيم که ميوه های آن بر شاخ مي مانند تا در تکرار دهشتناک تاريخ و در سکوت “برده” شوند. يگانه ی سرشت تاريخ اين باغ که کشور ماست آيا سرکوب در سکوت است.”

  2. مصطفی می‌گوید:

    تا کی قرار است مردم بنشینند تا چند نفر گردن کلفت حقشان را بخورند. در اعتراض به رد صلاحیت معین می توان رد برابر ساختمان شورای نگهبان و یا بیت رهبری یک اجتماع پز شکوه ترتیب داد تا این جماعت دراز گوش بفهمند یک من ماست چقدر کره دارد. یک حرکت دانشجویی دیگر لازم است تا چرت این پیرمردهای خرفت شورای نگهبان را پاره کند.

  3. armin می‌گوید:

    چـون‌ داد عـادلان‌ بـه‌ جـهـان‌ در بـقا نكرد
    بــيــداد ظـالـمـان شـمــا نـيــز بـگـذرد
    در مملكت‌ چو غرش‌ شيران‌ گذشت‌ و رفت‌
    ايـن عـوعـو سـگـان شـمـا نـيــز بـگـذرد
    shaayad behtar shod keh rad shod, shaayad zoodtarbeh natiijeh beresiim
    motmen baash az ghalathaaii keh dar daheye shast mikardand bekonand. iin kaareshoon baaeseh mottahed shodane mardom mishe… choon man fekr nemikonam moeiin raey meyaavord magar inkeh ettefaaghe kassi meyaaftaad.
    dalile rad shodanesh ham fekr konam inekeh azash porsiidan baa hokme hokoomati chi kaar mikone va goft agar beh nafe mardom nabashe anaajm nemidam, yani eltezaame amali beh yeh zehne mayoob nadaare
    dar zemn nagoo az daste maa kaari bar nemiyaad, gharaar nist keh yek yaa eddeye madoodi zendegishoonoo az dast bedand va beh natiijeh beresiim agar hame ba ham harakatkoniim talafaat kam khaahad bood, alaan agar yeki az maa koshte beshe dar iin raah tasiire aanchonaani nakhad daasht, vali moten baash moghash keh berese hame jaan bar kaf khahim bood taa aazaadii va shaadi roo beh dast beyaariim….

  4. Tila می‌گوید:

    خورشيد خانم عزيز من نه اپوزيسيون هستم نه مخالف نه هيچ کاره. یه آدم خیلی خیلی معمولی هستم عین عین خودت و یه کم ذهنم درگير هست با اين مسائل دقیقا عین خودت .
    ببينم مگه شما تو مصاحبه ات با من وب يلی نگفتی که من براي معين تبليغ نميکنم و برای شرکت در انتخابات تلاش ميکنم ؟! خب در دوره ششم مجلس مگه تمامی طرفداران ريز درشت اصلاحات به خود آقای کروبی رای ندان . الان هم که اقای کروبی که همچنان در صحنه هست چرا ان را انتخاب نميکنيد تا آمريکا حمله نکنه اپوزيسيون که خودش هزار مشکل حقوق بشر داره و چی و چی سرکار نيايد.
    اگر کل هنر خاتمی اين بود که يکی دو تا کتاب از دوره قبلش بيشتر چاپ شد. کل هنر معين اين بود که کی دوبار استعفا کرد والله اين آقای کروبی هم يکی دو تا هنر نمايی داشت. تازه قراره ماهی ۵۰۰۰۰ تومان به همه بده . که فکر کنم این اصلاح طلبانه ترین اقدام یک اصلاح طلب هست . چون خیلی از این اصلاح طلبانی که من از نزدیک میشناسم مخصوصا دار دسته های خود این دکتر معین در دانشگاه تربیت مدرس فقط پول وشغل های خوب را برای خودشون میخواهند نه عموم مردم. ولی حالا نميدونم چرا وقتی نوبت اين بدبخت آقای کروبی ميرسه ديگه نه ترس از حمله آمريکا نه اصلاحات تدريجی و لزوم حضور در صحنه و يدست نشدن حاکميت و نه از احمدی نژاد قاتل اين جور برنامه ها ديگه خبری نيست. اين هم فکر کنم از شانس همين بدبخت هست.
    نميدونم واقعا اين توجيحات آقای تاج که با همین قانون اساسی هم میشود خیلی کار کرد چرا الان ديگه جواب نميده والله من موندم.

  5. بنده هم حال و هوای مزخرفی دارم. از دیشب تا به حل هر جا دیده ام کسی اظهار نراحتی کرده، نشسته‌ام به غر زدن و درددل کردن… انصافا تنها چیزی که من تندرو را هم آرام کرده بود امید به هیمن اصلاحات تدریجی بود…اما نمی‌گذارند! دیشب یک لحظه به سرم زد که شاید حکومت می‌خواهد خودکشی کند. آن از قضیه انرِژی اتمی و این هم از انتخابات…
    نمی‌فهمم اصلا عقلی در این میان برای تصمیم گیری کار می‌کند یا نه…
    از رفراندوم گفته‌اید…من هم از طرفداران رفراندوم هستم و تا الآن چندمطلبی هم درباره‌اش نوشته‌ام. با این حال به هوایی بودنش هم اعتقاد دارم. امیدم این بود که در پی اصلاحات امکان رفراندوم هم فراهم شود.
    اما با این حساب بعید می‌دانم رفراندوم خانگی درباره لزوم پذیرش نیمرو به عنوان غذای ثابت هم بتوانیم برگزار کنیم.
    به دوستی دیشب می‌گفتم ما نمی‌خواهیم دعوا کنیم،‌اینها هی می‌آیند و می زنند زیر گوشمان و فحش می‌دهند… بالاخره آدم جوش می‌آورد دیگر…
    تا همین جا هم حسابی انتخابات از کار و زندگی انداخته بود من یکی را و کلی از دغدغه‌هایم اصلی‌ام دورم کرده بود.
    از دیشب تا به حال هم که مغزم دارد شش و هشت می‌زند.
    همین‌طور یک روند غر می‌زنم.
    به خیر بگذرد… یا خودشان دیوانه شده‌اند و یا می‌خواهند ما را دیوانه کنند.
    پیش‌بینی‌تان در مورد سال شصت و هفت تنم را لرزاند. دور از ذهن نیست. بعید نیست. بعید نیست پس فرداهر که در خیابان از گرانی هم شکایت کرد بگیرند و ببرند.
    شاید تنها راهش این باشد که خودمان فکری جدی برای سرنوشتمان بکنیم. به هر حال جوانان آلمانی و فرانسوی هم در دهه شصت و هفتاد همین کار را کردند و جواب داد. شاید ما هم جواب بگیریم.

  6. neda می‌گوید:

    وای راست می‌گی فکر تکرار دههء شصت و کودتا و قلع و قمع رو نکرده بودم!!! حالا چکار بايد کرد؟

  7. خورشيد خانوم می‌گوید:

    هاله جون، مرسی برای اين لينک. مطلب فوق العاده بود و روش هم حتما بيشتر فکر می کنم.
    مصطفی جان اگه ملت می خواستن راه پيمايی کنن در اعتراض به رد صلاحيت ها، خيلی آدم های شايسته تری از معين هم بودن که قبلا هم رد صلاحيت شدن و شايستگی اعتراض و راه پيمايی داشتن و برای اونها راه پيمايی می کردن. ملت نمی خوان هزينه اعتراض بدن، حق هم دارن يه جورايی.
    تيلا جون فکر کنم اون جمله مصاحبه رو خوب نخونده بودی، من نگفتم برای “شرکت” در انتخابات تبليغ می کنم، گفتم برای “نوشتن” در مورد انتخابات تبليغ کردم. اين دو تا يه جورايی خيلی با هم فرق می کنن. نمی دونم حالا با اين وجود بازهم سوالت سرجاشه يا نه؟!
    ندا جون، مسخره می کنی؟!! دمت گرم…

  8. گيسو می‌گوید:

    با وجود رد صلاحیت معین درصد شرکت مردم خیلی پایین میاد…در کشورهای دمکرات در صورت نرسیدن به حد نصاب معینی از شرکت کنندگان انتخابات به دور بعدی کشیده میشه ولی در ایران فکر نمیکنم اصلا چنین قانونی وچود داشته باشه و اگه 5 درصد مردم هم برن واسشون کافیه …چون خورشید عزیز انتخابی وجود نداره و همه چیز از پیش تعیین شده است.

  9. afra می‌گوید:

    متاسفم. هم برای تو هم برای خودم. هم اینکه نه به اپوزیسیون دایی جان ناپلیونی اعتقاد دارم و نه دیگه به راستیا امیدی هست.
    ولی همیشه بین جناح راست و چپ این برخوردا بوده. شاید هشت سال بعد وقتی یه چپی اومد رو کار بیشتر کار انجام بده.
    یه چیزی رو نمی فهمم واقعا کتاب چاپ شدن برای یه عده اینقدر سبک؟ یعنی اینقدر ماها نزول کردیم؟یعنی چی؟یعنی قشر به اصطلاح متفکر فقط در فکر شیکمه؟
    یکی بیاد منو روشن کنه اینایی که کتاب چاپ شدن رو برای خاتمی هنر نمی دونن چی فکر میکنن؟ یعنی با اون بابایی که میگفت اگه خاتمی بیاد فقط مطربا پیشرفت میکنن شماها یه جور فکر میکنید؟

  10. mohammad می‌گوید:

    Anghadr dar myan e ghafas daad mizanim
    katash be ashyaneye sayyad mizanim

  11. 3لام
    حالتان؟
    احوالتان؟
    دماغتان؟
    گود خوب بيد!
    مطلب را مشاهده كردم
    با تشكر از مطلبتان
    خواهشي دارم
    در صورت مشاهده ماشين پژوي برنگ مشكي متاليك و بشماره پلاك 11| 869 ب 22 به نزديك ترين كلانتري و يا پليس 110 اطلاع دهيد
    قبلا از همكاري شما كمال 3پا3 را دارم
    3پا3

  12. سارا می‌گوید:

    فقط یک چیز می توانم بگویم:
    به هیچ چیز در این دنیا اعتماد ندارم. مخصوصا به سیاستش! مخصوصا سیاست کشوری مثل ایران که هر تغییری در ان ایجاد بشود سرنوشت انگلیس و امریکا و اروپا به ان وصله!
    ببین از کجا معلوم که همه اینها بازی نباشه؟ که هست! بابا چرا متوجه نیستید: امریکا میخواهد وارد ایران بشود1 نه پنهانی و با واسطه! اینبار میخواهد حضور علنی داشته باشد!میخواهد هر انچه که ان مردم دارند را از انها بگیرد! مگر ما چیزی هم داشتیم؟!!!
    با اوضاع فعلی تنها جناحی که این وسط میتواند ماهی از اب گل الود بگیرد امریکاست! من که دیگر هیچ امیدی به ازدای و دموکراسی ندارم! توی اروپاش هم دموکرات بودن شده سیاست! دموکراسی و ازادی شده مد! دیگر چپ بودن و مخالف بودن شده سرگرمی برای مشغول کردن مردم!
    وای که چقدر این سیاست کثیف و لجن است!!
    دیگر باید بروم!

  13. sepideh می‌گوید:

    من از حکومتم متنفرم. از دزدهايی که کشورم رو، هوا رو، و خنده رو از مردم کشورم دزدين متنفرم. از ناتوانی خودم هم متنفرمme too dear.i think all of us

  14. امیر می‌گوید:

    رد صلاحیت معین خیلی ناراحت کننده است !اما از نظر من پایان اصلاحات نیست! خیلی چیزها به واکنش خاتمی بستگی داره! من فکر نمی کنم برخوردی مشابه زمان انتخابات مجلس داشته باشه! شرایط نسبت به اسفند 82 تغییر کرده!

  15. زيتون می‌گوید:

    صنم جان زیاد منفی به این قضیه نگاه نکن.
    به نظر من از یه نظرایی این کارشون به نفع مردم شد. یعنی کار یک‌سره شد. کسی که حتی کورسویی از امید به اینا و یا اوضاع داشت یا فکر می‌کرد هر 4 سال یک بار ممکنه کمی اوضاع بهتر بشه،امیدش کاملا ناامید شد.
    این قلع و قمع‌ها نهایتا به ضرر خودشون تمام می‌شه.
    اینا نمی‌دونن که معین در واقع نوعی نگه‌دارنده‌ی رژیم بود. با عرض معذرت خیلی خرن!
    فکر می‌کنم یه حرکت‌هایی در سطح جامعه شروع بشه. اینو مطمئن باش.
    از دیشب با هر کی حرف می‌زنم یه نوع عاصیگری و نفرت از اینا تو چهره و صحبت‌هاش موج می‌زنه.
    مشارکتی‌ها و تحکیمی‌ها و اصلاح‌طلبا هم بریدن… فهمیدن آبی از اینا گرم نمی‌شه. بدون کار اینا تقریبا تمومه. اگه همه پا شن.
    به قول شاعر:
    به کربلا رسیدن یک یا‌حسین دیگر:)))

  16. azadeh می‌گوید:

    man ham avalin chizi ke bad az khoondan in khabare rade salaheeyat ha be mamanam goftam in bood ke dobare bar migardi be hamoon ash o kaseye ghabl az dore khatami. begir beband o khafeghan. az dirooz ta hala hamash ehsas mikonam bayad beram too tooalet bala beeyaram. in baradaraye risho pashmi hich haya o sharaf o rahm nadaran. chi o ki mitoone jelooshoon ro begire.man ye zamani kheilee omidvar boodam, vali hala fekr mikonam khodam ro maskhare kardam.faghat delam kababe baraye oonayee ke hanooz too mamlekate man zajr mikeshan.

  17. niloofar می‌گوید:

    ma ham mesle to negaranim sanam…tasavvore oftadane dobareye dolat daste amsale rafsanjani adam ro be hale sekte mindaze….faghat khoda be faryad berese….

  18. samane می‌گوید:

    من می خوام از این طریق به همه وبلاگ نویسا ، روشنفکرا، روزنامه نگاراو همه کسانی که درباره 27 خرداد مطلب می نویسن به طور کاملا جدی تقاضا کنم که در تمام مطالبشان در 20 روز آینده از کلمه انتصابات برای این دوره از ریاست جمهوری استفاده کنند دوستان اگر این پیشنهاد را جدی بگیریم از ثبت این کاریکاتور با عنوان انتخابات جلوگیری کرده و کاری میکنیم که تا 10 سال دیگر هم اولین چیزی که ÷س از شنیدن نام 27 خرداد به ذهن اقشار آگاه جامعه می رسد ((انتصابات)) باشد

  19. زهرا می‌گوید:

    خدائیش این مسخره ترین استراتژی بود که میتونستن انتخاب کنن! رد صلاحین معین اونم بدون هیچ دلیل قانع کننده ای ؟!!!

  20. Hapht می‌گوید:

    اگر 1 روز، فقط 1 روز صبر می کردی…!

  21. پويا می‌گوید:

    فكر كنم تحت تاثير تبليغات دو خردادي‌ها قرار گرفتي. البته اگر كسي مثل احمدي‌نژاد رييس‌جمهور بشه فضا بسته‌تر خواهد شد ولي نه آنطور كه تاج‌زاده و امثالهم به جهت ترساندن مردم از بدتر مي‌گويند. اگر الان هم سركوب مثل دهه 60 نيست نه به خاطر حضور دو خردادي‌ها و مقاومت و پايداري خاتمي بلكه به خاطر اين است كه مردم ديگه مردم دهه 60 نيستند. از هر جهت كه بگيري زنان و دختزان معلمان كارگران دانشچويان اقليتهاي قومي و ملي پرستاران جوانان و … رژيم تحت فشار شديدي است و در اين فضا نمي‌تواند حتي خواب سركوب شديد را ببيند. هنوز اعتراض و حركتي تمام نشده اعتراض ديگري آغاز مي‌شود. براي مثال خانه كارگر و رفسنجاني به نحو بي‌سابقه‌اي در اول ماه مه بي‌آبرو شدند. كي سابقه داشته كه رفسنجاني براي سخنراني خود را آماده كند اما از شدت اعتراض و مخالفت نيامده برگردد. آن دولت كودتايي كه جناب آقاي تاج‌زاده حرف آن را مي‌زند از 39 خرداد 60 سر كار است. البته منظور اين نيست كه بايد تماشا كرد، بايد همين اعتراضات مردمي و از پايين را بيشتر و بهتر ادامه دادو

  22. ehsan می‌گوید:

    به به ! ببینید چه ولی فقیه خوبی داریم ! آدم انقدر دموکرات منش سراغ دارید خدا وکیلی ؟ ببینید چطوری جلوی زور گویی های شورای نگهبان وایستاده ! برد حال کنید و فوج فوج در انتخابات شرکت کنید که معین هم تایید صلاحیت شد !
    الان که دارم این نوشته رو مینویسم هنوز معین تایید صلاحیت نشده ولی اطمینان دارم فردا صبح بطور قطع خبر تایید صلاحیتش اعلام خواهد شد تا تنور انتخابات رو شدت و شعله ی شدیدی ببخشه و ملت رو بکشونه پای صندوق رای ! دوباره دارن برامون یه دوم خرداد دیگه با یکی عزیز در دونه تر از خاتمی برامون درست میکنن ! دوباره دارن همون سناریوی دوم خرداد رو برامون نمایش میدن منتها سینماش این دفعه عوض شده ! تو سناریوی قبلی خاتمی از اولش عزیز در دونه بود ! ولی تو سری جدید طرف عزیز در دونه هست ، یه دفعه با رد صلاحیت شورای نگهبان عزیز دوردونه تر و مظلوم تر هم میشه ، و یک مرتبه هم تایید صلاحیت میشه و باز هم بیست و چند میلیون میان پای صندوق رای و همه چی به خوبی و خوشی به نفع رژیم تموم میشه ! هم ملت راضی هم حکومت ! دیگه از این بهتر میشه ؟ والا نمیشه !
    باز داریم راه اشتباه میریم ! باز داریم یه دففه دیگه گول میخوریم ، باز داریم دوباره ذوق زده میشیم و احساساتی برخورد میکنیم ! باز داریم یه بت دیگه برای خودمون درست میکنیم ! غافل از اینکه اولاً حکومت فقط به دنبال کشوندن مردم پای صندوق رای هست ، اگر چه ملت تو برگه های رای گیری به جای انتخاب کاندیدا فحش و بد و بیراه بنویسن ! ثانیاً ما بعد 8 سال باید بفهمیم که خر همون خره فقط پالونش قرار عوض بشه ! معین هم یکیه عین لاریجانی ! یعنی بیس عقاید این دو با هم فرقی نداره فقط تو جزئیات با هم اختلاف دارن ! یعنی این دو تا ولایت فقیه رو قبول دارن که تا همین جاش برای من کافیه که به همچین آدمی رای ندم !
    ببینید ! ما باید تکلیف خودمون رو با این نظام روشن کنیم ! یا بریم توانتخاباتش شرکت کنیم و با بد و خوبش بسازیم و گاهی هم خفه بشیم ! یا همه جوره دست رد به سینه ش بزنیم و تحریمش کنیم و روز به روز ضعیف ترش کنیم تا از بین بره ! مسلماً یه مخالف واقعی این نظام گزینه ی 2 رو انتخاب میکنه ! یادتون نره ما این کار و نمیکنیم که رضا پهلوی یا مریم رجوی رو به تهران برگردونیم ! ما این کار رو میکنیم که قدرت واقعی رو به دست خودمون بگیریم !
    کسی که تو این شرایط با دیدن تجربه ی 8 ساله ی خاتمی به معین میخواد رای بده همانا کسیه که میخواد

  23. ehsan می‌گوید:

    (ادامه ی کامنت قبلی …) کسی که تو این شرایط با دیدن تجربه ی 8 ساله ی خاتمی به معین میخواد رای بده همانا کسیه که میخواد 4 سال یا شاید هم 8 سال دیگه وضعیت به شکل فعلی باز هم ادامه پیدا کنه و برقرار باشه ! چون واقعاً طی این 8 سال هر اصلاحاتی که میشده که بشه ، شده ! و اگه قرار باشه وضعیت از این بهتر بشه فقط در صورتی ممکنه که ارکان اساسی نظام زیر سوال برن و اصلاح بشن که این هم یعنی انحلال نظام یعنی چیزی که حکومت هیچ موقع زیر بارش نخواهد رفت ! پس رای دادن به معین چیزی رو از پیش نخواهد برد و فقط عمر حکومت رو طولانی تر خواهد کرد ! چون کشور و جامعه تمام پتانسیل های خودش برای اصلاحات در چهارچوب نظام رو مصرف کرده و چیزی برای آقای معین و دار و دسته ش باقی نمونده که اونها بخواهن اصلاح کنن ، مگر اینکه بخوان برن سراغ ارکان نظام که اصلآً از حیطه ی قدرتشون خارجه ! پس نتیجه میگیرم که رای دادن در این نظام یعنی به نفع حکومت کار کردن ! حتی اگه آزادی خواه ترین آدم جهان هم بیاد اینجا کاندید بشه من بهش رای نخواهم داد! چون عملاً در حیطه ی قدرتش کار زیادی نمیتونه بکنه و فقط با رای دادن من حکومت به هدفش میرسه ! ( این مدت تو تلویزیون و رسانه های رژیم هم باید دیده باشید که از کس خاصی حمایت نمیکنه و هر چی راجع به انتخابات میگه فقط برای تبلیغ شرکت گسترده ی مردمه نه برای رای دادن به جناح دلخواه حکومت ! )
    باید هوشیار بود ! فکر کنید و بد عمل کنید !

  24. مازیار می‌گوید:

    یعنی اینا همش ساختگی بود؟ من که گیج بودم گیج تر شدم!!!

  25. اردلان می‌گوید:

    دوست من كدام اصلاحات؟ كدام پله؟ و كدام اميد؟

  26. ليلا می‌گوید:

    سلام خانوم خورشيد خانوم…. انقدر خودتونو اذيت نفرماييد پليز..بلاخره يک خاکی بر سر ما ميشود… از اين بدتر هم که شد فوقش جانمان را در کف دستمان ميگذاريم..مثال يک قاشق نشسته میپريم وسط و آرپيچی و اين صوبتا ميزنيم نفله شان مينماييم.. شما غم به چهر و دل راه نده… خدا با ماست!

  27. az می‌گوید:

    گول اين بازي رو مخوريد.

  28. رضا می‌گوید:

    من اصلا اين آدمهايي رو كه مدام حرف از بازي ميزنن و مثل جنتي تئوري توطئه مي بافند نمي فهمم .
    لطفا كمي فكر كنيد و راه كار براي استفاده از فرصت ها ارائه دهيد.

  29. محمد می‌گوید:

    اگر نخواهم بگویم احمق و بی شعور سیاسی ، باید بگویم ساده لوح کسی است که به توطئه ی حکومت برای کشاندن مردم به پای صندوقهای رای با تایید صلاحیت معین و مهر علیزاده پی نبرده باشد !

  30. k1 می‌گوید:

    برای من که طرفدار سیاست تحریم بودم این اتفاق بسیار خوشایند بود، گرچه بسیاری معتقدند با تایید موخر و با پادرمیانی، فرضیه شورش دوباره قشر جوان از سوی سیاستگذاران دنبال می شود… باشد که رودست نخوریم.

  31. samane می‌گوید:

    بر خلاف محمد من معتقدم این برنامه حکومت برای خراب کردن حزب مشارکت بود . کاری برای قرار دادن طرفداران معین رو در روی او. آنان که به خوبی از منفور بودن رهبر بین پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان پیشرو آگاهند و معین را خطر بالقوه ای برای خود می دیدند این برنامه را برای توقف رشد روز افزون آرای معین پیاده کردند . شما دقت کنید به اینکه آقای جهرمی سخنگوی شورای نگهبان چند روز قبل در گفتگو با گفتگوی ویزه خبری تلویزیون از محال بودن امکان اعلام بررسی خبرها قبل از سوم خرداد می گوید و صبح همان روزی که رد صلاحیت معین اعلام شد روزنامه شرق به نقل از آقای الهام سخنگوی شورای نگهبان می نویسد:تا امروز فقط مرحله اول صلاحیتها یعنی رجل سیاسی بودن یا نبودن مورد بررسی قرار گرفته و طبیعتا بررسی موارد دیگر به چند روزی وقت نیاز دارد. آنها کاری کردند که دکتر معین یا باید این را بپذیرد که در آن صورت به زعم هوادارانش در اولین آزمایش رد شده است یا اینکه بخواهد از این آزمایش سر بلند بیرون بیاید که در این صورت احتمال اینکه در 4 سال آینده دیگر محملی برای آزمایش وجود داشته باشد از بین خواهد رفت و واکنش تند اصلاح طلبان نیز مانند تحصن مجلس هفتم چند روزی اقشاری از جامعه را در گیر خواهد کرد و بعد هم از یاد خواهد رفت.به نظر من تنها راه حل این است که دکتر معین با بیان اینکه هر گاه در آینده حکم حکومتی به زیان حقوق وآزادیهای اساسی مردم صادر شود آن را نمی پذیرم و تقاضای عذر خواهی شورای نگهبان در انتخابات شرکت نماید.

  32. محمد می‌گوید:

    سمانه جان ! اگر اینها واقعاً از معین میترسیدند که عمراً تایید صلاحیتش نمیکردند و برایش حکم حکومتی صادر نمیکردند و اینهمه دستک و دنبک راه نمیانداختند ! اینها دیدند که معین خوش چهره ترین فردی میتواند باشد برای کشاند میلیونی مردم ساده لوح پای صندوق رای و مانور تبلیغاتی دادن در سرتا سر جهان ! که تازه اگر هم دفعه ی اول تایید صلاحیت میشد انقدر نمیتوانستد با او تنور انتخابات را داغ کنند ! برای همین اظهر من الشمس است که با یک توطئه ی مسخره با حکم حکومتی نایب ولی عصر این امر محقق شد تا معین مظلوم تر و از طرف دیگر نظام دموکراتیک و رهبرمان آزاده جلوه داده شود ! حالا که خاتمی در کار نیست بالاخره باید یکی دیگر باشد تا 8 سال دیگر در دنیا با او مشروعیت کسب کنند و در این طرف ملت را سر کار بگذارند !

  33. حسام می‌گوید:

    قصهء دخترکی که بزرگترین اشتباهش سقط کودک درونش بود…

  34. حسام می‌گوید:

    ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان ره یافته ایم…

  35. علی می‌گوید:

    متاسفانه فرهنگ قالب مردم ایران این رو باور نکرده که در طول انقلاب های گذشته ایران مانند انقلاب مشروطیت یا انقلاب سال 57 اگر تحولی به سرعت زیاد و شتابزده در جامعه فراگیر شود دیگر امکانی برای اصلاح اشتباهات وجود نخواهد داشت مانند شرایطی که در 25 سال گذشته با آن مواجه شدیم .خدمت آقا احسان عرض کنم که ایشان کمی عجول هستند و شرایط را در نظر نمی گیرند و سپس نظرات خود را بیان کنند و باید بگویم که کشورهای توسعه یافته ای همچون انگلیس که به جهات مختلف از کشورهای جهان سومی مانند ایران پیشرفته تر هستند و دمکراسی در آنها نهادینه شده است کارشان را از 500 سال پیش آغاز کرده اند و هم اکنون ثمره تداوم و حرکت مردم خود را برداشت می کنند اکنون چگونه می توان انتظار داشت که رئیس جمهوری مانند آقای خاتمی (که به نظر من ایشان با وجود اشتباهاتی که داشته اند از صادق ترین انسانهایی
    است که هم اکنون در راس حکومت قرار دارد) طی هشت سال با وجود اینگونه فضاهای بسته سیاسی و بنیه ضعیف اقتصادی و هزاران مشکل دیگر کاری که کشورهای پیشرفته طی 100 سال انجام داده اند را به انجام برساند و اینکه انتظار داشته باشیم که رئیس جمهور آینده(از هر جناهی که باشد)وضعیت اسفبار جامعه
    را کن فیکون بکند انتظاری احمقانه است بلکه باید انتظار داشته باشیم که رئیس جمهوری که در 27 خرداد انتخاب میشود جرقه های پیشرفت و حرکت را بزند تا رئیس جمهوردیگری راه او را ادامه بدهد.
    آقای احسان اگر فرض را بر این بگذاریم که جمهوری اسلامی به یکباره منحل شود چگونه شما اطمینان دارید که رژیم بعدی هم اینگونه نکند.
    سمانه جان از نظر شما خوشم آمد خیلی به واقعیت نزدیک بود.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.