اين مدت خيلی فيلم ديدم

اين مدت خيلی فيلم ديدم. سعی می کنم راجع به اونايی که يادم مياد يه چيزايی بنويسم.
اول بدا ومعمولی ها:
وقتی بيکار می شم و حوصله هيچ کاری ندارم، اصولا کرمم می گيره فيلم سبک رمانتيک کمدی ببينم. Bridget Jones Diaries 2 هم يکی از اونا بود. يکش رو خيلی دوست داشتم. ولی اين قسمت دومش مزخرف بود. يه جورايی پارودی مضحک قسمت اولش بود. يعنی سعی شده بود بيشتر اتفاقايی که تو قسمت اول افتاده بود با يه خورده تغيير تو اين قسمت هم بياد که به نظر من گند زده بودن! مثلا گند زدن های بريجيت جونز و صحنه دعواکه ديگه واقعا از منطق به دور بودن. يه جورايی گند زدن های بريجيت جونز تو قسمت اول به دل می شست و آدم باهاشون همذات پنداری می کرد! ولی ايندفعه می خواستن رسما منگل نشونش بدن! اون تيکه زندان رفتنش تو تايلند و آخرش سوتين آوردن برای زنای زندانی هم که ديگه آخرش بود! نکته جالب تر! هم اين بود که تو دی وی دی اش يه سری کوئيز گذاشته بود که بفهمی مرد ايده آلت کيه! خلاصه قسمت دومش به درد دختر مدرسه ای ها بيشتر می خورد (شايد به درد اونا هم نخوره!).
و اما Ocean’s Twelve رو هم دوست نداشتم. البته براد پيت و جورج کلونی اش و تا حدودی کاترين زتا جونزش خيلی خوب بود! ولی خب ايندفعه ديگه زياده از حد چاخان داشت و خلاصه من خوشم نيومد.
امشب هم رفتيم The Interpreter به کارگردانی سيدنی پولاک و بازی نيکول کيدمن و شان پن. شايد تقصير خود شان پنه که با پروفايل اجتماعی که از خودش ساخته يه خورده انتظار آدم رو بالا می بره. يه فيلم هاليوودی به تمام معنا بود. البته اگه بدون هيچ انتظاری برين فيلم رو ببينين فقط برای سرگرم شدن خوشتون مياد. فيلم خيلی خوش ساخته. ولی خب، اگه بخوايم از ديد سياسی بهش نگاه کنيم يه خورده تو ذوق می زنه. حرف های خوبی تو فيلم زده می شه. اما يه ذره آدم گيج می شه که پيام فيلم واقعا چيه (فيلم خودش يه جوريه که داد می زنه می خواد پيام بده.) و بعد هم پيام های فيلم با پليس بازی ها و سانتيمانتاليسم پنهان تو فيلم يه خورده در تضاده. يه صحنه هم داره که صورت نيکول کيدمن زخميه و شان پن با دستمال زخم هاشو پاک می کنه و نگاه های سوزناک به هم می کنن! (ياد چند تا فيلم آبکی می افتين با اين صحنه؟!) يکی از بچه ها هم می گفت آدم ياد Team America می افته اين صحنه رو می بينه و راست می گفت! خلاصه که نمی شه گفت فيلم بديه. ولی خوب به نظر من فيلم پليسی، کمدی خوبی بود و برای ما که حوصله امون سر رفته بود خوب بود. انتظار بيشتری ازش نداشته باشين به نظر من. (برای عشاق نيکول کيدمن: نيکل کيدمنش خوب بود! فقط کاملا پاستوريزه بود!!)
خوب ها:
Being Julia رو دوست داشتم. شايد از نظر سينمايی فيلم خيلی مهمی نباشه (البته آنت بنينگ برای اين فيلم کانديد اسکار شده بود)، ولی من خيلی دوسش داشتم، مخصوصا آخرش رو که آنت بنينگ به اين نتيجه می رسه که خودش از همه آدمای ديگه زندگی اش مهمتره و به اميد کسی نبايد باشه و با خودش تنهايی شام می خوره… حميدرضا خيلی خوب نوشته در مورد اين فيلم.
ايستگاه متروک (عليرضا رئيسيان) رو تو سينمای کوچيک مستقل اينجا ديدم چند هفته پيش. قبلا ترسونده بودنم که از اين فيلماست که خواب آوره و فقط ليلا حاتمی اش خوبه! ولی با وجود اينکه فيلمنامه اش رو کيارستمی نوشته، از لحظه های کشدار تو فيلم خبری نبود و اتفاقا بازی ليلا حاتمی رو خيلی دوست نداشتم! فيلم درباره يک روزه که يه زن (ليلا حاتمی) و شوهرش که عکاسه تو راه سفر زيارتی به مشهد برای اينکه حاجت بگيرن که بچه زن برای بار سوم سقط نشه وسط راه می مونن و مجبور می شن چند ساعتی تو يه ده کوچيک و دورافتاده پر از بچه و بدبختی بمونن. ده واقعا زشته، و بدبختی از سر و روش می باره.
خيلی چيزا هم بود تو فيلم که دوست نداشتم. مثلا بازی کردن با نماد آهو تو سفر به امام رضا، حالت های ليلا حاتمی، قضيه گوسفندی که بچه مرده به دنيا مياره، قضيه نماينده مجلس شدن فيض الله…
ولی فيلمش يه جوری بود. اون بچه ها، اون بدبختی که توش بودن و با وجود اون شادی و سرزندگيشون، اون داد زدن های دختر معلول که “يکی بياد منو ببره”، شيطنت ها و با مزه گی هاشون، کلا سيستم کلاسشون، وقتی ليلا حاتمی اون بچه معلول رو بقل می کنه و حس مادری آدم يهو قلمبه می شه، اصلا ولش کن! نمی دونم چی بود تو فيلم که ازش خوشم اومد. فقط می دونم اون بچه ها خيلی خوب بودن و زندگی و اميد از سر و روشون می باريد و فيلم کاملا ارزش يه بار ديدن رو داشت و ديدن يه فيلم ايرانی تو سينمای کوچيک اينجا حس خوبی داشت.
آخرين فيلم خوبی هم که ديدم 11′ 09″ 01 – September 11 بود. يه فيلم 11 اپيزودی ساخته 11 تا کارگردان مختلف که يکيشون هم سميرا مخملباف بود. هر اپيزود هم 11 دقيقه بود. البته بعضی اپيزود هاش خيلی خوب نبود. ولی کلا قسمت های مختلف فيلم رو که کنار هم بذاريم تصوير جالبی به دست می آد. هر کارگردانی کاملا ساز خودش رو زده و سبک خودش رو هم داشته و فيلم پر از خلاقيته. چند تا تيکه فوق العاده هم تو فيلم هست. البته فيلم خيلی جديد نيست. اما برای من ديدنش جالب بود. اينجا و اينجا در مورد فيلم می تونين بيشتر بخونين. اگه حوصله کنم بعدا در مورد اين فيلم مفصل می نويسم.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.