GRE

من بالاخره چهارشنبه شاخ غول رو شيکستم و امتحانم رو خوب دادم! اين مدت رسما پدرم دراومد و در کنارش پدر آقای همسر رو هم درآوردم. اصولا چون شبا مخم بهتر کار می کنه، از ساعت 8 شب تا 8 صبح درس می خوندم و بعدش می خوابيدم تا 5 بعد از ظهر. خونه به طرز فجيعی کثافت شده بود و ما همه جای خونه روی علم و دانش راه می رفتيم. از همه بدتر ابروهای من بود که از پاچه بز هم بدتر شده بود. ازدواج بعضی وقتا هم خوبه ها! وقتی که خودت حالت از خودت به هم می خوره، يکی هنوز هست که تحملت می کنه و درکت می کنه و با تو در کثيف کردن خونه شريک می شه که عذاب وجدان نگيری!
شب قبل از امتحان يه تست آزمايشی زدم و هر بخش نمره ام صدتا از امتحان قبليم هم کمتر شد. داشتم رسما سکته می کردم. شبش تا صبح نخوابيدم و عين يه روح سرگردان قدم می زدم. يه جورايی اين امتحان برام با موندنم تو آمريکا ارتباط داشت. تصميم جدی گرفته بودم که اگه بد شد امتحانم و نتونستم پذيرش بگيرم برگردم ايران. تو بهشت موعود هم باشی اگه نتونی کاری بکنی و عين يه انگل وابسته به يکی ديگه باشی هيچ فايده ای نداره. می دونم که رابطه زناشويی رو از اين ديد نبايد نگاه کرد و هر کدوم از دو طرف ممکنه در يه بخشی از زندگی به هم ديگه کاملا وابسته بشن و به هم کمک کنن، اما با وجود دونستن اين مساله باز هم تمام اين مدت حس بدی داشتم. اينکه توی کشوری مثل اينجا باشی که هزار تا امکانات برای شکوفايی داره، و تو يک زن خونه دار احمق بشی (زن های خونه دار لزوما احمق نيستن، من احمق شدم!) که می خوره و می خوابه و مصرف کننده صرف هستش از ايده آل های من خيلی دور بود و راستشو بخواين خودمو براش آماده نکرده بودم.
برای همين بود که بعد از امتحان وقتی نمره هام رو روی مانيتور ديدم نزديک بود اون وسط از خوشحالی جيغ بزنم. تمام راه رو تا خونه عين ديوونه ها رانندگی کردم. دو سه جا نزديک بود تصادف کنم اما به خير گذشت.
به آقای همسر که سر کلاس بود اس ام زدم و خبر دادم. اونم اومده بود از کلاسش بيرون و به هر دوست و آشنايی که تو آمريکا دارم و تلفنشون رو داره زنگ زده بود و خبر داده بود و خلاصه من به مدت 4 ساعت داشتم با تلفن حرف می زدم! فکر کنم بيشتر از من اون خلاص شد از دست موجود مزخرف و نا اميدی که من شده بودم اين همه مدت…
(حالا اين نمره هايی که من پزشون رو دارم اينقدر می دم تحفه ای هم نيست، يه جورايی حداقل نمره است، اما چون هر کدوم صد نمره از دفعه قبل بيشتر شده براشون ارزش داره و کلا هم از 1000 که حداقل نمره برای پذيرش هست بيشتره شده.
Verbal: 460
Quantitative: 570 )

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.