مدتها بود حناق مزمن گرفته

مدتها بود حناق مزمن گرفته بودم. هيچ مرگيم نبود. اوضاع خيلی بهتر از هميشه هست. حالم بهتره. تو خلاء برای خودم قلت می زنم. هرروز تلويزيون نگاه می کنم و ملتی که تو سونامی (دريالرزه؟!) همه چيزشون رو از دست دادن می بينم و می گم کاشکی ايران بودم الان، چون مثل همه خبرهای ديگه عکس ها و فيلم های کمتری تو تلويزيون ايران نشون می دن از فاجعه، چون ملت بی خيال ترن اونجا. اينجا يه دختر کوچولو ليموناد درست می کنه و می فروشه و هزار دلار به نفع مردم آسيای شرقی جمع می کنه. می دونم، دختر کوچولو شيکمش سيره. موهاش بوره، چشاش آبيه، خونه اش گرمه. می دونم ملت ما نون ندارن بخورن چه برسه به کمک به بقيه ملت ها. خبرها رو گشتم و چيز زيادی پيدا نکردم از همدردی يا کمک دولت ايران. می دونم دولت ايران شب و روز مشغول کمک به بمی هاست! خوب ما هم که کارهای مهم تری داريم. بقيه مردم دنيا بايد به ما فوری کمک کنن. ما نمی تونيم به بقيه ملت دنيا کمک کنيم. ايرانی بودن يعنی همين ديگه. و می مونه شرمندگی برای دوستی که بهش قول دادم کاری کنم و ديدم اصلا توانش رو ندارم. فکر کن می شه مثلا وبلاگی های توی ايران رو جمع کرد برن به اعتراض به دولت ايران برای بی تفاوتی نسبت به سونامی مثلا جلوی سازمان انتقال خون جمع شن و برای سونامی زده ها خون بدن؟ می گن بهم حالت خوشه؟ جات راحته؟ شيکمت سيره؟ موهات بوره؟ چشمات آبيه؟ خونه ات گرمه؟ وبلاگت فيلتر نيست؟ دوستات تو زندان نيستن؟ منم می رم تلويزيون رو خاموش می کنم و سعی می کنم به لبخند تمسخرت يا شايد آه از ته دلت توجه نکنم. می رم با شلوار کوتاه و تاپ دوچرخه سواری می کنم و از آزاديم لذت می برم. شايد مست هم بکنم الکی. تنها راهش اينه که تلويريون رو خاموش کنی و چند وقت روزنامه و سايت های خبری رو نخونی و نهايتش اخبار جدايی براد پيت و جنيفر آنيستون رو دنبال کنی. دو سه تا گيلاس مرلو هم بری روش بالا. زنده باد خليج هميشگی فارس!!

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.