*لينك عكسها و گزارش تصحيح

*لينك عكسها و گزارش تصحيح شد (اشتباه شده بود، دوباره ببينين!)
از يادداشتهای شهر شولوغ
زمزمه هاش پيچيده بود، برگزار نمی شه، امسال بهشون مجوز نمی دن. و بعد معلوم شد که مجوز دادن. برنامه از قبل معلوم بود. امسال سال مبارزه با خشونته. سال حرف زدن از خشونته، خشونت عليه زنا، اصلا عليه همه آدما. ساعت 12 شب ديشب بود. همه تو پال تاک بوديم. خيلی ها از اميد حرف می زدن. از برابری زنا و مردا. اصلا نفهميديم از ساعت 7 شب تا 2 شب چه جوری وقتمون تو سمينار پال تاک گذشت. همه با همه اختلافاتی که با هم داشتن آخرش روز جهانی زن رو تبريک می گفتن. بايد همه باشن، هر کی با هر عقيده ای. خانم احمدی گفت خبر خبرگزاری فارس اشتباهه. می خوان شايعه پراکنی کنن. مجوز دادن. من امروز نيروی انتظامی بودم. همه به هم اس ام اس می زدن. صبح با صدای اس ام اس از خواب پا شدم. روز جهانی زن مبارک، يه دونه، دو تا، سه تا…ميای پارک لاله امروز؟ ساعت 5 می بينمت. کی عکس می گيره؟ کی گزارش می نويسه؟ روز جهانی زن مبارک! عکاس جور شد…
ساعت پنجه. نمی تونی از کارخونه لعنتی بيای بيرون. هيچکس اينجا بهت تبريک نگفته. خوشحالی! اينجا استثنائا به خاطر زن بودن تبعيضی بهت نشده. پس اينجا احتياجی نيست ياد کسی بياری. اس ام اس ها دوباره شروع می شه. کجايی؟ شلوغ شده؟ موبايل زنگ می خوره. نرفتی اونجا؟ می گن بزن بزن شده. من الان اينجام، نمی ذارن برگزار شه. بالاخره می رسی. پسره رو جلوت با باتوم می زنن. لباس سبز تنشونه، ولی با باتوم می زنن. پيرمردای پارک ميان پسره رو از دستشون بيرون می کشن. آقا به چه حقی می زنينش؟ پسره داشت می رفت خونشون. آقا چرا می زنی؟ حق نداری بزنی. آخه مگه من چيکار کردم؟ رو به ما داد می زنن. برين گم شين. حتما بايد بهتون توهين شه؟ فحش دلتون می خواد. برين تا نزديمتون. باورم نمی شه “گ” کتک خورده باشه. محکم کوبوندن تو سرش، آروم ترين دختر خبرنگاری که ممکنه تو عمرت ببينی. داشته آروم راه می رفته. ساعت 11 صبح اعلام کردن لغو شده. وقتی که ديگه نمی شه به بقيه خبر داد. باد مياد. يه قطره بارون می ريزه رو صورتت. پارسال همه می خنديدن. موضوع پارسال صلح بود. شيرين عبادی با شور و حال حرف می زد. حق زيستن رو بهمون بدين، ما خودمون بقيه حقامون رو می گيريم. شادی لپاش گل انداخته بود. از کنوانسيون حرف زد. حتی يه دختر چادری هم رفت بالا و از جمعيت خودشون حرف زد. همه دست می زدن. همه می خنديدن. باد ميومد. خيلی باد ميومد. دو نفر وايساده بودن و پلا کارد رو تمام مدت تو دستشون گرفته بودن و شرط می بندم اصلا خسته نشده بودن. پارسال نيروهای انتظامی آروم دورمون وايساده بودن و به حرفا گوش می دادن. پارسال هيچکس کسی رو اذيت نکرد. نه، شايدم بعضيا خيلی اذيت شده بودن که امسال… امسال آمفی تئاتر خالی خالی بود. هيچکس نمی خنديد. هيچ پلاکاردی نبود. شعار دادن، کتک خوردن، دوييدن، فحش خوردن، روز جهانی زن روهم جشن گرفتن!!
*گزارش سايت زنان از مراسمی که برگزار نشد به همراه عکسهای زيبای آرش عاشوری


گزارش تصويری آرش عاشوری از پارک لاله در سايت فرهنگی پندار

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.