خب نشد، چيکار کنم. نرفتيم.

خب نشد، چيکار کنم. نرفتيم. مثل خيلی چيزای ديگه. کاشکی لا اقل بليطها رو داده بودم يکی ديگه می رفت. منم عوضش گرفتم تخت خوابيدم و به هيچ چی فکر نکردم. 48 ساعت بود نخوابيده بودم. حتما باز تقصير من بود. اه حوصله ام سر رفت از بس همش تقصير منه. سبکی تحمل ناپذير هستی، سبکی تحمل ناپذيرهستی، سبکی تحمل ناپذير هستی….
چقدر زود بد شد.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.