بایگانی ماهیانه: اکتبر 2003

من دوباره فردا (يعنی امروز

من دوباره فردا (يعنی امروز ديگه چون ساعت الان 4:30 صبحه!) دارم ميرم شمال تا فصل بعدی تزم رو بنويسم. اين فصل راجع به زنای مسلطه، يعنی زنايی که برعکس زنای فصل قبلی که فلج بودن، رو خودشون و محيط … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای من دوباره فردا (يعنی امروز بسته هستند

چند تا لينک: اول از

چند تا لينک: اول از همه اينکه آينه جونم گردگيری شده با يه کليپ خيلی قشنگ درباره خانم عبادی که مثل هميشه با شعر زيبای سارا همراهه. يک عالمه لينک دوستان آشنايان رو هم يا اضافه کردم يا عوض شده. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای چند تا لينک: اول از بسته هستند

راستی، من بعد تقريبا يه

راستی، من بعد تقريبا يه سال لينک آرشيوم رو دوباره گذاشتم اين گوشه 🙂

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای راستی، من بعد تقريبا يه بسته هستند

سبکی تحمل ناپذير هستی، چشمانی

سبکی تحمل ناپذير هستی، چشمانی که می خواهند مقاومت کنی و تمام نشوی. چشمانی که اميد دارند. چقدر هم اميد دارند. حسوديم می شود. انگار آخر پرواز است برای من. بايد بخوابم. روياهايم خاکستری شده اند اين روزها، با تنی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای سبکی تحمل ناپذير هستی، چشمانی بسته هستند

چيزی بگو، حرفی بزن…. ——–

چيزی بگو، حرفی بزن….

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای چيزی بگو، حرفی بزن…. ——– بسته هستند

از يادداشتهای شهر شولوغ مثل

از يادداشتهای شهر شولوغ مثل هميشه دير شده. مثل هميشه کنسرت نيم ساعت دير شروع شده و نيم ساعت دير تموم شده. من نبايد الان اينجا باشم. قرار بوده جای ديگه ای باشم. به ساعتم نگاه می کنم. هنوز وقت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از يادداشتهای شهر شولوغ مثل بسته هستند

خسته ام. خيلی خسته. امشب

خسته ام. خيلی خسته. امشب ساعت 9 شب می ريم فرودگاه. زنا با روسريای سفيد، مردا با پيرهنای سفيد. هممون يکی يه شاخه گل رز سفيد می گيريم دستمون. همون. همه مردم ايران. حتی اگه نتونه کسی بياد ته دلش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خسته ام. خيلی خسته. امشب بسته هستند

تهران نبودم، جمعه شب از

تهران نبودم، جمعه شب از کيش برگشتم. جشنواره سينمای آوانگارد بود. از بس نبودم دوستام بهم می گن بی معرفت. کامپيوتر بيچاره ام خاک گرفته. بعضيا می گن نمی دونستيم شوهر کردن اينقدر تورو جذب خودش می کنه که ناپديد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای تهران نبودم، جمعه شب از بسته هستند

اگه يه زنی زنا بکنه

اگه يه زنی زنا بکنه و شوهرش موقع زنا ببينتش می تونه بکشتش. نتيجه: اون زن مُرده. اگه به يه زن تجاوز بشه و اون زن مقاومت نکنه و بذاره بهش تجاوز بشه، حتی اگه شوهرش نفهمه زن تا مدتهای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اگه يه زنی زنا بکنه بسته هستند

اگه با حکم اعدام افسانه

اگه با حکم اعدام افسانه نوروزی مخالفين لطفا اين طومار رو امضا کنين: (کد های لوگو رو می تونين از وبلاگ سرزمين آفتاب بردارين.)

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اگه با حکم اعدام افسانه بسته هستند