بایگانی ماهیانه: آگوست 2003

“خانم ها و آقايان يک

“خانم ها و آقايان يک زن جهان سومي با شما صحبت مي کند. نوشتم صحبت مي کند…بله،اين زن جهان سومي در تقاطع بزرگراه هاي اطلاعاتي جهان اکنون مي تواند از موهبت بزرگ صحبت کردن برخوردار باشد اينجا در ارتفاع 2003 … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای “خانم ها و آقايان يک بسته هستند

آقامون احسان شريفی شد! بابا

آقامون احسان شريفی شد! بابا درسخون، بابا اينکاره! بابا جزيره! ؛) (شيرينی فراموش نشود)

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آقامون احسان شريفی شد! بابا بسته هستند

آقا می گن شيراز هواش

آقا می گن شيراز هواش خيلی خوبه، جاهای ديدنی هم زياد داره! حافظ، سعدی، خانه قوام السلطنه!! هتل هما!!!!! ؛)

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آقا می گن شيراز هواش بسته هستند

يه بلای گنده سر اين

يه بلای گنده سر اين ميل باکس من اومده. فکر می کنم اکثر ايميلهايی که اين دو سه روزه ريپلای کردم برگشت خورده و منم اکثر پيغامهای برگشت رو پاک کردم. مشکل اين ميل باکس درست شه همه جوابها رو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يه بلای گنده سر اين بسته هستند

خوب من مثل اينکه بايد

خوب من مثل اينکه بايد باز يه چيزی رو توضيح بدم. من خودم رو فمينيست نمی دونم و ادعای فمينيست بودن هم ندارم. دليلش هم اينه که آدم بايد وقتی ادعای چيزی رو بکنه که در موردش آگاهی کامل داشته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خوب من مثل اينکه بايد بسته هستند

واقعا از همه کسايی که

واقعا از همه کسايی که برام ايميل زدن يا بهم تلفن يا SMS زدن يا تو وبلاگاشون تبريک گفتن ممنونم. خيلی خيلی خوشحالم کردين و بهم انرژی مثبت دادين. واقعا ازتون ممنونم. همه ايميل هارو جواب ميدم. فقط ممکنه يه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای واقعا از همه کسايی که بسته هستند

رسمی ترين ازدواج وبلاگی! پينکفلويديش

رسمی ترين ازدواج وبلاگی! پينکفلويديش خواهر عزيزم که تو تمام اين سالها، يعنی از 11 سال پيش بهترين دوست من بوده با پيام چرندياتی، داداشی عزيزم، امروز ازدواج کردن. نمی تونم بگم چقدر خوشحالم. هنوز خودم حاليم نيست که چيکار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای رسمی ترين ازدواج وبلاگی! پينکفلويديش بسته هستند

قرار شد بيان خونمون. يهويی

قرار شد بيان خونمون. يهويی به آدم يه حس بدی دست ميده. هی بايد تحت فشار باشی. کی چی می گه. چی بپوشم؟ از همون اولش گفتم چايی نمی آرم. روز قبلش باباش شوخی می کرد باهام و می گفت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای قرار شد بيان خونمون. يهويی بسته هستند

ناراحت می شه می گم

ناراحت می شه می گم عاشقش نيستم. هر حسی که اسمشو عشق گذاشتم بد جوری حالمو گرفت و منو خورد کرد. فهميدم که اسمشون عشق نبوده. عشق يهويی به وجود نمياد. نيمه های گمشده که همو می بينن دوست دارن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای ناراحت می شه می گم بسته هستند

کله ام داره می ترکه.

کله ام داره می ترکه. سه روزه ميگرن دارم. فقط دلم می خواد دممو بدارم بذارم رو کولم و دربرم. خوب اين درسته که همه چی اونجوری که تو دلت می خواد نمی شه. ولی چرا ايندفعه هيچچی اونجوری که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کله ام داره می ترکه. بسته هستند