داره می شه يه هفته.

داره می شه يه هفته. تا الان دوهزار و سيصد و پنجاه و يکی. عصبانيم. روند اجتناب ناپذير دوست نداشتنی. اون اولا يه اتمسفر سيب زمينی وار بود ولی خوب بود. کدومش بهتره؟ نبودن يا بودن ولی سيب زمينی بودن؟ بايد دل کند. سخته. يواش يواش. بی سر و صدا. فکر بعضی چيزا، فکر، فکر، فکر…
هی الکی می گفتم بابا بی خيال، جدی نگيريم. جينگول باشيم. خودمم می دونستم نمی شه آخه. تا کی می شه جينگول مستان بود؟
ديگه هيچ چی جز گل واژه نمی تونم بگم.
داره می شه يه هفته…

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.