بایگانی ماهیانه: مارس 2003

من دارم فردا بعد از

من دارم فردا بعد از 12 سال ميرم شمال. البته تو اين مدت دوبار رفتم، ولی تور يک روزه بوده و بيشتر تو اتوبوس بوديم. تمام مدت هم چون عقده ای شده بودم جو منو گرفته بوده و به آسمون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای من دارم فردا بعد از بسته هستند

خوب بالاخره تو اين

خوب بالاخره تو اين هيرو ويری جنگ، اسکار هم برگزار شد، فرش تقريبا قرمز هم پهن کردن، نيکول کيدمن جان هم بر شک هاش غلبه کرد و به مراسم رفت (احتمالا اگه سر حرفش می موند و نمی رفت يه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خوب بالاخره تو اين بسته هستند

فرزند دات کام يه سايتيه

فرزند دات کام يه سايتيه که برای اطلاع رسانی به خونواده ها درست شده. در ضمن عکسای گوگولی بچه ها هم توش پيدا می شه D:

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای فرزند دات کام يه سايتيه بسته هستند

کشتی شکستهء اقتصاد ايران به

کشتی شکستهء اقتصاد ايران به دنبال سکاندار. (تحليل نيما رسولزاده از فوت آقای نوربخش)

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کشتی شکستهء اقتصاد ايران به بسته هستند

کاپو چينو و فروغ اين

کاپو چينو و فروغ اين هفته بهاری بهاری ان 🙂

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کاپو چينو و فروغ اين بسته هستند

تعطيلات من مثلا شروع شده

تعطيلات من مثلا شروع شده يکی دو روزه! ولی خوب بازم به هيچ کاريم نمی رسم چون بر عکس هميشه ايندفعه همش خوابم! ديروز که شيک از ساعت 6 بعد از ظهر تا ده و نيم شب خوابيدم! بعد دوباره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای تعطيلات من مثلا شروع شده بسته هستند

بچه مون به دنيا اومد

بچه مون به دنيا اومد بالاخره! از همتون + …. و … ممنونم.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بچه مون به دنيا اومد بسته هستند

کارت پستالهای نوروز کاپوچينوی ورژن

کارت پستالهای نوروز کاپوچينوی ورژن بهاريه! کار حميد رضا نصيری.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کارت پستالهای نوروز کاپوچينوی ورژن بسته هستند

1_ بالاخره داره تموم

1_ بالاخره داره تموم می شه. بالاخره اين سال عجيب و خوب و دردناک و دوست داشتنی داره تموم می شه. بالاخره سال که تحويل بشه يکی ديگه از کارايی که می خواستم انجام بدم هم تموم می شه و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای 1_ بالاخره داره تموم بسته هستند

2_ چهار شنبه سوری

2_ چهار شنبه سوری رو راستی چيکار کردی؟ “تمام روز را در آيينه گريستم…” صدای ترق و توروقشون سرمو بيشتر درد مياورد. پنبه تو گوشم بود. روسری گل گليم رو هم که دور سرم بسته بودم هی مياوردم روی گوشام، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای 2_ چهار شنبه سوری بسته هستند