کارپه ديم، همونی که بايد

کارپه ديم، همونی که بايد باشه. همونی که بايد بگه. همون کوچه های آشنا ….
“…بخند ! جالبه که ديگه حتی به خودت مجال نفس کشيدن هم نمی دی . بی وقفه با کليد ها بازی می کنی . آن و آف . بازی غريبيه ، ولی به تو حال می ده . بی رحمانه لذت می بری . بازی کن . فقط يه چيز ، آخر بازی رو يادت نره . اگه ببازی ، همه چی تمومه ها ، اين بار ديگه سقوط کامل …”
ادامه

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.