بایگانی ماهیانه: ژانویه 2003

آقا جان اين لينکا قلمبه

آقا جان اين لينکا قلمبه شده تو گلوم نمی دونم کدومشو بگم! دامون پرشيامون عزيز بالاخره بعد از مدتها که درگير سايت زيبا و دوست داشتنی سی نما دات کام بود وبلاگشو دوباره زده به اسم پادساعت گرد که البته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آقا جان اين لينکا قلمبه بسته هستند

سايت فدراسيون اسکی سايت

سايت فدراسيون اسکی سايت باحاليه (البته نه از نظر فنی). خبرای مربوط به اسکی و برنامه پيش بينی آب و هوای ديزين هم داره. البته يه خورده قيا فه اش جينگول مستانه. ولی من باهاش حال کردم. مخصوصا که الان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای سايت فدراسيون اسکی سايت بسته هستند

ديشب يک عالمه حرف داشتم

ديشب يک عالمه حرف داشتم بزنم ولی خدا بهتون رحم کرد و من حناق گرفتم. حالم اونقده بد بود و اعصابم از دست بعضی از دوستام اونقده خورد بود که به سرم زده بود همه چی رو بريزم بهم و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای ديشب يک عالمه حرف داشتم بسته هستند

وقتی يکی يادش نره،

وقتی يکی يادش نره، وقتی يکی هر چقدرم باهوش باشی خودشو اسير بازی نکنه، وقتی يه نفر هر چقدر هم دور شده باشه اما بازم گرمای تنت از يادش نره، وقتی يه نفر حاظر باشه بمونه، هر جوری، تا هر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای وقتی يکی يادش نره، بسته هستند

خوب يواش يواش دوباره پيدام

خوب يواش يواش دوباره پيدام می شه. يه هفته هم تموم شد. اما اونی که بايد طاقت می آورد نياورد. منم همينو می خواستم. اسمشو الان می شه گذاشت بدجنسی، عوضی بودن، فم فتل بودن. اسمشو خيلی چيزا می شه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خوب يواش يواش دوباره پيدام بسته هستند

آن سفر کرده که صد

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا بسلامت دارش…

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آن سفر کرده که صد بسته هستند

من تا يه مدت

من تا يه مدت کوتاهی (حدودا يک هفته) نمی تونم بنويسم. آن لاين هم خيلی کم می شم. ايميلها رو هم با شرمندگی فعلا نمی رسم بخونم.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای من تا يه مدت بسته هستند

هزارتا حرفه، هزارتا چيزه

هزارتا حرفه، هزارتا چيزه که همش می خوام بنويسم. دفترم پر شده از نوشته. دلم می خواد راجع به حيات نو بنويسم. تنها روزنامه ای که از نزديک با محيطش آشنا شده بودم، تنها روزنامه ای که آدماشو می شناختم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای هزارتا حرفه، هزارتا چيزه بسته هستند

8 _ غم هر

8 _ غم هر بوده و نابوده تا چند حکايت گفتن بيهوده تا چند

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای 8 _ غم هر بسته هستند

1- بابام خل شده.

1- بابام خل شده. از وقتی ماجرا رو بهش گفتم و قرار شده با هم حرف بزنن اخلاقش عوض شده. بد اخلاق. حرفای غير منطقی می زنه، به همه چی مشکوکه، الکی دعوا می کنه، امروز صبح که می خواستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای 1- بابام خل شده. بسته هستند