5 _کتاب در مورد جامعه

5 _کتاب در مورد جامعه شناسی اين خشونتها حرف می زنه. مقدمه اش که تموم می شه چشامو می بندم و به فرهاد گوش ميدم که تو فکر يه سقفه. از تحليل و واقعيت و جامعه شناسی و انتخاب و سقف متنفرم. راننده می پرسه دانشجويين؟ می گم آره اما صدام از گلوم در نمياد. آخرين مسافرا که پياده می شن منم پياده می شم که با راننده تنها نمونم. بايد تا ميدون رو پيآده بيام. کاش اينجا هم بوی پيراشکی ميداد….

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.