می خوام سر اين بلاگر

می خوام سر اين بلاگر پرو رو گول بمالم کوتاه کوتاه بنويسم. بيچاره دردسر آرشيو کردن خودش زياد می شه! ولی اين يکی فکر کنم دراز بشه. اگه دراز شد دو قسمتش می کنم.
بعد از اين مراسم وبلاگای برتر هزارتا حرف موند که نتونستم بزنم. الانم که ديگه خيلی گذشته ازش. فقط می خواستم بگم که من به اون مراسم بنا به يه دلايلی رفتم. يکی برای اينکه بگم من شايسته جايزه گرفتن نبودم و به نظر من وبلاگای شخصی نبايد داوری بشن. اين وبلاگای تخصصی در هر زمينه هستن که می شه يه جورايی با يه معيارايی سنجيدشون و جايزه هم تشويقشون می کنه که بيشتر و بهتر بنويسن و به پيشرفت ما تو خيلی زمينه ها کمک کنن. ديگه هم اينکه می خواستم جايزمو بدم به هودر، چون فکر می کنم هممون اين پديده وبلاگ نويسی رو يه جورايی مديون هودر هستيم و به نظر من به اندازه کافی تو اون مراسم ازش تجليل نشد. يه عده از وبلاگرا رو هم دلم می خواست ببينم که تو اون مراسم عجيب غريب اصلا نشد. البته نبايد بی انصافی کنيم. آقای اروج زاده خيلی زحمت کشيد و پدرش دراومد. ولی اين ماجرای دخالت دادن دولتی ها و نماينده مجلس يه جورايی بی ربط بود (موضوع اينه که کسی هم زياد تحويلشون نمی گرفت، وقتی اقای خوئينی ها داشت حرف می زد نصف سالن مشغول حرف زدن بود، منم مشغول فيگور گرفتن و زبون درازی بودم برای آرش که عکسمو بگيره. اون بيچاره هم داشت جدی سخنرانی می کرد و يه دفعه منو ديد، حالا من اميدوارم که از اون فاصله زبون منو نديده باشه! احسانم که رفت اون بالا زرپ برگشت گفت من حرف نمی زنم چون خودم از شنيدن سخنرانی خوشم نمياد! که تا اين حرفو زد من از اون ته شروع کردم جيغ زدن و امير قويدلم وادار کردم سوت بزنه. خلاصه قيافه های سخنرانای بيچاره ديدنی بود)
خلاصه همه لطف وبلاگ به اينه که هيچ قاون و قاعده و رئيسی نمی پذيره. سردبير خودتی و خودت. سال ديگه اگه جايزه وبلاگای شخصی رو حذف کنن و دولتيهام نباشن و رای گيريها يه خورده معتبر بشه، می تونن از چند تا از خود وبلاگرا بخوان مراسم رو برنامه ريزی کنن ومنم با کمال ميل حاضرم نخود آش شم. ولی خداييش هيچچی مراسم آش خورون قرار زنان ايران نمی شه. باز بگين زنا ضعيفترن! ؛)

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.