دروغ نبود. فکر می کردم

دروغ نبود. فکر می کردم يکی ديگه از شوخياشه. گفتم شايد می خواد از اين به بعد با اسم واقعيش بياد. آخه برای آهوا نوشته بود که می خواد با اسم واقعيش وبلاگ بزنه. گفتم شايد يکی هکش کرده.
دروغ نبود. گفتم شايد از دست ماها خسته شده می خواد ناپديد بشه. شايد ديگه حوصله اينجا رو نداره.
دروغ نبود. آخرين نوشته اش اين بوده:
” آهاي ملت!
كلاغي هوس پريدن دارد
لعنت بر كسي كه بالش را ببندد. “

حالا کلاغ سياه خوب و شوخ قصه هامون پريده و رفته. دارم می ترکم. اصلا نمی دونم چی بگم. هر چی به ايملهايی که تو دو هفته پيش برامون فرستاده بود فکر می کنم بيشتر حالم بد می شه. اصلا حرفی از پريدن نبود. همش شور موندن بود.
بخشی از آخرين ايملش به آهوا رو اينجا بخونين.
کلاغ سياه خوبم سفر بخير…

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.