بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2002

نمی دونم چرا اينقده انرژی

نمی دونم چرا اينقده انرژی آدما روی من تاثير ميذاره. امروز از يه ادم همش انرژی منفی گرفتم. سرم درد گرفته بود. احساس می کردم دارم خفه می شم. فقط کاشکی می دونستم چرا اينهمه انرزی منفی. آخه چرا؟

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای نمی دونم چرا اينقده انرژی بسته هستند

بابا جان من چرا اينقده

بابا جان من چرا اينقده دارم لينک ميدم اصلا برين آهوی سه گوش رو بخونين اونجا همه رو نوشتم!

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بابا جان من چرا اينقده بسته هستند

اين هم يه وبلاگ که

اين هم يه وبلاگ که به آبی بارون می مونه و کازابلانکا نگاه می کنه و دلش تنگ می شه و …. ديشب برای دهمين بار، نه… هزارمين بار کازابلانکا رو ديدم؛ رمانتيکترين فيلم تاريخ سينما به نظر من… هر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اين هم يه وبلاگ که بسته هستند

به نقل از سايت زنان

به نقل از سايت زنان ايران: خدا را شکر حرمسرا اينترنت ندارد! هفته نامه چلچراغ، 31 شهريور 81 هفته نامه چلچراغ در آخرين شماره خود در بخش “سفر با درشکه ها”، سايت زنان ايران را معرفی کرده است. در اين … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای به نقل از سايت زنان بسته هستند

آقای قاسمی توی کاپوچينو يه

آقای قاسمی توی کاپوچينو يه داستان قشنگ نوشتن به اسم پرتگاه. حالا ما هی بايد بريم بگرديم ببينيم اون کسايی که نوشته هاشون رو دوست داشتيم و ديگه وبلاگ نمی نويسن کجا نوشتن که بريم بخونيم. باد خزونه ديگه، کاريش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آقای قاسمی توی کاپوچينو يه بسته هستند

خوب تا چشم پينکفلويديش رو

خوب تا چشم پينکفلويديش رو دور ديدم بگم که بالاخره برگشته و تقريبا يه هفته است داره می نويسه. آقا جرات نداشتيم به خدا بنويسيم برگشته از ترس اينکه دعوامون کنه. ولی به هر حال از رو نرفتيم و اين … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خوب تا چشم پينکفلويديش رو بسته هستند

اين داستان رو رفتم بی

اين داستان رو رفتم بی اجازه از توی آينه آذر برداشتم. اون اتفاق آدمو ياد خودش ميندازه. ياد بی خبريش. ياد اينکه همه چيز بر باد است. ياد اينکه هواسمون باشه يه موقع دل گنجيشکه رو نشکونيم… تا مى رسد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اين داستان رو رفتم بی بسته هستند

حتی اگه تقويم نداشته باشم

حتی اگه تقويم نداشته باشم و مدتها باشه که از تاريخ بی خبر بازهم می فهمم که مهر اومده. الان هشتمين مهريه که مياد و من ديگه مدرسه نمی رم. تمام اين هشت تا مهر برام دلگير بوده. يه جور … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای حتی اگه تقويم نداشته باشم بسته هستند

مصاحبه جينگول بر و بچه

مصاحبه جينگول بر و بچه های کاپوچينو با مارک اوليويه اوترلی رفت رو خط!

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای مصاحبه جينگول بر و بچه بسته هستند

وبلاگر های عزيز دانشجويی به

وبلاگر های عزيز دانشجويی به نام “نيما اکبر پور” داره پايان نامه اش رو می نويسه و برای اينکار احتياج به اين داره که شما به سوالهاش پاسخ بدين. سوالها روی يکی از وبلاگها به اين آدرس: http://www.freewebz.com/alphaweblog/nazar.htm گذاشته شده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای وبلاگر های عزيز دانشجويی به بسته هستند