شبح عزيز مطلب من رو

شبح عزيز مطلب من رو به دقت خوند و من کاملا با نظراتش موافقم. فقط مطلب من جای دو تا سوال داشت برای شبح جان که فکر کردم اينجا توضيح بدم.
چرا مرد ايرانی؟ چرا مرد نه؟ مرد ايرانی شناسنامه خودش رو داره. ما داريم تو ايران زندگی می کنيم. جايی که با هر جای ديگه ای فرق می کنه. اگر تمام اين مسايل در ميون مليتهای ديگه بوده و الان تا حدود خيلی زيادی حل شده، دلايل زيادی می تونه داشته باشه. حداقل در مورد کشورهای اروپايی می شه گفت که اونا رنسانس رو داشتن و رنسانس تو يک شب و يه سال و حتی يک قرن طول نکشيده. اين رنسانس حداقل 3 قرن طول کشيده. بعد از رنسانس هم سالها طول کشيده تا جوامع به سوی مدرنيتـه برن . حتی تا اوايل قرن بيستم در همون جوامعی که امروز مدرن می خونيمشون زنها حقوق خودشون رو بدست نياورده بودن. اما اين اتفاق به هر حال در جوامع حداقل غربی حالا اتفاق افتاده. از اين ديد به نظر من بين مرد ايرانی و مرد غربی يا مدرن يا هرچی که اسمشو می خواين بذارين فرق هست. از ديد ديگه ای هم من اين تفاوت رو می بينم و اونم اينه که خيلی جاهای همون جوامع مدرن هم می لنگه و بعضی جاها اون ممالک از اونور بام افتادن و شايد از آزادی سواستفاده های زيادی هم شده باشه. قاطی اين بحثا ديگه نمی خوام بشم و نمی خوام بگم هر چی جوامع غربی دارن خوبه. می خوام فقط بگم که مرد ايرانی فرق می کنه با مردی از هر جای ديگه.
و اما من چرا کلمه سالم رو bold کردم. منتقدين مدرنيته و آزادی زنها هميشه اولين لبه تيز انتقادشون به سوی اين نکته است که زنها به هزاران دليل قربانی اين آزادی ها می شن و اين آزاديها باعث می شه که زن بيشتر استثمار بشه. خيلی از مردا با يه پوزخند به زنی که می خواد آزاد باشه نگاه می کنن و پشت سر تو جمعای مردونه از اين الفاظ استفاده می کنن که فلانی می شنگه، فلانی اوپنه، فلانی پا ميده، فلانی حال ميده. خيلی از مردا می گن که زن آزاد سهل الوصول تر از زن سنتيه و اين رو يه ضد ارزش می دونن. خيلی موقع ها اين سهل الوصول بودن به خرابی، ناپاکی و هرزگی تعبير می شه. خيلی از مردای ايرانی به علت همون سنتهای چندين هزارساله که بالاخره تو جوامع ديگه جاشون رو به مدرنيته دادن و تو جامعه ما هنوز جاخوش کردن نمی تونن قبول کنن که يک زن اگر سهل الوصول بوده به خاطر اينه که می خواسته از حقوق طبيعی خودش استفاده کنه ناسالم نبوده. اگه با تعبيری که مردهای سنتی دارن برای زن سهل الوصول يا هرزه بريم جلو با اين حساب مردها سهل الوصول تر و بسيار هرزه تر از زنها هستن.
به نظر من ارزشها کم کم داره عوض می شه. اما فقط بايد توجه کرد که کم کم. همه حرف من اين بود که به مرد ايرانی بايد زمان داد، و بايد درک کرد که به تدريج به سمت پذيرش تغييرات بياد و ازش نخوايم که يک شبه بتونه تمام سنتها رو بريزه زير پا و به راحتی همه آزاديهای زن رو بپذيره. من داشتم تلاش می کردم که بگم بادهای تغيير خيلی وقته که وزيدن گرفته. چه خوبه که خودمون رو بديم به دست اين باد و بريم به سمت دشتهايی که توش پرنده ها آزادانه پرواز می کنن. اما انتظار نداشته باشيم که اين باده تندتر بوزه که اونوقت يه طوفانی می شه که پرتمون می کنه به يه جنگل پر از هرج و مرج.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.