بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2002

من اعصاب ندارم. بابا عصبانيه

من اعصاب ندارم. بابا عصبانيه قاط زده امروز هر چی از دهنش دراومد بهم گفت. البته ميدونم همش از اينکه من گند زدم سر تزم آب می خوره. بايد 5 صفحه ترجمه فردا عصر تحويل بدم فقط يک صفحه اش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای من اعصاب ندارم. بابا عصبانيه بسته هستند

اين وبلاگه رو خوندين تا

اين وبلاگه رو خوندين تا حالا؟

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اين وبلاگه رو خوندين تا بسته هستند

شاگردای کلاس من اين ترم

شاگردای کلاس من اين ترم آخر شاهکارن. نويسنده های مورد علاقه از دم دانيل استيل، فهيمه رحيمی و ر-اعتمادی. اون وسط يکی ز شاگردام گفت جين آوستين (Aavestiin) می خونه و فهيمه رحيمی. هر چی تلاش کردم نفهميدم چطوری اين … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای شاگردای کلاس من اين ترم بسته هستند

اين ديگه از اون گندا

اين ديگه از اون گندا و حالتاييه که حتی تو خلوت خودم ازش فرار می کنم، چه برسه به اينکه بنويسم، چه برسه به اينکه بگم. ولی امشب ديگه دارم خل می شم. من 1 ساله درسم رو ول کردم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اين ديگه از اون گندا بسته هستند

بابا ماجرا خيلی جديتر از

بابا ماجرا خيلی جديتر از اونی شد که بايد می شد. من اصلا تو اون مطلبم نمی خواستم بحث حقوق زنا و ظلمی که به زنا می شه رو بررسی کنم . اون موضوع خيلی وسيع و مهمه و کلی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بابا ماجرا خيلی جديتر از بسته هستند

شبح عزيز مطلب من رو

شبح عزيز مطلب من رو به دقت خوند و من کاملا با نظراتش موافقم. فقط مطلب من جای دو تا سوال داشت برای شبح جان که فکر کردم اينجا توضيح بدم. چرا مرد ايرانی؟ چرا مرد نه؟ مرد ايرانی شناسنامه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای شبح عزيز مطلب من رو بسته هستند

يه جواب توپ از شبح

يه جواب توپ از شبح به مطلب زيری من. در اسرع وقت نظرم رو می گم. شبح به اين تيز بينی و نکته سنجی نوبره والا!

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يه جواب توپ از شبح بسته هستند

مرد ايرانی سنتی فکر می

مرد ايرانی سنتی فکر می کنه. مرد ايرانی هر چقدر هم بگه که روشنفکره بازهم تو ناخوداگاهش سنتی فکر می کنه. مرد ايرانی تو ناخوداگاهش دوست داره مالک باشه، دلش می خواد زيبايی های زن رو فقط خودش ببينه، زن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای مرد ايرانی سنتی فکر می بسته هستند

امروز رفتيم مانی کوچولو رو

امروز رفتيم مانی کوچولو رو ديديم. اولين بچه وبلاگی! اونقده کوچولو و خوردنيه که حد نداره. از عکساشم مامانی تره. کلی ياد نوزادی سياوش افتادم؛ وقتايی که فقط بغل من آروم می گرفت و اونقده عاشقونه بغلش می کردم که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای امروز رفتيم مانی کوچولو رو بسته هستند

قصه ديوونگی من و اون

قصه ديوونگی من و اون يکی از اون قصه هاييه که صد سال يه بار تو زندگی يه آدمی مثل من پيش مياد. فقصه ديوونگی دو تا آدم نخورده مست. دو تا آدم بی خيال. آسمونی آسمونيه. اما می دونم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای قصه ديوونگی من و اون بسته هستند