بایگانی ماهیانه: می 2002

از وبلاگ ميزگرد يه نفره:

از وبلاگ ميزگرد يه نفره: Saturday, May 18, 2002 ● قلي جان دستور صادر كردند كه بنده بروم و مقاديري لوازم بزك و دوزك تهيه كنم. حوصله اش از يكنواختي من سررفته آه اي مشاطه ازلي چه بگويم كه مرا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از وبلاگ ميزگرد يه نفره: بسته هستند

پارسا هم رفت. خسته از

پارسا هم رفت. خسته از اينهمه جارو جنجال رفت در خلوت کوههايش به دنبال اخترکش بگردد. چه کرديم ما؟

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای پارسا هم رفت. خسته از بسته هستند

يکی از هزاران: آرين گلشنی

يکی از هزاران: آرين گلشنی رو يادتون هست؟ جلال کوچولو رو چی؟ انسيه رو يادتون مياد؟ زهرا رو چی؟ خوب حالا يه فرزاد کوچولو هم بهشون اضافه شده. ايندفعه تو مشهد. يک سال و نيمش بوده. ضربه مغزی، سکته قلبی، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يکی از هزاران: آرين گلشنی بسته هستند

سنگ، سنگ، سنگ. مثل سنگ

سنگ، سنگ، سنگ. مثل سنگ شده ام. بی روح، لخت، بی حرکت. دستهايم، دستهايم را نمی توانم ديگر تکان دهم. پاهايم، پاهايم انگار جايی جا مانده اند. قلبم را که خاک کردم می دانم. چشمهايم ديگر جايی را نمی بينند. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای سنگ، سنگ، سنگ. مثل سنگ بسته هستند

يه ماجرای جالب در مورد

يه ماجرای جالب در مورد نامه عاشقانه ای که متعلق به 200 سال پيش(دوران قاجار) بوده و الان تو يه لباسی پيدا شده.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يه ماجرای جالب در مورد بسته هستند

از وبلاگ ورق پاره های

از وبلاگ ورق پاره های وبلاگ (شعری از خليل جبران): “Let me sleep, for my soul is intoxicated with love, and Let me rest, for my spirit has its bounty of days and nights; Light the candles and bum the … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از وبلاگ ورق پاره های بسته هستند

جشنواره کن تموم شد امشب.

جشنواره کن تموم شد امشب. بالاخره رومن پولانسکی هم با فيلم پيانيست نخل طلای کن رو برد. خدا می دونه اين يکی فيلم پولانسکی چه معجونيه ديگه. به نظر من فيلمهای هيچ کارکردانی شبيه پولانسکی نيست. هيچ کس نمی تونه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای جشنواره کن تموم شد امشب. بسته هستند

فقط يه صدا بود. روزای

فقط يه صدا بود. روزای زيادی برای من فقط يه صدا بود. هيچ تصوری ازش نداشتم. اصلا نمی تونستم باورکنم که اين صدا می تونه جسمی هم داشته باشه، تصويری، يا حتی رنگی. مثل يک شبح. روزهای زيادی من با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای فقط يه صدا بود. روزای بسته هستند

يه مقاديری آه و ناله،

يه مقاديری آه و ناله، يه مقاديری سگ شدن و پاچه همه رو گرفتن، يه مقاديری ميگرن، يه مقاديری شر و ور گفتن با دوستان، يه مقاديری سر و کله زدن با شاگرد ها، يه مقاديری حرف زدن با دوست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يه مقاديری آه و ناله، بسته هستند

کار عاقلانه رو کردم. بهش

کار عاقلانه رو کردم. بهش گفتم نه. تمومش کردم. بعد هم دلم رو بردم چالش کردم تو باغچه جلوی خونمون. چون مرد. دلم مرد. *** من اينجا نشستم دارم انيگما گوش ميدم و تو يه حال مزخرفی هستم. می دونم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کار عاقلانه رو کردم. بهش بسته هستند