بایگانی ماهیانه: آوریل 2002

کامپيوترم رو امروز صبح روشن

کامپيوترم رو امروز صبح روشن کردم ديدم اين ويندوزه بالا نمياد که نمياد. داشتم سکته مي کردم که اي واي باز اين بچه من حالش بد شده. خلاصه بردم يه ايکس پي روش ريختم شد مثل ماه. همه جوجو ها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای کامپيوترم رو امروز صبح روشن بسته هستند

خلاصه يک خبر بدون شرح:

خلاصه يک خبر بدون شرح: زنی رو در يه جايی تو تهرون دستگير کردن چون سقط جنين می کرده. زن به گفته خودش حداقل 4 تا سقط جنين در هفته انجام می داده. (منبع خبر: صفحه حوادث روزنامه ايران چهارشنبه) … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خلاصه يک خبر بدون شرح: بسته هستند

تو وبلاگ آوای زمين يه

تو وبلاگ آوای زمين يه مطلبی از شريعتی ديدم در مورد عشق و دوست داشتن. خيلی با نظراتش حال کردم. هر روز که می گذره بيشتر به اين نتيجه می رسم که عشق يه جور بيماری روانيه.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای تو وبلاگ آوای زمين يه بسته هستند

نمی دونم چرا هنوزم دلم

نمی دونم چرا هنوزم دلم برای شنيدن نوار”بوی پيراهن يوسف” تو جاده عباس آباد و کلار دشت تنگ می شه. نمی دونم چرا هنوزم دلم برای پيتزا خوردن تو Hot Line (تو ميدون فاطمی) تنگ می شه. امروز بهم گفت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای نمی دونم چرا هنوزم دلم بسته هستند

آقا من اينترنت ندارم. پول

آقا من اينترنت ندارم. پول هم ندارم. خيلی هم مغرورم فعلا از کسی اينترنت قبول نمی کنم! شبها ساعت 2، 3 با اکانت پينک فلويديش ميام آن لاين. برای همين جواب ايميلها بعضی اوقات زشت می شه. بعضی اوقات هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آقا من اينترنت ندارم. پول بسته هستند

فردا سال “شوکوهه”. يه سال

فردا سال “شوکوهه”. يه سال شد. خالم 10 سال پير شد. خيلی خوشحالم نمی تونم برم بهشت زهرا. 2 سال همش تو خط بهشت زهرا کار می کرديم. خاک تازگيها اشتهاش زياد شده. مرگ خوبه اما به شرطی که خودت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای فردا سال “شوکوهه”. يه سال بسته هستند

سيب زمينی داره ميره. فقط

سيب زمينی داره ميره. فقط خدا کنه بر گرده. زودم برگرده. دلم برای نوشته هاش و عروسکش تنگ می شه.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای سيب زمينی داره ميره. فقط بسته هستند

دکمه پيرهنشو که باز کردم

دکمه پيرهنشو که باز کردم عصبانی شد و گفت: “دارم باخ می زنم ها. اصلا برای تو بايد از همون آهنگای دامبولی زد.” بعد نمی دونم چرا Love Story رو زد. بعد نمی دونم چرا 5 دقيقه بعدش ديگه پيانو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای دکمه پيرهنشو که باز کردم بسته هستند

اونشب نيومد و من هنوزم

اونشب نيومد و من هنوزم می گم کاشکی ميومد.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای اونشب نيومد و من هنوزم بسته هستند

از ادکلن ارزون قيمت Off

از ادکلن ارزون قيمت Off Shore بدم مياد. آخه اون هميشه Off Shore می زد. امروز تا وارد تاکسی شدم ديدم يه مرده بوی Off Shore ميده. دلم برای چنارهای خيابون انقلاب سوخت. چقدر بايد دود بخورن.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از ادکلن ارزون قيمت Off بسته هستند