فکر می کردم کاملا تابلو

فکر می کردم کاملا تابلو باشه که نوشته قبليم (29 آوريل) مسخره است (با سرنخ هايی که داده بودم از قبيل توالت فرنگی و امين آباد و چهرازی و …) به هر حال قصد توهين به شعور کسی رو نداشتم. اگه جدی گرفتينش و مجبور شدين وقت عزيزتون رو صرف اين کنيد که به خاطر اين نوشته به من بد و بيراه بگيد يا از اين نوشته تعريف کنيد عذر می خوام و از اينکه به هر حال بهش اهميت دادين متشکرم (يادتون باشه که گل واژه معادل فرهنگستانی کلمه ک* شعر است). فقط می خواستم برای دل خودم ادای يه نفری رو درارم. من غلط بکنم رو اينها اسم شعر بذارم و ادعايی در موردشون داشته باشم. و در ضمن اصلا هم به خاطر زن بودنم ناراحت نيستم، از اون “ماهی يکبار” منظورم دوران “پريود” بود. همين.

این نوشته در Uncategorized ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.