بایگانی ماهیانه: آوریل 2002

من شايد يه چند روزی

من شايد يه چند روزی آفتابی نشم. حالم زياد خوب نيست. بی حوصله شدم. دچار روزمره گی شدم. نوشتنم هم نمياد. فردام که 320 تا ورقه بايد صحيح کنم. شايدم نوشتم. نمی دونم.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای من شايد يه چند روزی بسته هستند

برای شبح عزيز: از يه

برای شبح عزيز: از يه دختری که قربانی يک ازدواج ناموفق بود پرسيدن که نظرت راجع به ازدواج چيه. يه خورده فکر کرد و گفت قفس، بدبختی، رنج، فحش، کتک. از يه دختری که از دست محيط هميشه متشنج خونه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای برای شبح عزيز: از يه بسته هستند

فکر می کردم کاملا تابلو

فکر می کردم کاملا تابلو باشه که نوشته قبليم (29 آوريل) مسخره است (با سرنخ هايی که داده بودم از قبيل توالت فرنگی و امين آباد و چهرازی و …) به هر حال قصد توهين به شعور کسی رو نداشتم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای فکر می کردم کاملا تابلو بسته هستند

“همه جا تاريک صفحه سفيد

“همه جا تاريک صفحه سفيد همه خواب من در حوله قرمز کليک بر صفحه کی برد از تاريکی هم می ترسم. دستشويی دور ترين بهشت خداست. کاش چراغی بود.” *** “حوله قرمز پوست تنی نرم و داغ بوی خوش لوسيون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای “همه جا تاريک صفحه سفيد بسته هستند

من از دست اين ويروسه

من از دست اين ويروسه اعصاب ندارم. يه نفره ديگه هم امروز يه لطفايی کرد و انگاری برام جوجو فرستاده بود. خلاصه من رفتم هر چی ايميل تو ميل باکسم بود پاک کردم که هيچ آدرسی از کسی نباشه تو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای من از دست اين ويروسه بسته هستند

يک اتفاق خيلی بد افتاده،

يک اتفاق خيلی بد افتاده، اونم اينه که دو نفر از وبلاگرای عزيز ويروسی شده بودن. برای من هم ايميل زده بودن (خودشون نمی دونستن ويروس دارن). من هم ويروسی شدم. جريان ماجرا در وبلاگ عمومی نوشته شده (26 آوريل). … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يک اتفاق خيلی بد افتاده، بسته هستند

نه شب به خير بی

نه شب به خير بی شب به خير. اينو بايد بگم. آقا پژمان يه وجبی خاک اينترنت بالاخره بعد از صد سال پی سی خريدند و افتخار دادن بنويسن. تو رو خدا اون ماجرای شاهکار حموم رو يادتونه؟! خدا رحم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای نه شب به خير بی بسته هستند

خودمونيم من چقدر ور زدم

خودمونيم من چقدر ور زدم ها! شور گرفته بودم انگاری! شب به خير.

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای خودمونيم من چقدر ور زدم بسته هستند

ديروز که البته الان می

ديروز که البته الان می شه ديگه پريروز همونطور که گفتم مراسم اولين سال دختر خاله ام بود. اون پارسال بعد از 15 سال از آمريکا اومد ايرون و همش 25 روز زنده بود. (بعد از 8 سال سرطان). حالا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای ديروز که البته الان می بسته هستند

آخيش کامپيوتر جون خودم. فارسيش

آخيش کامپيوتر جون خودم. فارسيش رو هم اينستال کردم. فقط نمی دونم چرا نمی تونم تو Notepad فارسی بنويسم. کسی می دونه؟ راستی از دوستانی که به من گفتن “ی” هام درسته تشکر می کنم. الان يه جمله اينجا می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آخيش کامپيوتر جون خودم. فارسيش بسته هستند