بایگانی ماهیانه: مارس 2002

آينه خانوم گردگيری شده، با

آينه خانوم گردگيری شده، با صدای مخملی محمد نوری و با روايت بهاری که خوابش نمی بره .

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آينه خانوم گردگيری شده، با بسته هستند

از وبلاگ خانوم گل: “…من

از وبلاگ خانوم گل: “…من از بلاتكليفي و شك بيزارم.شك خوبه ولي براي عبور نه براي موندن.حالا كه خدا نميتونه(نميخواد)منو ازين شك در بياره خودم در ميام.من ميمونم و عقل خودم.اونوقت ديگه دست و پام هيچ كجا نميلرزه.ديگه راحت ميشم.از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از وبلاگ خانوم گل: “…من بسته هستند

از يادداشتهای اين شهر شلوغ:

از يادداشتهای اين شهر شلوغ: شهر سياه پوش شده. هر جا که می ری پر از علم و علامت و پرچم و يک عالمه رنگه. البته سياهيها هم که جای خودشون رو دارن. گله به گله صف هايی رو می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای از يادداشتهای اين شهر شلوغ: بسته هستند

يه خونه بزرگه تو پامنار.

يه خونه بزرگه تو پامنار. اندرونی بيرونی داره. مطبخ داره. وسط خونه يه حياط گنده با حوض داره. بچه که بوديم اونقدر اونجا می پريديم بالا پايين که حد نداشت. صد ساله که اين خونه حسينيه است. مال يکی از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای يه خونه بزرگه تو پامنار. بسته هستند

آقا من اومدم چی بنويسم

آقا من اومدم چی بنويسم چی شد! مطلب زير رو نوشتم که بگم مثلا بهم يه خورده خوش هم گذشته تو عيد. بعد يه دفعه شور برم داشت. اين دو سه روزه خيلی مطلب نوشتم تو دفترم. ولی همشون غمناک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای آقا من اومدم چی بنويسم بسته هستند

بازم عيد اومد همون عيد

بازم عيد اومد همون عيد لعنتی که ازش متنفرم. بازم بهار اومد همون بهاری که عاشقشم. بازم شکوفه های عزيزم دراومدن. سفيد، زرد، قرمز، بنفش. بازم دلتنگيهای من اومد. اما امسال يه فرقی با سالهای ديگه داره. امسال دلم تنگ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای بازم عيد اومد همون عيد بسته هستند

100 تا ورقه بايد صحيح

100 تا ورقه بايد صحيح می کردم. الان ساعت 4 صبحه و 30 تاش صحيح شده. يه کتاب هست که بايد تا 4 شنبه با پينک فلويديش ترجمه کنيم و تايپ کنيم و تحويل بديم. يه شاگرد هست که بايد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای 100 تا ورقه بايد صحيح بسته هستند

زندگی خيلی عجيبه. انگار تازه

زندگی خيلی عجيبه. انگار تازه دارم کشفش می کنم!

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای زندگی خيلی عجيبه. انگار تازه بسته هستند

نمی دونم مطلب “رضايت شغلی

نمی دونم مطلب “رضايت شغلی “پينک فلويديش رو خوندين يا نه. منکه خيلی حال کردم. نه به خاطره اينکه رئيس عزيز الهی قربونش برم منه (که البته هست چون باز امروز ديرکردم!) و يا اينکه دوست جون جونيمه. بلکه به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای نمی دونم مطلب “رضايت شغلی بسته هستند

گاهی اوقات فکر می کنم

گاهی اوقات فکر می کنم هيچی مثل ديدن يه دوست قديمی آدم رو شاد نمی کنه. يه روز سخت و وحشتناک داشتی مثل خيلی ديگه از روزهات. سردته و داره بارون مياد. حال و حوصله نداری. يه کارايی کردی که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در Uncategorized | دیدگاه‌ها برای گاهی اوقات فکر می کنم بسته هستند